تازه ترين نوشته ها

سفر استانبول (۵ و آخر)

دوچرخه رو با گرو گذاشتن کارت هتل کرایه کردیم و تلو تلو خوران حرکت کردیم. دوچرخه های دونفره هم قلق […]

پارکینگ

شرکتی که توش کار می کنم، شرکت نسبتا بزرگیه و چون تعداد پرسنلش زیاده، همه پرسنل نمی تونن ماشینشونو تو […]

مهاجرت و میثم

روز اولی رو که واسه ثبت نام به دانشگاه رفتم، خوب یادم میاد. هوا به شدت گرم و شرجی بود […]

سپاس

سلام خواستم از همه عزیزانی که به ایجگره سری زدن و کامنت گذاشتن تشکر کنم. از عادله و الهه گلم، راحله […]

سفر استانبول (۴)

تو محله Kabatas کشتی هایی هست که کار جابجایی مسافر به بخش آسیایی و جزایر استانبول رو انجام می دن. […]

بابا

نه سال پیش بود. روز ۲۰ شهریور و مصادف با واقعه ۱۱ سپتامبر. من و تو راهی اهواز بودیم و […]

تولدت مبارک!

همچین روزی بود. ۸ سال پیش. مشغول امتحانات پایان ترم دانشگاه بودم. تو خوابگاه دانشگاه. سال اول. اون موقع ها […]

سفر استانبول (۳)

قدم زدن تو چنین فضایی واقعا آدمو مست میکنه. یه فضای سنتی که رگه های مدنیته توش به چشم می […]

درباره خودم

امروز می خوام کمی درباره خودم صحبت کنم. من علی هستم و رشته تحصیلیم مهندسی مکانیکه که از اهواز فارغ […]