رودخانه برفی (۲۱)

۱ به نیک می گم می دونی معنی پرسش چیه؟ میگه نه. میگم یعنی سوال. ـ پاسخ چی؟ ـ کسی که سوال پرسیده؟ ـ نه. یعنی جواب. سوال و جواب عربی هستند و پرسش و پاسخ فارسی. ـ اصلا به نظر نمیاد. دلیلش هم اینه که ما از کلمات فارسی تر بیشتر تو نوشته ها […]

کاربرد فحش در زبان

این پست درباره موضوعیه به نام فحش دادن. البته نه فحش هایی که مردم تو صفحه های اجتماعی به هم می دن. بلکه کاربرد فحش در زبان. البته من زبان شناس نیستم و همه این چیزهایی که می نویسم برداشت شخصی خودمه. سالهاست که ترجمه حرفه ای انجام می دم و مترجم رسمی هم هستم […]

فارسی و بچه های ما مهاجران (۲)

خب این شروع کار به صورت خیلی خلاصه بود. منتها بچه ها پنج روز هفته رو مدرسه می رن و قرار نیست ما بهشون برای یادگیری فارسی فشار مضاعف وارد کنیم. اینجا ایران نیست که فشار کنکور و درس وجود داشته باشه و فرهنگ این جامعه هم درس محور نیست. پس باید از فرصتهای کوچیکی […]

زبان مادری

یکی از مسائلی که در مهاجرت همه رو درگیر می کنه و بسیار مهم و تاثیرگذار هست، حفظ زبان مادریه. برای مهاجری مثل من که حدود سی سالگی به کشور جدید پا گذاشته، طبعا زبان مادری نه تنها فراموش شدنی نیست، بلکه صحبت کردن فارسی با لهجه انگلیسی هم چیزی جز ادا در آوردن نمی […]

توی مدارس استرالیا چی یاد می دن؟ (۲)

وقتی پست شماره یک رو نوشتم، چندین بار مرورش کردم و مطمئن شدم که همه چیز رو توش آوردم. همچین که پابلیش کردم، همینطور چیزهای دیگه یادم اومد و یادداشت برداشتم تا به جایی رسید که دیدم میشه پست دومی دربارش نوشت. قبل از اینکه بخوام شروع کنم، باید این نکته رو مجددا یادآوری کنم […]

توی مدارس استرالیا چی یاد می دن؟ (۱)

اینکه توی مدرسه های استرالیا به بچه ها چی یاد می دن، ممکنه براتون سوال باشه. واسه منم سوال بود و تنها چیزی که ازش می دونستم این بود که چیز بدی یاد نمی دن. به طور خلاصه خدمتون می گم که آموزش درست بچه هاتون، یکی از چیزهاییه که به تنهایی برای تحمل همه […]

رودخانه برفی (۱۰)

آخرین رودخانه برفی که نوشتم، قبل ایران رفتنم بود. فرصت نشد که این مدت بنویسم و این فکر واسه بعضی دوستان پیش اومد که من وبلاگ نویسی رو ول کردم. نه، اصلا اینطور نیست. من خیلی به وبلاگ نویسی علاقه دارم. منتها یه مدته که دارم کارهای رسانه ای دیگه ای رو هم چک می […]

روزانه (۲)

امروز خانم همکار اوزیم می گفت: «این سوپروایزر انگلیسیه چقدر تند حرف میزنه! من نمی فهمم چی میگه ». گفتم «شما هم نمی فهمین حرفاشو؟»،  گفت: «نصفشو می فهمم». همون سوپروایزر انگلیسیه وقتی فهمید ما ایرانی هستیم، گفت که یه همکار داشته تو انگلیس که تعریف می کرد در حین خدمت مقدس سربازی، توی غرب […]

کودکان مهاجر و زبان جدید

این دفعه می خوام دوباره درباره بچه ها بنویسم و درباره موضوعی که خیلی از مهاجران رو نگران می کنه، یعنی توانایی بچه در برقراری ارتباط به زبان انگلیسی. هیچی واسه یه پدر و مادر مهاجر سخت تر از این نیست که بخوان بچه رو توی محیطی که هیچی از زبون اطرافیان نمی فهمه رها […]

رودخانه برفی (۵)

جابجایی بین ایالتی در استرالیا دنگ و فنگ هایی داره که از اول به چشم نمیاد. این دنگ و فنگ ها هزینه هم داره. من نقل مکان کردم از کویینزلند به ویکتوریا، چون باید این کار رو می کردم و فرصت اشتغال رو می قاپیدم، ولی خب، یه کم کار سختی بود. ممکنه خیلی هاتون […]