تازه ترين نوشته ها

سفر استانبول (۴)

تو محله Kabatas کشتی هایی هست که کار جابجایی مسافر به بخش آسیایی و جزایر استانبول رو انجام می دن. […]

بابا

نه سال پیش بود. روز ۲۰ شهریور و مصادف با واقعه ۱۱ سپتامبر. من و تو راهی اهواز بودیم و […]

تولدت مبارک!

همچین روزی بود. ۸ سال پیش. مشغول امتحانات پایان ترم دانشگاه بودم. تو خوابگاه دانشگاه. سال اول. اون موقع ها […]

سفر استانبول (۳)

قدم زدن تو چنین فضایی واقعا آدمو مست میکنه. یه فضای سنتی که رگه های مدنیته توش به چشم می […]

درباره خودم

امروز می خوام کمی درباره خودم صحبت کنم. من علی هستم و رشته تحصیلیم مهندسی مکانیکه که از اهواز فارغ […]

سفر استانبول (۲)

بعد از اینکه از مسجد بیرون اومدیم، توی محوطه بیرونی چند تا دست فروشو دیدیم که مثل جاهی مختلف ایران […]

سفر استانبول (۱)

امروز صبح دیر اومدم شرکت. خیلی خسته بودم و دل درد داشتم حسابی. دیشب تا ۶ شرکت بودم و ساعت […]

دلیلی برای نوشتن

من آدمی بودم که همیشه دوست داشت بنویسه. یه روزایی فکر می کردم که بتونم نویسنده موفقی بشم. کسایی که […]

آغاز

سلام به همه کسانی که برای اولین بار این وبلاگ رو می خونن. من اینجا رو به عنوان جایی که […]