جدایی

خیلی وقته که می خواستم بنویسم اما نشد و هی فکر کردم که گفتنی ها رو صدها منتقد، بیننده و ناظرِ بهتر و عالمتر نوشتن و منو چه به نوشتن درباره یه فیلم؟ اما یه حسی می گفت که باید بنویسی و چه فرصتی بهتر از این نیمه شب زمستانی و همزمان با اجرای مراسم اسکار و تنهایی و بیداری…

خیلی ها وقتی شروع به نوشتن دریاره این فیلم کردن، مستقیما ربطش دادن به مهاجرت. به زوجی که یکیشون می خواد بره و اون یکی که نمی خواد بره و این ریشه اختلافه. حتی یه نقد که از هالیوود ریپورتر خوندم هم اینطوری بود. اما به نظر من این فیلم یه فیلم مهاجرتی نبود، یه فیلم عمیق از روابط انسانی بود در جامعه جهانی. اگر درباره مهاجرت بود، اینقدر جهانی نمی شد که مثلا دخترخاله ام از فرانسه بگه که سینمایی که برای تماشای فیلم رفته بودن پر بوده و یه زوج استاد دانشگاه در حین نمایش فیلم وقتی فهمیدن که ۲ تا ایرانی طرفشون هستن، به شام دعوتشون کنن. هنر این فیلم، در یک گام این بود که ایرانی رو یک انسان مثل همه مردم دیگه دنیا نشون بده. یه انسان با تمام ضعف ها، قوت ها و ترس ها. و در درجه بعدی و مهمتر، بیاد و چالش در رابطه یک زوج رو نشون بده. چالشی که مهاجرت تنها و تنها یه بهانه است براش. خیلی ساده مهاجرت در مراحل بعدی فیلم جای خودش رو به چیزهایی دیگه ای می ده. به دادن دیه، گرفتن رضایت، دروغ و … . همه اینا نشون می ده که زندگی دو تا انسان در جامعه امروز، می تونه به سادگی با عشق آغاز بشه و به خاطر کوتاهی ها و سهل انگاری های جزیی رفته رفته سرد و سردتر بشه. تا جایی که تنها نقطه اشتراک دو نفر، به نفر سومی به نام فرزند بستگی داشته باشه. این فیلم خیلی دیگه از برشهای اجتماعی جامعه ایرانی رو هم نشون می ده، اما به نظر من، اون چیزی که جهانیش کرد، نه این موضوع، که درون مایه اش بود. یه خطر بزرگ برای انسان قرن بیست و یکم، یک جدایی… .


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *