گالا، عصاره تاریخ سریلانکا

این گزارش رو برای ماهنامه سفر در ایران تهیه کردم و چاپ شده. برای رسیدن به شهر گالا[۱]، با خودرو تویاتای آکوا که خودرویی هیبریدی با نیرو محرکه بنزینی و الکتریکی است، راهی بزرگراه اکسپرس جنوبی[۲] شدم. این بزرگراه که با استانداردهای بالای جهانی ساخته شده، کلمبو[۳]، پایتخت سریلانکا را به شهرهای توریستی در سواحل […]

رودخانه برفی (۱۸)

مقدمه چند روز پیش یکی از دوستان می گفت که چرا دیگه وبلاگ نمی نویسم. گفتم علاوه بر مشغله، واسه اینکه نمی دونم چی بنویسم و نمی دونم که اصلا خونده می شه بلاگم یا نه. گفت از زندگی روزمره بنویس، همون تنوعش خوبه. این شد که به فکر افتادم یه کانال تلگرام درست کنم. […]

بازگشت

مدت زیادی بود که وبلاگ سوت و کور بود و نمی شد که مطلبی بنویسم. دلیلش هم این بود که پوزیشن کارم در شرکت عوض شد و درگیرهای کاریم هم به تبع اون بیشتر از گذشته شد و همزمان راز هم مشغول به کار شد و همه اینها تقریبا در زمان آخرین پست وبلاگم اتفاق […]

سفر ۴WD به برفهای آلپ استرالیا

دوستم، مارک یه اس ام اس زد که متنش این بود: «آخر هفته می خوایم به یه سفر جاده ای با ۴WD بریم توی مناطق برفی. تو و نیک هم میاین؟ کلا هفت تا ماشین هستیم. ایون و دخترا نمیان». جواب دادم: «چه عالی! ما هستیم». و اینطوری شد که سفر جالب و هیجان انگیز […]

ایران و آدمها (۳)

به سمت شمال گیلان حرکت کردم. مقصد انزلی بود. می خواستم بعد از چند سال، به کبابی مورد علاقه ام برم و کباب خوب گیلانی بخورم. به شهر که رسیدم و به سمت کبابی رفتم، همش خدا خدا می کردم که باز باشه و غذا داشته باشه. ماشین رو پارک کردم پیاده شدم که دیدم […]

ایران و آدمها (۲)

خیلی وقته که چیزی ننوشتم. دلایلش زیاده. هم خوب نبودم، هم کار داشتم و هم وقتی فرصتی پیش می اومد و می تونستم بنویسم، نوشته هام برای جایی غیر از وبلاگ خودم بود. از ایران و آدمها می گفتم. تا روز هفتم عزیز از دست رفته مون چالوس موندم و بعد با نیکداد رفتم رشت. […]

ایران و آدمها (۱)

سلام. نوروز مبارک! براتون سال شادی رو آرزو می کنم و امیدوارم وقتی که این سال تموم شد و به عقب نگاه کردید، ببینید که علیرغم سختی ها و مشکلاتش، پیروز این سال بودید. سفر به ایران، خیلی اضطراری پیش اومد و به ضرورتی بود که توی پست قبل توضیحش دادم. برنامه ای برای مسافرت […]

سه روز، سه نفر، کانبرا (۳ و آخر)

روز سوم رو با قدم زدن در Anzac Parade شروع کردیم. ماشین رو یه سمت خیابون پارک کردیم و توی هوای سرد صبح کانبرا به سمت بنای یادبود جنگ حرکت کردیم. دو طرف این گذر معروف، پر از نمادها و مجسمه های سربازان استرالیایی در جنگ های مختلفه. بعضی از یادبودها واقعا زیبا و چشمگیر […]

سه روز، سه نفر، کانبرا (۲)

روز دوم سفر، مصادف با اولین سالگرد ورود ما به استرالیا رو با قدم زدن تو پارک زیبای ‌Commonwealth و حاشیه دریاچه مصنوعی Burley Griffin شروع کردیم. بنای یادبودی از کاپیتان جیمز کوک کاشف استرالیا به شکل کره زمین کنار دریاچه قرار داره که مسیرهای زیادی رو که ایشون در طول زندگیش در اقیانوسها رفته رو […]

سه روز، سه نفر، کانبرا(۱)

بچه ها برگشتن و دوباره سه نفره شدیم. تو راه که از فرودگاه برشون داشته بودم و میومدیم برنزدیل، به. راز گفتم موافقی تعطیلی آخر هفته بعد رو بریم کانبرا؟ اونم که بدتر از خودم پایه مسافرت، تو همون حالت جت لگی اوکی داد و این شد که تعطیلات عید پاک ما صرف برنامه ریزی […]