سفر به اروپا – قسمت دوم، ایتالیا

۲۷ اکتبر ۲۰۱۹: فرهنگ و هنر در ایتالیا به شدت با زندگی روزمره در آمیخته است. هنوز مردم رم، همان Roman ها نامیده می شوند. هنوز به سنت هزاران سال پیش، غذا خریدن از بیرون، بخش بزرگی از خوراک مردم را تشکیل می دهد و در خانه ها و هتل ها، روغن زیتون پیدا می […]

سفر به اروپا – قسمت اول، ایتالیا

۲۷ اکتبر ۲۰۱۹: ششمین روز سفرمان در ایتالیاست و سوار بر قطار راهی پیزا هستیم. راز به شدت سرماخورده و نیک هم اوضاع خوبی ندارد و من هم گلودردم شروع شده. شاید طبیعی باشد که بعد از سفری بسیار طولانی و راه پیمایی های روزانه چندین ساعته، بدن کم بیاورد و فرسوده شود. اما همه […]

سفر به ایران

سفر ما به ایران این بار در حال و هوای نوروز (۱۳۹۸) اتفاق افتاد و البته سیل که همه چیز رو تحت تاثیر قرار داد. بیشتر روزهای سفر بارون ریز و مداومی می بارید و هوا سرد بود. اما در مجموع خوب بود و خوش گذشت. دیدن خانواده و دوستان بعد از یه مدت طولانی […]

سفر به قطر

چند روزی برای تعطیلات دوحه هستیم. به روال سفرهای معمولمون، سری به کوچه پس کوچه های شهر می زنیم و جاهایی رو می بینیم که چندان توریستی نیستن. زندگی واقعی، مردم محلی و فرهنگ کشور. توی یکی از جستجوها، می خواستم که رستورانی پیدا کنم که غذای سنتی قطری داشته باشه، بدون قر و فر […]

گالا، عصاره تاریخ سریلانکا

این گزارش رو برای ماهنامه سفر در ایران تهیه کردم و چاپ شده. برای رسیدن به شهر گالا[۱]، با خودرو تویاتای آکوا که خودرویی هیبریدی با نیرو محرکه بنزینی و الکتریکی است، راهی بزرگراه اکسپرس جنوبی[۲] شدم. این بزرگراه که با استانداردهای بالای جهانی ساخته شده، کلمبو[۳]، پایتخت سریلانکا را به شهرهای توریستی در سواحل […]

رودخانه برفی (۱۸)

مقدمه چند روز پیش یکی از دوستان می گفت که چرا دیگه وبلاگ نمی نویسم. گفتم علاوه بر مشغله، واسه اینکه نمی دونم چی بنویسم و نمی دونم که اصلا خونده می شه بلاگم یا نه. گفت از زندگی روزمره بنویس، همون تنوعش خوبه. این شد که به فکر افتادم یه کانال تلگرام درست کنم. […]

بازگشت

مدت زیادی بود که وبلاگ سوت و کور بود و نمی شد که مطلبی بنویسم. دلیلش هم این بود که پوزیشن کارم در شرکت عوض شد و درگیرهای کاریم هم به تبع اون بیشتر از گذشته شد و همزمان راز هم مشغول به کار شد و همه اینها تقریبا در زمان آخرین پست وبلاگم اتفاق […]

سفر ۴WD به برفهای آلپ استرالیا

دوستم، مارک یه اس ام اس زد که متنش این بود: «آخر هفته می خوایم به یه سفر جاده ای با ۴WD بریم توی مناطق برفی. تو و نیک هم میاین؟ کلا هفت تا ماشین هستیم. ایون و دخترا نمیان». جواب دادم: «چه عالی! ما هستیم». و اینطوری شد که سفر جالب و هیجان انگیز […]

ایران و آدمها (۳)

به سمت شمال گیلان حرکت کردم. مقصد انزلی بود. می خواستم بعد از چند سال، به کبابی مورد علاقه ام برم و کباب خوب گیلانی بخورم. به شهر که رسیدم و به سمت کبابی رفتم، همش خدا خدا می کردم که باز باشه و غذا داشته باشه. ماشین رو پارک کردم پیاده شدم که دیدم […]

ایران و آدمها (۲)

خیلی وقته که چیزی ننوشتم. دلایلش زیاده. هم خوب نبودم، هم کار داشتم و هم وقتی فرصتی پیش می اومد و می تونستم بنویسم، نوشته هام برای جایی غیر از وبلاگ خودم بود. از ایران و آدمها می گفتم. تا روز هفتم عزیز از دست رفته مون چالوس موندم و بعد با نیکداد رفتم رشت. […]