رودخانه برفی (۲۷)

پریشب یه کارگر شرکت که داشت می رفت خونه توی پارکینگ افتاد و دستش یه کم کبود شد. گفت چون نور کافی نبود، افتاد. نتیجه این شد که امروز دستگاهی رو که توی عکس می بینین، کرایه کردیم با قیمت چهارصد و پنجاه دلار برای یه روز که اون لامپ پارکینگ رو عوض کنیم. این ماجرا منو به یاد خاطره ای از محل کارم در ایران انداخت. اوایل کارم بود و به عنوان یه مهندس صفر کیلومتر که از دانشگاه در اومده بودم، با یه سری جوشکار و فیتر توی پروژه کار می کردم. براشون نقشه رو توضیح می دادم،...

چرا استرالیایی ها خانه را دوست دارند؟

دوستم استوارت ماجرا رو تعریف کرد: یه دوستی دارم که توی کار سیستم های پیدا کردن نشت گازه. یه شرکت استرالیایی بزرگ هست که همه جای دنیا شعبه داره، این رفیقم هم توی دفتر همینجا (گیپسلند) کار می کرد، منم یه زمانی همونجا کار می کردم و باهاش همکار بودم. شرکت از اینکه ما بریم و توی شعبه های کشورهای دیگه کار کنیم استقبال می کرد. نیروی متخصص کم بود و مثلا به خودم گفتن برو دو سال آمریکا، ولی هر چی فکر کردم دیدم نمی تونم با چهار تا بچه برم. زیاد به درد من نمی خورد. به استیو...

مهارتهایی برای کودکان در دوران کرونا

این متن رو توی صفحه فیسبوک رادیوی محلیمون دیدم. ترجمه اش کردم برای خودم، بعد گفتم شاید به درد دیگران هم بخوره. فرستادم برای اس بی اس فارسی و خیلی ازش استقبال شد. اینجا هم میذارمش. عکس از فوربس.   مهارت های قدیمی که در دوران قرنطینه می توانیم به فرزندانمان یاد دهیم: - چطور نامه بنویسیم؟ - چطور تلفن بزنیم؟ - چطور پیام تلفنی را دریافت کنیم؟ - چطور با بزرگتر صحبت کنیم؟ - چطور با یک کودک خردسال بازی کنیم؟ - چطور یه دکمه را بدوزیم؟ - چطور صادقانه عذرخواهی کنیم؟ - چطور با چکش میخ بکوبیم؟ -...

رودخانه برفی (۲۶)

1 کشف جدیدم اینه که شباهت عجیبی بین گیاهخواران متعصب و مذهبیهای متعصب وجود داره. هر دو به محضی که علم، اعتقاداتشون رو به چالش می کشه، برافروخته میشن و این عصبانیت فورا به فحاشی منجر میشه. از سوی دیگر اگر با سکوت و لبخند بخواین که از ادامه بحث و درگیری جلوگیری کنین، این رو نشانه پیروزی خودشون می دونن و سعی می کنن بیشتر خزعبلاتشون رو تو مغزتون فرو کنن. راه بهتری رو بهشون پیشنهاد می کنم. لااقل به اندازه ای که از زبانشون استفاده می کنن، از گوش و مغزشون هم استفاده کنن😎   2 دست راست...

فرهنگ شنیدن

مطلبی که می نویسم، مخاطبش خودم هستم: «یک مهاجر که از یک کشور به اصطلاح در حال توسعه - یا جهان سوم- به یک کشور پیشرفته اومده و می خواد درست زندگی کنه ولی باید خیلی چیزها رو یاد بگیره». چیزی که من مهاجر باید یاد بگیرم، اطلاعات فنی و آماری و تحلیلی بی مصرف نیست. من باید آداب گفتگو رو یاد بگیرم. آداب شنیدن، احترام گذاشتن به عقاید دیگران و ابراز نظرم با آزادی و به موقع. توهین به دیگران چه از راه فحش دادن، چه از راه تحقیر کردن، چه از راه خفه کردن و موضع گرفتن و...

رودخانه برفی (۲۳)

1 امروز زنگ زدم به Fedex که رسید پرداخت هزینه گمرک برای یکی از خریدهای شرکتو بگیرم. خانمی که پشت تلفن بود، خیلی بد صحبت می کرد. نمی دونم کجایی بود و چه لهجه ای داشت، ولی نه خوب می فهمید و نه می تونست خوب جوابمو بده. آخرش هم یه آروغ تو تلفن زد و گفت متاسفم (Sorry) و بعد اصلاح کرد که ببخشید (Excuse me). یاد پستی افتادم که آقای دستیاری در این باره گذاشته بود که ببخشید درسته واسه آروغ و اون یکی واسه گوزیدنه😄 خلاصه، بعد از ده دقیقه، نتیجه این شد که شماره یه نفر...

رودخانه برفی (۲۲)

1 دیروز صبح که رفتم سر کار، با صحنه تکان دهنده ای روبرو شدم. اتاق کارم که هم رییس و هم سوپروایزر توش هستن، خالی بود و شلوار رییس روی صندلی بود! گفتم ای داد بیداد، حتما جایی قایم شده که بهم شبیخون بزنه، که خدا رو شکر اینطوری نبود😃 بعد فکر کردم نکنه کسی بلایی سرش آورده که بازم خوشبختانه اینطوری نبود😝 خلاصه صندلی رو جابجا کردم، دیدم همه لباساش اونجاست! خط تولید توقف داشت و رییس با لباس مکانیکی به یاد قدیما پریده بود که درستش کنه! بعد که اومد فهمیدم که چهار بار شکمش بین ماشینهای مختلف...

رودخانه برفی (۲۱)

1 به نیک می گم می دونی معنی پرسش چیه؟ میگه نه. میگم یعنی سوال. ـ پاسخ چی؟ ـ کسی که سوال پرسیده؟ ـ نه. یعنی جواب. سوال و جواب عربی هستند و پرسش و پاسخ فارسی. ـ اصلا به نظر نمیاد. دلیلش هم اینه که ما از کلمات فارسی تر بیشتر تو نوشته ها استفاده می کنیم و از کلمات عربی مثل اینها خیلی تو مکالمات روزمره. نتیجه؟ این کلمات جزیی از زبان فارسی شدن و حذف کردنشون انعطاف پذیری فارسی رو کمتر می کنه.   2 رییسم اهل آفریقای جنوبیه. ازون خیل عظیم سفیدپوستهای هلندی تبار که بعد...

کاربرد فحش در زبان

این پست درباره موضوعیه به نام فحش دادن. البته نه فحش هایی که مردم تو صفحه های اجتماعی به هم می دن. بلکه کاربرد فحش در زبان. البته من زبان شناس نیستم و همه این چیزهایی که می نویسم برداشت شخصی خودمه. سالهاست که ترجمه حرفه ای انجام می دم و مترجم رسمی هم هستم و واسه همینه که گاهی به مواردی تو زبان بر می خورم که دوست دارم اینجا کمی درباره شون توضیح بدم. پیشاپیش هم عذرخواهی می کنم درباره کلمات زشتی که توی این مطلب آورده می شه چون هدفم اینجا روشن تر کردن موضوعه و باید...

حلال!

برای کسایی که مسلمون معتقد هستند، قاعدتا مهمه که غذایی که می خورن حلال باشه. غذای حلال هم اصولا غذاییه که توش الکل و گوشت حیوانات حرام گوشت نباشه و ذبحشون هم اسلامی باشه. حالا یه بابایی رفته و کلمه حلال رو به عربی به عنوان لوگوی بیزینسش ثبت کرده و گفته هر کی می خواد این علامت رو داشته باشه، باید ازشون مجوز بگیره. روالش هم اینه که اون بیزینس باید بازرس حلال داشته باشه که تایید کنه اون ماده غذایی حلاله. تا اینجاش مشکل خاصی نیست و منطقیه. اما دغل بازی از جایی شروع میشه که هرگونه استفاده...