سفرنامه برادران امیدوار (۳) – افغان ها در استرالیا – به سوی شهرهای بزرگ

افغان ها

باری بر اثر سرسختی طبیعت بیشتر نقشه های فیلیپ نقش بر آب شد، به خصوص وقتی که دست به کار ارتباط با نقاط گوناگون کشور زد، و خواست خطوط شوسه و راه آهن احداث کند، خود را در برابر این اقدام حقیر یافت، زیرا کسی نمی توانست در آن بیایان های خشک تاب و تحمل بیاورد، اما ناگهان اندیشه بکری به خاطر فیلیپ رسید و آن را عملی ساخت. او با یک نقشه درست و دقیق عده ای از افغان های قوی هیکل را با شترهایشان به استرالیا آورد، زیرا تنها شتر است که می تواند در این بیابان ها دوشادوش انسان کار و فعالیت کند و صدها راس از آنها به زودی دست به کار راه سازی و احداث خطوط شوسه زدند، حتی برخی از مردم بارهای خود را در مغرب بر پشت شترها می گذاشته و تا مشرق این سرزمین پهناور حمل می کردند، و بدین ترتیب باید اذعان داشت که نخستین مدارج ترقی استرالیا مدیون فعالیت شتربانان افغانی است، اما پس از آن که اختراع اتومبیل و نیروی احتراق بنزین کار را آسان کرد، در نتیجه افغانها شترها را رها کرده و به کارهای سود آورتری پرداختند، امروزه در مناطق شمال استرالیا هزاران شتر وحشی در بیابان ها به سر می برند که گاهی خسارات هنگفتی هم به بار می آورند چون این شترها پس از آزاد شدن بر اثر محیط مساعد و خورد و خواب و آسایش به تکثیر نسل پرداختند و حالا در روزهای تابستان که کم آبی آنان را ناراحت می کند به دهکده ها حمله آورده و کودکان را زیر پاهای پهن خود خرد و خاکشیر کرده و آنچه را در سر راه خود ببینند از بین می برند و به همین سبب دولت استرالیا پیوسته با این حیوان وحشی مشغول مبارزه است و به کسانی که کله شتری بیاورند، جایزه می دهد!

اکنون از هزاران افغانی، شاید عده بسیار کمی در حدود بیست و پنج هزار نفر  در استرالیا باقی مانده اند که آنها هم پیر و از کار افتاده هستند و از دولت حق تقاعد دریافت می دارند. و اما از میان رفتن افغان ها چند علت اساسی دارد، یکی آن که زنان نسل اروپایی به هیچ وجه حاضر به ازدواج با افغان ها نبودند و عده ای از آنان نیز چون می خواستند در وطنشان به خاک سپرده شوند، پس از چهل یا پنجاه سال به افغانستان بازگشتند.

 

به سوی شهرهای بزرگ

وقتی کشتی ما پهلو گرفت اعضای اداره مهاجرت و گمرک بالا آمدند و یک ساعت بعد تشریفات معمولی پایان یافت و آماده شدیم که از کشتی پیاده شویم. در همین هنگام یک جوان «اتو کشیده» جلو آمد، با کمال ادب دست ما را فشرد، و ورودمان را به کشورشان خوش آمد گفت. ما نگاهی به یکدیگر انداختیم، و از محبت و طرز رفتار پسندیده او غرق شادی شدیم. چند لحظه بعد جوان مزبور پرسید که آیا اتاقی در هتل رزرو کرده اید یا نه؟

معلوم است که ما جواب منفی دادیم و او افزود:

خیلی خوب، پس خیالتان راحت باشد، چون منزل بنده برای پذیرایی شما آماده است! و آن وقت بدون درنگ وسایل ما را برداشت و از پلکان کشتی سرازیر شد، ما هم به دنبال او روان شدیم، در پایین پلکان وقتی که خواستیم وسایل را پشت موتورسیکلت ها ببندیم آن آقا پسر مانع شده و گفت: «چرا زحمت می کشید؟». و آن وقت با دست اشاره ای با اتومبیل سیاه رنگش کرد و دقیقه ای بعد وسایل ما را در
اتومبیلش گذاشت و ما نیز دنبالش روانه شدیم.

آن روز بعد از ظهر حمام خوبی گرفتیم، و در ساعت هفت بعد از ظهر شام را به داخل اتاقمان آوردند، به خلاف انتظار شام دو نفره بود، و از میزبان ما خبری نبود، چیزی مثل شک و تردید به قلبمان چنگ زد، اما به روی خودمان نیاوردیم، البته ما داستان های فراوانی پیرامون آداب معاشرت استرالیایی ها شنیده بودیم، اما پیش خود فکر می کردیم که در این دنیای پهناور همه جور آدمی پیدا می شود، و نباید
تر و خشک را با هم سوزاند.

اما بامداد روز بعد، وقتی سینی چای و صبحانه را آوردند، یک برگ کاغذ هم جلب توجه می کرد، آن را پشت و رو کردیم و با دقت خواندیم و آن صورتحساب ما بود!

برای هر نفر پنج پوند استرالیایی در نظر گرفته بودند، خواب و شام و صبحانه! که هر پوند استرالیایی معادل ۱۸۵ ریال است!

از دیدن آن صورتحساب دستی به کله های خود کشیدیم که ببینیم در آنها از «شاخ» خبری هست یا نه؟ سپس سراغ جوان شیک پوش را گرفتیم که با صراحت پاسخ دادند که چون کشتی دیگری وارد بندر شده برای دعوت از مهمانان تازه به آنجا رفته است! آن وقت فهمیدیم که چطور با نهایت سادگی گول مهمان نوازی آنها را خورده و چه کلاه گشادی به سرمان رفته است!

ادامه دارد…


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *