سفرنامه برادران امیدوار (۱) – به سوی استرالیا

پیش نوشت:

بابا یه آرشیو از مجله اطلاعات هفتگی اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه داره. یعنی مجله هایی که خودش تو اون دوره خریده بود رو صحافی کرده. گاهی تو این مجله مطالب به درد بخوری پیدا می شد. من به طور اتفاقی توش به سلسله مطالبی از دو جهانگرد ایرانی به نام «عیسی و عبداله امیدوار» برخورد کردم که دوبار دنیا رو با موتور و ماشین زیرپا گذاشتند. سالها بعد، یعنی آخرین روزهای سال ۸۸ که تهران بودیم، سری به کاخ-موزه سعدآباد زدیم و دیدیم که زمان خاتمی موزه ای رو به دستاوردهای این دو جهان گرد اختصاص دادند.

این دو برادر، اطلاعات بسیار جالبی رو در قالب سفرنامه، عکس، جمجمه و استخوان حیوانات و مقالات مردم شناسی از خودشون به جا گذاشتن که همه رو به دیدن این موزه توصیه  و تشویق می کنم.

بعد از اولین سفر این جهانگردان با موتور، شرکت سیتروئن فرانسه یه خودرو بهشون هدیه داد که سفر دوم با این ماشین انجام شد.

اما چی شد که امروز اسمی از اونا آوردم؟ دلیلش اینه که چندی پیش یه نسخه از سفرنامه شون که به زبان های زیادی ترجمه شده و سراسر دنیا فروش رفته رو خریدم و به نظرم جالب اومد که بخشی از سفرشون رو که استرالیا و نیوزیلند اختصاص داشت، اینجا بیارم واستون. البته به صورت چند بخشی چون باید کم کم تایپش کنم. با توجه به اینکه این سفر بین سالهای ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۷ انجام شده، تصویری از استرالیای آن زمان از دیدگاه شخصی دو ایرانی ارائه می ده که گهگاه قضاوت های شخصی و بدبینی ها و خوش بینی ها هم چاشنی کار می شه و نباید در مورد نویسندگانش قضاوت ناعادلانه ای داشت؛ چرا که هردو از افتخارات سرزمین ما و دانشمندان بزرگی هستند که امیدوارم هردو زنده باشن.




کشتی ما استرالیا نام داشت و متعلق به یک شرکت معتبر ایتالیایی بود و به هیچ وجه آرام نمی نمود زیرا بیش از هفتصد تن زن و مرد و کوچک و بزرگ با آن ایتالیا را ترک کرده و در جستجوی کار به استرالیا مهاجرت می کردند، و ما خیره به آنها دهانمان از تعجب باز مانده بود که چطور ممکن است آن همه کار در استرالیا وجود داشته باشد!

و تعجبمان وقتی بیشتر شد که دریافتیم هر ماهه چندین کشتی از کشورهای گوناگون اروپا، البته مملو از مسافرینی با ملیت های مختلف برای به دست آوردن کار راهی استرالیا می شوند و شگفت آن که از نخستین دقایقی که از کشتی پیاده می شوند نه تنها زندگانی شان زیر نظر دولت قرار گرفته و کاملا تامین می شوند بلکه خیلی زود هم به کاری گماشته می شوند و افزون بر همه مزایا، هزینه سفرشان را هم از بودجه وزارت کار دریافت می کنند که به همین منظور دولت استرالیا در بیشتر شهرهای اروپایی یک اداره مهاجرت تاسیس کرده است و کارگرانی را که در آنجا استخدام می کنند طبق قرارداد روانه استرالیا می سازند. طبق این قرارداد کارگران ناچارند دست کم دو سال تمام در استرالیا بمانند.

بیست و چهار ساعت پس از ترک اندونزی، ناخدای کشتی اعلام داشت که مشغول عبور از خط فرضی استوا هستیم و برای نخستین بار بود که وارد نیم کره جنوبی می شدیم.

دریا تلاطم داشت، موج ها خیز بر می داشتند، و ایتالیایی هایی که با سفر دریایی مانوس نبودند چون دچار ناراحتی می شدند ناچار بودند به پشت بخوابند، تنها علاجشان هم همین بود! هر چقدر می خواستیم برای به دست آوردن اطلاعاتی با آنها تماس بگیریم میسر نمی شد، زیرا مشکل زبان سد راه ما بود… .

استرالیا در حدود سه میلیون میل مربع مساحت دارد که این شامل جزیره تاسمانیا و نیمی از گینه نو نیز هست و بدین ترتیب روی هم به اندازه وسعت اتازونی است.

در سال ۱۷۷۰ میلادی که استرالیا کشف شد، عده بومی ها به سه میلیون نفر تخمین زده شد، اما اکنون به ده هزار تقلیل یافته اند، و سبب اصلی آن کشتار دسته جمعی مردم به وسیله تبعیدیان و زندانیانی از قماش همان اشخاصی که لژیون فرانسه را در الجزایر تشکیل می دادند می باشد. بلافاصله پس از کشف استرالیا، دولت انگلستان آن جا را به سبب دوری فوق العاده مکان مساعدی برای تبعیدگاه یافت و به زودی سیل جانیان انگلیسی وارد این سرزمین شدند. خانواده های اشراف و ثروتمند انگلستان هم فرزندان شرور خود را که سبب آبروریزی آنها شده و موجبات شرم و خجالت شان را در محیط اشرافی انگلستان فراهم می ساختند، با پرداخت مخارج به استرالیا می فرستادند!

این چنین رفته رفته انگلیسی ها با استفاده از نیروی زندانیان سیاسی و جنایی به آباد کردن استرالیا پرداختند، اما اکنون اگر کسی در ضمن صحبتی یادآور شود که بسیاری از سکنه استرالیا از نسل تبعیدی ها هستند، سبب ناراحتی فوق العاده آنان خواهد شد.

  ادامه دارد…



پی نوشت (۱):

به خاطر امتحان آیلتس راز که شنبه امتحان کتبیش بود و چهارشنبه شفاهی، از جمعه تا چهارشنبه هفته قبل تهران بودیم و بدجور دود خوردیم! به اینترنت هم دسترسی نداشتم که جواب کامنت های پست قبلیم رو بدم. از دوستان عزیزی که نظر گذاشتن ممنونم. از سعید، محمد، عسل و همه اونایی که کامنت خصوصی گذاشتن.

از آرجان مهربان و همسر گرامیش هم که نتونستم موقعی که اومدن شمال ببینمشون، همینجا عذر خواهی می کنم.

 

پی نوشت (۲):

اون چیزی که خانومم از امتحان آیلتسش تعریف می کرد با اون چیزی که خودم تو امتحان دیده بودم و بعدها شنیده بودم کاملا تفاوت داشت. ظاهرا فقط دو تا بریتانیایی تو امتحان بودند و اونا هم چمدون به دست آخر امتحان رفتن و روز امتحان شفاهی هم فقط ایرانی ها و هندی ها دیده شدند. این هم از الطاف برادران میهن پرست فاتح سفارت خانه! آیلتس در ایران هم داره به پایان نزدیک می شه…


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *