توی مدارس استرالیا چی یاد می دن؟ (۲)

وقتی پست شماره یک رو نوشتم، چندین بار مرورش کردم و مطمئن شدم که همه چیز رو توش آوردم. همچین که پابلیش کردم، همینطور چیزهای دیگه یادم اومد و یادداشت برداشتم تا به جایی رسید که دیدم میشه پست دومی دربارش نوشت.
قبل از اینکه بخوام شروع کنم، باید این نکته رو مجددا یادآوری کنم که همه چیزهایی که من می نویسم در اینجا، بر پایه مدرسه پسرم نیکداد هست و با بازخوردهایی که از پست اولم گرفتم، بیش از پیش مطمئن شدم که همه این چیزها در همه مدارس استرالیا اتفاق نمی افته. 
مدرسه نیکداد یه مدرسه دولتی در ویکتوریای رجیونال هست و مطمئنا در کلانشهرها مدارس امکانات بیشتری دارن و ممکنه برنامه ها متفاوت باشه. به علاوه توی کشور فدرالی مثل استرالیا، کاملا طبیعیه که خیلی چیزها در ایالت های مختلف فرق کنه. من هم اینجا نمی خوام بگم که مدارس این برنامه ها رو حتما دارن. می خوام نمونه ای از برنامه ها و آموزش ها رو براتون بگم که یه نمای کلی بدم و هیچ ادعای دیگه ای ندارم.
خب، بریم سر اصل مطلب.
کلاس مدارس در اینجا می تونه حداکثر ۲۰ تا دانش آموز داشته باشه. گاهی پیش میاد که یه معلم تازه کاره و مدیر مدرسه تعداد دانش آموز کمتری بهش می ده تا تجربه کسب کنه. مثلا دوستی می گفت که کلاس بچه اش ۸ نفره بوده در حالیکه دو تا کلاس دیگه ۲۰ نفره بوده و دلیلش هم این بوده که اون معلم سال اول یا دوم تدریسش بوده.
در مدارس استرالیا زبان خارجی هم تدریس میشه مثل هر جای دیگه دنیا. منتها یه فرقی وجود داره و اون اینه که در کشورهای انگلیسی زبان، آموزش زبان خارجی بیشتر حالت تفریحی داره و عملا ضرورتی احساس نمیشه و انگیزه محکمی پشتش نمی بینین. توی استرالیا هم، که بیش از هر کشور توسعه یافته دیگری آدم های دوزبانه یا چند زبانه پیدا میشه، تلاش دولت در حمایت از گروه های زبانی و قومیه، نه تدریس زبان خارجی. البته این برداشت منه. مثلا همین رادیوی SBS به ۷۴ زیان برنامه پخش میکنه که هیچ جای دیگه دنیا شما همچین چیزی رو نمی تونین پیدا کنین.
توی مدرسه نیک، بهشون ژاپنی یاد می دن. ولی خیلی همچین شل و ول. از جاهای دیگه هم خبر دارم که مثلا آلمانی یا اسپانیایی درس می دن و اونا هم همینطوره. در حد چند تا کلمه و جمله ابتدایی.
 کار با کامپیوتر هم یک روز در هفته در مدرسه انجام میشه. بچه ها اغلب با کامپیوتر تایپ می کنن و همین میشه که اغلب استرالیایی ها راحت تایپ می کنن و نامه نگاری الکترونیک در اینجا رایجترین نوع نوشتار هست.
موقع ناهار هم بچه ها می تونن برن و با همون کامپیوترها بازی کنن، البته از وقت ناهار خودشون.
در مدارس معمولا از همون ابتدا، یه نظام مشارکت و تقسیم کار بوجود میاد. مثلا بعد از اتمام درس و کلاس، کارها تقسیم میشه. بعضی ها صندلی ها رو مرتب می کنن، بعضی ها آشغالهای روی زمین رو جمع می کنن، یه عده کتاب ها و لوازم التحریر رو سر جاشون می ذارن و همینطور این سیستم بزرگ می شه و مثلا بچه های سال آخر نوبتی آشغال های کل مدرسه رو می ذارن دم در.
توی این نظام مشارکتی، از والدین هم خواسته می شه که کمک کنن. مثلا یه روز می خوان درختهای مدرسه رو هرس کنن، یا زمین بازی رو خط کشی کنن یا دیوارها رو رنگ بزنن. توی خبرنامه مدرسه اعلام می کنن و والدین در صورت تمایل کمک می کنن و گاهی هم آدم خودش خجالت می کشه و می گه بهتره برم یه کمکی بکنم و می ره!
آموزش مذهبی هم توی مدارس دولتی اختیاری هست. یعنی شما مشخص می کنید که می خواین بچه تون در مورد چه مذهبی آموزش ببینه یا  اصلا آموزش مذهبی نبینه و خیالتون راحت خواهد بود که خلاف نظر شما عمل نخواهند کرد.
یه پرستار هم یه روز اومد مدرسه و قد و وزن بچه ها رو اندازه گرفت و وضعیت شنواییشون رو بررسی کرد و گزارشش رو بعد به ما دادن. در صورتی که بچه مشکلی داشته باشه هم راهنمایی می کنن.
یه مساله ای هم که اینجا ممکنه برای بعضی ها شوک آور باشه و بعضی ها هم در جریانش هستن، مساله شپش در استرالیاست. اینجا شپش کردن موی بچه ها خیلی عادیه. مدرسه در چند نوبت از والدین می خواد که موهای بچه ها رو بازرسی کنن و خودشون هم این کار رو انجام می دن. این مساله شپش مو، توی خیلی از کشورهای توسعه یافته وجود داره و دلیلش هم اینه که مثل ما ایرانی ها بچه ها رو محدود نمی کنن و بچه خیلی بازی های طبیعی، خاک بازی و … انجام می ده. اکه بچه تون شپش کرد اینجا، کوتاهی از شما نبوده، فقط سعی کنید که درمانش کنید. رفته رفته با این کثیف کاری ها بچه هاتون از خودتون قوی تر می شن و از پاستوریزه بودن در میان!
DSC09598
یکی از چیزهایی که برای ما خیلی جالب بود این بود که یه روز اعلام کردن که هر کدوم از بچه ها باید یه عکس از خونوادشون بیارن. ما هم یه عکس دادیم به نیک. همه عکس ها رو روی یه صفحه بزرگ توی کلاس چسبوندن و حدود یه ماه اونجا بود و توی این یه ماه درباره خونواده و عادت ها و فرهنگهای هر خونواده حرف زدن. نمی دونم دقیقا چی گفتن، چون نیکداد چیزی نمی گه. ولی اینکه به هر بچه ای فرصت معرفی خونواده اش رو دادن خیلی جالب بود برامون.
روز مادر، مدرسه یه سری هدیه تهیه کرد که قیمت های ۲ تا ۵ دلاری داشتن و توی خبرنامه از والدین خواستن که اگه می خوان به بچه پول بدن که یه کادو برای مادر یا مادر خوانده اش بگیره. حرکت جالبی بود. اولا اینکه به ما یاد داد که توی فرهنگ اینا، قیمت کادو مهم نیست و این فرهنگ هدیه دادن زیباست. ثانیا به بچه خیلی احساس خوبی داد. یه حس استقلال و تصمیم گیری که چی واسه مامانش بخره.
توی این خبرنامه مدرسه که کارها رو توضیح می دن، آخرش توی هر هفته اسم چند تا بچه رو میارن که توی فلان فعالیت عالی بودن. به نظرم صرفا برای تشویقه و سعی می کنن اسم هر بچه حداقل یه بار در سال توی خبرنامه هفتگی بیاد.
یک هفته هم توی مدرسه درباره بومیان استرالیا و رنج و محنتی که تحمل کردن با زبان ساده برای بچه ها گفتن و درباره فرهنگ و نمادهاشون گفتن. پرچم بومیان رو برای بچه ها شرح دادن، انگار که پرچم خود استرالیاست و توی یه روز خاص از بچه ها خواستن که لباسی با یکی از سه رنگ پرچم بومیان، یعنی قرمز، زرد یا مشکی بپوشن و از یه محل مشخص به سمت مدرسه پیاده روی کنن. همین الان اگه از نیک بپرسین، خیلی دید احترام آمیزی به بومیان داره و من از این نوع تربیت بچه خیلی خوشحال هستم.
موضوعات دیگه ای هم توی یادداشت هام دارم که ایشالا اگه مناسب یه پست کامل بود، منتشر می کنم. 
راستی، یه صفحه فیس بوک با عنوان «گردشگری در استرالیا» راه انداختم که هدفش معرفی جاذبه های گردشگری استرالیاست. معمولا هر روز یک عکس با یک توضیح کوچک توش منتشر میشه. اگه مایل بودید سری بزنید و لایک کنید. اینم آدرسش: https://www.facebook.com/oztourism
 
 

 


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

18 دیدگاه برای “توی مدارس استرالیا چی یاد می دن؟ (۲)

  1. ممنون که وقت میذارین و برامون از شرایط می نویسید.
    خیلی به ما کمک می کنید تا با آرامش و آگاهی نسبی پا به سرزمین جدید بگذاریم.
    راستی این پست مدرسه عالیه به خدا ، آخه ما بیشتر از هرچیز نگران آموزش دخترمون در آینده هستیم.

  2. من یه سوالی دارم
    آیا کانال های تلوزیونی هستند که معرفی کنید و ما بتونیم از ایران دنبال کنیم (از چه ماهواره ای و با چه فرکانسی) تا وقتی برسیم اونجا یه کمی بیشتر با محیط آشنا بشیم.
    باز هم تشکر میکنم

    • کانال ها ماهواره ای رو که نمی تونین از ایران بهشون دسترسی داشته باشید. ولی می تونید از طریق وبسایت شبکه های تلویزیونی استرالیا مثل SBS و ABC به تعدادی از برنامه های خوب دسترسی داشته باشید. شبکه های دیگه هم هستن که می تونید گوگل کنید.

  3. البته آدم یه جای که میره و درخت میکاره، یکم صبر میکنه که درختش میوه بده بعد بیاد در مورد خوشمزگی اون میوه داستان بنویسه!!!، اون بچه‌های که شما میگین اون طور آموزش میبینن بالاخره بزرگ هم میشن!! نمیشن؟! پس چرا هرچی‌ از مدارسشون میاید بیرون بیسوادان?، چرا تموم متخصصای این کشور واردتی هستن?، یه جمله گفتی بزار من برات بقیشو بگم، گفتی نیک‌ چیزی نمیگه به شما از مدرسه, آره در آینده هم اصلا با شما حرف نمیانه.

    • بله دوست عزیز، اون بچه ها بزرگ می شن و آدمهایی رو می سازن که به امثال شما با سوادها اجازه زندگی تو این کشور رو می دن. راستی، شما چرا کشور با سوادها رو ترک کردین و اینجا اومدین؟ شما که اینقدر پیشبینیتون خوبه که مسائل رو با این دقت از پیش می بینین؟

  4. علی جان ممنون بابت مطلب مفید و زیبات.
    یه سوالی هم از این دوستمون سیاوش دارم.اینی که بچه تو خونه از مدرسه اش حرف نزنه به نقص سیستم مدرسه بر میگرده به نظر شما؟
    مثلا دختر من که الان تو تهران از مدرسه غیر انتفاعی که کلی بابتش پول دادم (چون مدرسه های دولتی پایتخت این کشور عزیز ببخشید مثل اصطبل بودند) برمیگرده و کلی راجع به اینکه خاله حدیث چه مزخرفاتی امروز بهشون گفته معنیش اینه که نظام آموزشی اینجا خیلی خوبه؟
    البته معلم دختر من خیلی زحمتکشه و من منکر تلاش خیلی از معلم های عزیز تو ایران نیستم که واقعا با کمترین حقوق ها دارن برای بچه های ما زحمت میکشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *