یک سال روزنامه نگاری

سال گذشته بعد از حدود سه و نیم سال وبلاگ نویسی، تصمیم گرفتم که این کار رو جدی تر دنبال کنم و نتیجه این شد که وبسایت جدیدی رو با کمک دوست خوبم Joe راه اندازی کردم و مطالب وبلاگم رو بهش منتقل کردم. احساس کردم که فضا بازتره و کارهای دیگری می تونم بکنم. حس کردم برای اینکه هنوز بتونم بنویسم، باید راه های جدیدتری رو امتحان کنم، چون وبلاگ من تحت تاثیر زندگی من بود و با مهاجرت و گذر از مراحل سختش، زندگی رفته رفته آرومتر می شد و کم خبر تر و من اگه می خواستم که هنوز با دوستان و خوانندگان خوبم ارتباط داشته باشم، نمی تونستم با اون سبک پیش برم. یا باید مثل خیلی ها وبلاگ نویسی رو می بوسیدم و می ذاشتم کنار، یا باید راهی پیدا می کردم. این بود که تصمیم گرفتم که پست های صوتی هم منتشر کنم.

بعد از پخش سومین پست صوتی، فرصت همکاری با رادیو SBS پیش اومد و این اسم اینقدر بزرگ و این فرصت اینقدر برای من ارزشمند بود که با جان و دل قبول کردم.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

توی این یه سالی که با SBS فارسی کار کردم، بیش از سی و پنج برنامه رادیویی براشون ساختم و چون هیچوقت کار رادیویی و رسمی رسانه ای نکرده بودم، وارد دنیای تازه ای شدم که یه عالمه چیز داشت واسه یاد گرفتن و اگر حمایت و خط مشی های مشخص اس بی اس و مدیریتش نبود، من به تنهایی از پسش بر نمی اومدم.

برنامه هایی که در رادیو ساختم، همگی درباره استرالیاست و قسمت عمده برنامه های من در قسمت دانستنیهای استرالیا پخش شد و چند برنامه هم در بخش چگونه و چطور. تجربه جدیدی هم داشتم که  در واقع یه مستند رادیویی سفره که به نظرم استقبال خوبی ازش شد.

توی این یه سال سعی کردم علایق و قابلیت های خودم رو توی کار روزنامه نگاری بیشتر بشناسم. کمی سراغ عکس رفتم و اطلاعات جمع کردم و در مجموع دیدم که عکاسی حرفه ای کمی دور از وقت و علایق منه. سراغ علاقه دیگه ام، یعنی سفر رفتم و صفحه فیسبوکی رو با عنوان «گردشگری در استرالیا» با کمک دوستان راه انداختم که خوب ازش استقبال شد. این صفحه بیشتر در بین ایرانیان و افغان های ساکن استرالیا طرفدار داره در مقایسه با وبلاگم که بیشتر بچه های داخل ایران دنبالش می کنن.

این صفحه هم مثل وبلاگم، مشی تجاری نداره، چون به خاطر اینکه با یه رسانه دولتی کار می کنم، محدودیتهایی دارم.

چندین دوره روزنامه نگاری آنلاین رو هم در این مدت گذروندم و فکر کردم که کم کم وقتشه که رسانه های چاپی رو هم امتحان کنم. در استرالیا متاسفانه نشریه چشمگیر فارسی ای پیدا نکردم و این بود که یه سری نشریاتی رو که در ایران در سلیقه من بود رصد کردم. اولینشون ماهنامه نشنال جئوگرافیک فارسی بود که در ایران با عنوان «گیتانما» منتشر میشه و جواب نشریه این بود که ظرفیت نویسندگان و مترجمان در حال حاضر تکمیله و من رو در لیست انتظار گذاشتن. گام بعدی یه نشریه معتبر دیگه در حوزه گردشگری بود که مقالاتم با استقبال خوب مدیر مسئول و سردبیر نشریه روبرو شد و قرار شد که با این نشریه همکاری کنم. تجربه جدیدیه و امیدوارم بتونم از پسش بر بیام. زندگی تجربه راههای جدیده. منم دارم امتحان می کنم.

این پست خیلی درباره خودم بود. ببخشید اگه جذابیتی نداشت.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

16 دیدگاه برای “یک سال روزنامه نگاری

  1. با سلام
    قصد مهاجرت به استرالیا برای ۲/۵ سال نیم دیگه دارم {زمانی که فوق دیپلم گرفتم وزبانم کامل شده}سنم ۱۷ ساله میخواستم بدونم چه کارهایی باید بکنم از الان؟
    و اینکه من کشتیگیرم و دارای مقام سوم کشوری در نوجوانانم ایا میتونم به تیم ملی کشتی استرالیا برم؟چگونه؟میتوانم هم درس بخوانم هم کشتی بگیرم؟
    من در حال تحصیل حسابداری هستم

  2. سلام
    علی آقا انشا الله که موفق باشید اگه بخوام برای روزنامه نگاری تو استرالیا اپلای بگیرم یا اقامت بگیرم نیاز به چه پارامترهایی دارم.
    ممنون میشم اگه سوالمو جواب بدین.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *