اگر نشد چه کنم؟

گاهی به این فکر می کنم که نکنه مهاجرت واسم یه هدف بشه و بعد رسیدن بهش، روزمره بشم. باید سعی کنم نگاهم رو به مهاجرت، یه نگاه ابزاری کنم. راهی برای زندگی بهتر و آینده بهتر. آدم نمی دونه تو این مسیری که تا اینجاش رو اومده و کلی وقت و انرژی و هزینه کرده براش، قدم های بعدیش هم موفقیت آمیز می تونه باشه یا نه. مثلا این دوستان بسیار عزیزم که بعد کلی زحمت، همچین جوابی گرفتن:

http://rahaazband.blogfa.com/post-57.aspx

و این می تونه خیلی ویرانگر باشه. ولی همیشه اعتقاد دارم که آدم باید به این فکر کنه که همه شکست های احتمالی اینچنینی در برابر بزرگترین سرمایه ها و داشته های زندگی که یه خونواده خوب و دوست داشتنیه، هیچ چی نیست. درسته که تمام روال زندگی آدم در طول چند سال تحت تاثیر قرار می گیره، ولی صرف انجام این پروسه، آدم رو آبدیده تر می کنه و باعث میشه که آدم خیلی از نقاط ضعفش رو اصلاح کنه.


این روزها، تمرکز اصلیم رو، روی مهارتهای کاری خودم گذاشتم که بیشتر به درد اونجا می خوره. با کمک چند تا از دوستان که از خوانندگان همین وبلاگ هستن، تونستم بعضی از نقاط ضعف و قدرت خودم رو پیدا کنم. کارهایی رو که انجام دادم و به نظر خودم کوچیک بود رو طور دیگه ای بهشون نگاه کنم و عملکرد گذشته ام رو ارزیابی کنم. خوندن زبان هم به روال معمول ادامه داره. زندگی هم مثل گذشته در جریانه. فقط یه خواهر کوچولویی هست که داره میره و همه ما یه جورایی در عین اینکه بغض کردیم، خوشحالیم و واسش آرزوی موفقیت می کنیم. دوستان جدید هم، نور چشم و ما و انگیزه دهنده ما برای زندگی نو هستند. از همشون ممنونم. از بابک و گیسو، سارا و محمد، مریم و محمد و آوا، فربد و خانومش، آرش و بهناز و اون یکی مریم و محمد و مایا. امیدوارم این دوستی ها عمیق و عمیق تر بشه.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *