بچه ها در استرالیا

خیلی از دوستان ازم خواستن که در مورد بچه ها بنویسم.

اون چیزی که من می نویسم درباره خودمون و ویژگیهای شخصیتی پسر خودمه و بچه ها روحیات متفاوتی دارن.

نیکداد از اینجا خوشش اومده و همه چیز براش جالبه. اینجا پارک ها خیلی زیاده و وسایل بازی بچه ها هم توی همه پارک ها هست. هر روز با چند دقیقه پیاده روی میشه به یه پارک رسید و بچه می تونه حسابی ورجه وورجه کنه. وسایل هم تا حد زیادی امن هستن.

DSC00102

بچه ما – و فکر می کنم اغلب بچه ها – دوست دارن که وقتی می رین بیرون یا بر می گردین خونه خوراکی واسشون بگیرین. اینجا مک دونالد ساندویچ ها کوچیک همبرگر به قیمت ۲٫۲ دلار می ده یا بستنی کوچیک به قیمت ۳۰ سنت. بستنی هاش واسه آدم بزرگ هم کاملا کافیه. یعنی اگه سه نفر باشین با ۹۰ سنت می تونین بستنی خوش مزه ای بخورین و بچه هم می تونه با وسایل بازی مک دونالد حسابی بازی کنه.

بعضی شعبه ها، مثل شعبه نزدیک خونه ما، شنبه ها برنامه رایگان نقاشی صورت بچه ها رو دارن. خوبیش اینه که به خاطر همین چیز کوچیک، بچه ها میان اونجا و یه اجتماعی شکل می گیره و بچه یه کم با بقیه تعامل می کنه.

بعضی از کلیسا ها هم اینجا برنامه های رایگان ورزش و بازی واسه بچه ها دارن. من نگران بودم که نکنه مثل ایران چیز مذهبی به خورد بچه بدن که با تحقیق متوجه شدم که اصلا این کارو انجام نمی دن. برنامه هاشون معمولا یک یا دو روز در هفته است.

یه سری وسایل بازی از همون هایی که تو ایران هست و سکه ایه اینجا هم هست توی مراکز خرید و هر سری ۲ دلاره. سمت اسباب بازی نمیشه رفت ولی دوستم می گفت که توی گاراژ سیل ها می شه اسباب بازی های خیلی خوب و تمیز با قیمت ۱ دلار و کمتر پیدا کرد. خودم هنوز امتحان نکردم. یکی از چیزای دیگه ای هم که بچه ها خیلی دوست دارن نوشابه است که اینجا با ۷۰-۸۰ سنت می تونین بخرین، ولی مواظب باشید که چندان مفید نیست واسه بچه. بعضی از آجیل ها مثل بادوم هندی هم اینجا به نسبت ارزونه و می تونین تهیه کنین واسه بچه.
می تونین کاتالوگ فروشگاه های مختلف رو آخر هر خرید بگیرین و بعد تو خونه ببینین چیزای ارزون چی دارن. مثلا نیکداد عاشق موز هست و اینجا موز خیلی وقتا با قیمت کیلویی یک و نیم دلار پیدا می شه. یا مثلا گلابی و پرتقال هم قیمت پایینی دارن و نیکداد هم دوست داره. یا مثلا یه نصفه آناناس هم اینجا ۱ دلار خریدیم و بسیار با کیفیت بود و خیلی هم غنی و سرشار از ویتامینه.

یه کلاس موسیقی ای هست واسه بچه ها که خیلی ابتداییه. واسه همین سنین ۳-۴ سال. یه روز در هفته برگزار میشه و هر جلسه ۱۶-۱۷ دلار هست. شاید ما نیکداد رو فرستادیم. در مورد مهد کودک هنوز اطلاعاتی کسب نکردم. منتظریم ببینیم کلاسای Tafe چه جوریه و اگه شد از مهدکودک رایگان اونجا استفاده کنیم.

اینجا یه سری شبکه های تلویزیونی که تعدادشون قابل توجه هست رایگانه و به صورت دیجیتال پخش می شه.
تلویزیون های اینجا هم خودشون گیرنده دیجیتال توشون هست و لازم نیست جداگانه بخرین. یه شبکه هست به اسم ABC2/ABC4. از صبح تا شب کارتون می ده و کارتون هاش لااقل واسه نیکداد خیلی جذابه و به طور ضمنی شمردن و کلمات پایه ای رو به بچه ها یاد میده. با توجه به جامعه چند زبانه و چند فرهنگی استرالیا، این شبکه ضروریه و خیلی به ما هم کمک می کنه که ببینیم چه چیزایی به بچه های اینجا آموزش داده می شه.

مردم اینجا هم به واسطه فرهنگشون واسه بچه ها خیلی اهمیت قائل میشن. بچه دار ها در اولویت هستن خیلی جاها و حتی اولویت در اختصاص پارکینگ در اماکن عمومی بعد از معلولان با خونواده هاست.

نیکداد خیلی سریع جملاتی رو یاد گرفته و با اینکه جلوی ما بروز نمی ده و خجالت می کشه، جلوی دایانا به کارشون می بره و مثلا از دایانا پرسیده:

How old are you?

و وقتی دایانا اینو به من گفت من داشتم شاخ در می آوردم! به همین سرعت بچه ها یاد می گیرن. ولی میشه گفت این دو زبانه بودن یا شدن، ممکنه کمی در کودکی آزارشون بده. ولی فقط ممکنه و من اطلاعات دقیقی ندارم.

بچه ها ممکنه یه سری قضاوتهای نژادی داشته باشن که لازمه بهشون یاد بدین که همه آدما خوبن. ممکنه بگن که فلان بچه سیاهه و من دوسش ندارم که باید با حوصله و بدون خشم و غضب بچه رو آموزش داد. توی مهد کودک و مدرسه هم بچه ها رو خیلی آموزش می دن. مثلا نمی تونن همدیگه رو با عنوان ایرانی، یا چینی و هندی و … خطاب کنن. بهشون یاد می دن که همو با اسم خطاب کنن.

DSC00217

تنبیه بدنی اینجا ممنوعه و مجازات سختی داره. حتی یه در کونی آروم به بچه! توی مهد به بچه ها یاد می دن که کسی حق نداره لمسشون کنه و اگه کسی بخواد ببوسه شون، باید ازشون اجازه بگیره. البته اینا ته حد قانونیه، ولی نشون می ده که بچه ها اینجا حقوق زیادی دارن و بیخود نیست که اینجا دومین بهشت کودکان بعد از سوییس هست.

به خاطر کمک های زیاد دولت به بچه دارها، مردم استرالیایی تر اینجا بچه های زیادی دارن. خیلی از فروشگاه ها روی چرخ دستی خریدشون دو تا جای نوزاد دارن واسه دو قلو ها و تعداد مادران مجرد بسیار زیاده.

ببخشید اگه نوشته امروزم انسجام نداره، ولی فرصت نشد که خوب تنظیمش کنم.


۴ خرداد:

لیلا درباره کتاب بچه پرسیده بود. کتاب بچه و بزرگسال هردو اینجا خیلی گرون هست. بهتره کتاب داستان واسه بچه بیارین. ولی گاهی کتاب هم مثل چیزای دیگه تو این کشور فروش فوق العاده با قیمت خیلی خوب داره و مثلا ۴ کتاب داستان کوچیک رو می تونین ۳ دلار بخرین.


۵ خرداد:

آتنا می گه: برای بچه هایی که ایران هستن فلش کارتهای کتاب Tiny Talk خیلی موثره. پسرم با این کارتها بالای ۱۰۰۰ کلمه یاد گرفته البته کلاس زبان میره همین سری کتابها رو اموزش دیده أمسال پیش دبستان خواهد رفت.


۱۶ خرداد:

اگه سری به کتابخونه های عمومی بریزبین بزنین، کتابهای بسیار خوب و جذابی واسه بچه ها هست که علاوه بر اینکه زمان مطالعه شما می تونه بچه رو مشغول کنه، می تونین قرض بگیرین و شبا واسه بچه هایی مثل نیکی که عادت به کتاب قبل خواب دارن بخونین و پول خرید کتاب ندین.


۲۹ خرداد:

چند روز پیش سری به یه Garage sale مخصوص بچه ها زدیم، علاوه بر اسباب بازیهای خیلی ارزون، کتابهای زیادی داشت با قیمت ۵۰ سنت تا ۱٫۵ دلار که خیلی ارزون و به صرفه بود. ما زیاد کتاب نخریدیم چون می تونیم به راحتی از کتابخونه تهیه کنیم، ولی به هر حال برای خرید کتاب همچین جاهایی به صرفه است.

کارتون هایی رو که اینجا میده چندتاشون واسه بچه های ایرانی آشناست مثل گوسفند زبل (Shaun the sheep)، پت پستچی (Postman Pat)، توماس و دوستان (Thomas & Friends)، نیک و نیکو (که اسم اینجاییش رو نمی دونم) و … . کلا کارتونهای اینجا بچه های توی گروه سنی نیکداد رو کاملا جذب می کنه و واسه بچه های بزرگتر و کوچکتر نمی دونم تا چه حد جذابه.

توی شهر و به خصوص تو قسمت مرکزی، آخر هفته ها برنامه های رایگانی واسه بچه ها میذارن که واقعا بچه ها حال می کنن. مثلا یه خانومی هست که مثل خاله شادونه خودمونه و دو هفته پیش برنامه داشت توی South bank و اسپانسر برنامه هم شرکت تویوتا بود و یه ماشین صفر سفید رنگ و آورده بودن که بچه ها با آبرنگ روش نقاشی بکشن. نمی دونین چه غلغله ای بود و آخرش ماشین بدبخت چه شکلی شده بود!

DSC00129

فروشگاه Bunnings هم که مخصوص فروش ابزار و لوازم باغبانی و تعمیراتی هست، هر هفته یه برنامه رایگان واسه بچه ها داره، مثلا هفته قبل که ما رفتیم کارگاه ساخت تابلوی موزاییکی واسه بچه ها بود که نیکی هم یکی درست کرد و به نظرم خیلی بچه ها کیف می کنن و حتی اگه جنبه آموزشی نداشته باشه، بازم تنوعی هست واسه بچه که می تونه بریزو بپاش کنه و خراب کاری کنه و کسی هم نگه که نکن، یا اینطوری نه و این چیزایی که ما خیلی به بچه می گیم.


۱۰ تیر:

امروز تزریق واکسن های نیکداد تموم شد. به هیچ وجه اطلاعی از اینکه چی هستن و چه شباهت و تفاوت هایی با واکسنهایی که بچه ها تو ایران می زنن ندارم، اما اغلب ایرانی ها که اینجا میان و بچه هاشون بین ۲ تا ۵ ساله هستن، باید این ۵ تا واکسن رو بزنن. اگه خواستین می تونین اسمشون رو گوگل کنید و اگه اطلاعات دقیقی هم دارین دربارشون بگین که من اینجا اضافه کنم:

PREVENAR 13

VARILRIX

HIBERIX

NEISVAC-C

H-B-VAX II (PAEDIATRIC)

که آخری ظاهرا همون هپاتیت B خودمونه.


زبان:

هیچی واسه یه پدر و مادر مهاجر سخت تر از این نیست که بخوان بچه رو توی محیطی که هیچی از زبون اطرافیان نمی فهمه رها کنن و برن. کار سختیه. از یه طرف احساسات آدم به شدت به آدم فشار میاره، از طرف دیگه سرگردانی و درماندگی به سراغ آدم میاد، از طرفی بچه مقاومت می کنه شدیدا و از طرف دیگه هر کسی که از ایران تماس می گیره باهات، در صدد نصیحت کردن بر میاد که بچه اذیت نشه و این حرفا. انگار که بچه شما برای شما دغدغه نیست و بی خیالین و این خیلی روی اعصاب آدم میره. اصولا یکی از مشکلات بزرگ ما ایرانیان همینه، به جای اینکه بگیم این کار رو بکن، می گیم فلان کار رو نکن و جایگزینی هم ارائه نمی دیم. منظورم شخص خاصی نیست، منظورم همه است. الان هم بدون تعارف می گم که شاید کسی اینو بخونه و باعث بشه دیدی عوض بشه و برای بعدی ها مسیر راحت تر بشه.

نیکداد ۱۱ هفته، هر هفته ۳ روز به Childcare رفت توی بریزبن. یعنی در مجموع حدود ۳۰ دفعه. بیش از ۲۵ دفعه از این دفعات با مقاومت شدید، گریه و شیون همراه بود. یعنی طوری که روزگار ما رو سر صبح سیاه می کرد. گاهی صبح ها با بغض می رفتیم سر کار و کلاس، ولی با عقلمون تصمیم گرفتیم و پیش رفتیم. یعنی ما سهم خودمون رو انجام دادیم و نیکداد هم نبرد خودش رو.

IMG_20130925_123423

نتیجه این شد که اینجا توی برنزدیل و بعد از حدود ۷ ماه و نیم از ورودمون به استرالیا، نیکداد به راحتی همه چیزهایی رو که باید به انگلیسی می فهمه. یعنی چه چیزایی؟ تمام حرفهای معلم های مهد، تقریبا همه حرفها و اصطلاحات کارتون ها و تقریبا همه زبانی که بچه ها در ارتباط با هم استفاده می کنن. چندی پیش رفته بودیم بازدید یه غار و راهنما توضحیح داد. برام جالب بود که نیکی خیلی از حرفهای راهنما رو فهمید و واسه من گفت! یا امروز که دندونپزشکی بودیم، خیلی راحت همه حرفهای خانم دکتر رو فهمید و اجرا کرد. همه رو بدون استثناء. به طوری که دکتر هم تعجب کرد که من چیزی رو واسش ترجمه نکردم. یاد اپتومتریست بریزبن افتادم که منت نیکی رو می کشیدیم که به شکل ها و جهت ها اشاره کنه. بس که مقاومت داشت، حتی ترجمه ما رو هم اجرا نمی کرد. همه این تغییرات واسه بچه ها به همین سرعت اتفاق میفته. واسه همه بچه ها. بچه من هم یه بچه معمولیه، مثل خودم که یه آدم معمولی هستم و از هوش و استعداد معمول یه انسان برخورداره. پس این قضیه برای همه بچه ها صدق می کنه. بچه رو بفرستین مهد و مدرسه، علیرغم میل و احساستون تنهاش بذارین و اجازه بدین راه خودش رو پیدا کنه و آینده اش رو بسازه. مثل امروز نیکی ما که بیتابی می کنه واسه مهد و مدرسه و هر دفعه حس رضایت عمیقی ما رو سرشار می کنه از کاری که انجام دادیم و راهی که پیش روش باز کردیم.

 

دندانپزشکی:

خدمات دندانپزشکی برای بچه های شهروندان و دارندگان اقامت دائم استرالیا رایگان هست و به محضی که مراجعه کنید یه وقت زود برای معاینه بچه میدن بهتون. اینش خیلی عالیه. بعد از معاینه هم وقت های نزدیک به هم می دن که دندونایی که مشکل داره رو درست کنن. خیلی راحت و بی دردسر. فقط باید Health care card همراهتون باشه.

IMG_20140205_091821

از طرف سنترلینک هم یه نامه ای براتون میاد که اگه بچه رو در یک دوره زمانی دو ساله ببرین پیش دندونپزشک خصوصی، دولت تا سقف ۱۰۰۰ دلار بهتون کمک می کنه. مثلا ما نیکداد رو بردیم دندونپزشکی و تشخیصشون این بود که باید دندوناش جرم گیری بشه. آخرش دکتر گفت الان جرم گیری انجام شده و خوبه، ولی بهتره که ۶ ماه دیگه هم یه بار دیگه انجام بشه، ولی سقف پوشش دولتی همین یک بار در سال هست، ولی با اون نامه سنترلینک برین پیش دندونپزشک خصوصی و دولت هزینه اش رو می ده. یعنی به نظر من خدمات دولتی دندانپزشکی برای کودکان فوق العاده است، پس خوب استفاده کنید.

6 دیدگاه برای “بچه ها در استرالیا

    • سلام دوست عزیز. باید ببخشید که تاخیر داشتم در جواب دادن. اگر شما اقامت دائم داشته باشید یا شهروند باشید، در بدو ورود که کار پیدا نکردین هنوز، دولت دو کمک هزینه با نامهای Family Tax Benefit و Rent assisstant بهتون می ده که در مجموع چیزی حدود ۴۵۰ دلار در هر دو هفته میشه.

  1. سلام
    امیدوارم روزهای خوبی داشته باشین.
    ماهم پی آر هستیم،یک مدت توی پرث بودیم.
    از شما که تجربتون بیشتره یه سوال داشتم.
    برای به دنیا اومدن فرزند،آیا بیمارستان دولتی از نظر بهداشت و رسیدگی ، مورد اعتماد هست؟ و چه کمک ها و کمک هزینه هایی پس از تولد فرزند داده میشه؟
    مثلا یکی از دوستان مقیم میگفت برای بچه چندوقت یکبار لباس و خوراک مخصوص میارن،
    من اینو تا حالا نشنیده بودم.درسته؟

    • سلام شیمای عزیز
      راستش پسر من در ایران به دنیا اومد و من اطلاعی در مورد این فرآیند در استرالیا ندارم، ولی اون چیزی که از بیمارستانهای اینجا دیدم، سرویس خوب، تمیز و با کیفیتی هست که بسیار بسیار کندتر از ایرانه. یعنی من به شخصه ترجیح می دم که اگه عمل جراحی یا مشکل خاصی داشتم که بیمارستانی بود، در ایران اون رو انجام بدم. البته این صرفا نظر شخصی منه و مساله زایمان بحث دیگریه. در مورد کمک هزینه ها هم مطلقا اطلاعی ندارم.
      قربان شما

  2. سلام. امیدوارم همیشه موفق باشید و ممنون که تجربیاتتون رو در اختیار ماهم میذارید.
    سوالی داشتم ازتون.
    من و همسرم یه پسر ۴ ساله داریم. میخواستیم برای استرالیا اقدام کنیم. شنیدم مهدها چه دولتی چه غیر دولتی روزی ۱۱۰ دلار هزینه میگیرن. خیلی تعجب کردم. درسته این چیزی که شنیدم؟ اگر نه،هزینه مهد هر ماه چقدر هست؟
    بعد یه سوال دیگه. میشه کار پیدا کرد؟ و حداقل حقوق دریافتی چقدر هست؟ میدونم اوایل حداقل باید کارهای معمولی و خدماتی انجام داد.
    ممنون از اینکه کمک میکنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *