توی مدارس استرالیا چی یاد می دن؟ (۱)

اینکه توی مدرسه های استرالیا به بچه ها چی یاد می دن، ممکنه براتون سوال باشه. واسه منم سوال بود و تنها چیزی که ازش می دونستم این بود که چیز بدی یاد نمی دن.

به طور خلاصه خدمتون می گم که آموزش درست بچه هاتون، یکی از چیزهاییه که به تنهایی برای تحمل همه سختی های مهاجرت کافیه. اینکه چرا و چگونه، زمان بره و منی که الان می خوام شروع کنم، فقط در حدی می دونم که تونستم از مدرسه پسر خودم بفهمم و گهگاه از رفتار و گفته هاش بکشم بیرون. پس احتمالا این پست ادامه دار خواهد بود.

مدارس استرالیا استانداردهای ملی دارن و همه شون از کیفیت بالایی برخوردارند. مدارس به دو دسته کلی دولتی و خصوصی تبدیل می شن. مدارس دولتی رایگان هستن – برای شهروندان و مقیمان دائم – و مدارس خصوصی پولی. مدارس وابسته به کلیسا نمی دونم مرتبط به کدوم گروه هستن، اما مدارسی هستن که در اونها آموزش مذهبی داده می شه.

برای ثبت نام شما به مدرسه مراجعه می کنید و فرمهای درخواست رو پر می کنید. در صورتی که در محدوده مدرسه مورد نظر باشید، مدرسه موظف به ثبت نامه و در غیر اینصورت به جای خالی مدرسه بستگی داره.

پسر ما از کوچکترین کلاس ممکن، یعنی Prep شروع کرد. این یکی از مقاطع گیج کننده برای ایرانی هاست. در استرالیا بچه ها مدرسه رو از این مقطع شروع می کنن و در سال بعدش به کلاس اول می رن. چیزی معادل آمادگی در ایرانه، منتها جزیی از مدرسه است نه مهدهای کودک. شرکت کردن بچه ها توش اجباریه و از اونجا که نیک درس خوندن رو در استرالیا شروع کرد، من این امکان رو دارم که از پایه پایه براتون توضیح بدم.

توی این مقطع اغلب فعالیت های بچه بر اساس بازی و نقاشی هست. چیزهایی رو بهشون یاد می دن که در ایران معمولا خونواده ها یاد می دن. ولی نظام آموزشی اینجا اینها رو تو مدرسه یاد می ده که اگه خونواده ای کوتاهی کرد و چیزی رو نگفت، بچه در مدرسه یاد بگبره و هماهنگ بشه با جامعه.

مدرسه نیک این شعار رو داره: مسئولیت پذیری، احترام و انعطاف پذیری.

همه مقاطع در این چهارچوب آموزش می دن و این کلمات و مظاهرشون بارها و بارها برای بچه ها تکرار می شه تا توی ذهنشون بشینه. بچه ها وظیفه دارن که وقتی بازی کردن، اسباب بازی هاشون رو جمع کنن و این جزیی از مسئولیت پذیری هست، موقع حرف زدن بقیه برای اظهار نظر دست بالا بگیرن و اجازه بگیرن، که این احترام هست و موقع بازی اسباب بازی هاشون رو با هم سهم کنن که این انعطاف پذیری هست. حالا فرض کنید که توی هر فعالیت دیگه روزانه در طول ۶ ساعت این کلمات و مفاهیم تکرار بشه و این اتفاق در طول ۷ سال دوره ابتدایی ادامه داشته باشه. نتیجه مشخص هست.

این مسئولیت پذیری در کنار چیزهای دیگه ای که جزیی از فرهنگ استرالیاست، مثل وظیفه مراقبت یا Duty of care، باعث می شه که محیط مدرسه برای کودکان ما خیلی امن باشه. نیکداد از همون روزهای اول از ما خواست که جلوی در مدرسه ترکش کنیم و علیرغم هیکل کوچیکش خودش کوله پشتیش رو به دوش می کشید. منتها همون جلوی در، اولین بچه سال بالاتر به کمکش میومد و کیفش رو تا کلاس براش می برد. خب، وقتی یاد کودکی خودم و برخورد بچه ها با هم توی مدارس ایران می افتم که تا چه حد تهاجمی هست، برام باورش سخته. موقع بیرون رفتن از مدرسه می بینین که یه پسر یا دختر در رو برای بقیه باز نگه داشته و خودش صبر می کنه تا همه خارج شن و بعد بره. هیچ اجباری هم به انجام این کار روش نبوده. اینطور بار اومده. واسه همین این رفتارها در بزرگسالان دیده می شه و یکی از تفاوتهای اصلی ما مهاجران و ساکنان اینجاست. تفاوتی که باید با انعطاف پذیری و دقت کمش کنیم.

یکی از برنامه های مدارس مراسم ساده ای هست با نام Show and Share. بچه ها می تونن چیزی رو که علاقه دارن بیارن و به همکلاسی ها و معلمشون نشون بدن و دربارش توضیح بدن. اینطوری هم سرگرمی براشون ایجاد می شه و هم توان سخنوری و ارتباط با دیگران درشون زیاد می شه.

مدرسه برنامه هایی به رایگان به عنوان After school برای بچه ها می ذاره. این برنامه ها اغلب هنری هستن و در کل ۲ تا ۴ جلسه. مدرسه لیستی از برنامه ها با ظرفیت هر برنامه اعلام می کنه و والدین بر اساس علاقه بچه، می تونن توی یکی ثبت نام کنن. برنامه هایی مثل نقاشی، ساخت شیشه، ساخت تابلوهای موزاییکی و سفالگری. برای آموزش هم معمولا یک چهره شاخص و مهم میاد. مثلا فلان هنرمند معروف ۳ جلسه از فلان شهر میاد و آموزش میده. هدف اولیه ممکنه سرگرمی بچه ها به نظر بیاد، ولی به نظر من هدف پنهان پیدا کردن استعداد هنری بچه ها از همون سنین خردسالیه.

آموزش شنا یکی دیگه از مواردیه که در خیلی از مدارس استرالیا انجام می شه. شنا ورزش ملی و حیثیتی استرالیاست و اگه استرالیایی باشید و شنا بلد نباشین شرم آوره. برای نیکداد ۱۰ جلسه شنا گذاشتن و برای این منظور در روزهایی که اعلام شده بود، اتوبوس بچه ها رو به استخر مربوطه می برد و اینقدر خوب بهشون شنا یاد دادن که ما باورمون نمی شد. استخر هم همونی بود که خودمون همیشه می ریم و قسمت مخصوص بچه ها داره که عمقش از ۳۰ تا ۱۰۰ سانتیمتر هست و کاملا امنه. نکته جالب اینه که برای یه روز از همه خواسته شده بود که به جای لباس شنا با پیژامه برن استخر و بهشون یاد داده بودن که اگه با لباس تو آب افتادن، چطور خودشون رو نجات بدن.

آشنایی با حیوانات و دوستی با حیات وحش و محیط زیست یکی دیگه از برنامه هاست. مثلا یه روز قورباغه آوردن تو مدرسه و همه بچه ها قورباغه رو دستشون گرفتن و نوازش کردن و بعد معلم درباره قورباغه ها و غذا، بدن و … صحبت کرد و علاوه بر هیجان انگیز بودن این مساله برای بچه ها، طبیعت رو براشون جذاب می کنه. یا مثلا یه روز بچه ها رو بردن به پیاده روی تو شهرمون برای دیدن خفاشهای میوه مهاجر که از ملبورن اومده بودن. اینقدر از خوبی و زیبایی این حیوون های بدبو می گفتن واسه بچه ها که برای ما قابل هضم نبود.

IMG_20140509_100749

کتاب و کتابخوانی هم جزء برنامه های مهم مدرسه هاست. هر روز توی کیف مخصوص کتاب بچه ها یه کتاب می ذارن که شب والدین براشون بخونن و برگه ای هست که بعد از خوندن کتاب اسمش رو می نویسین و امضا می کنین و اینطوری هم مطمئن می شن که شما کتاب رو خوندین و هم ثبت میشه که چه کتابهایی خونده شده.

علاوه بر اینها، برنامه ملی کتابخوانی توی استرالیا هست که در طول یک هفته، همه مدارس کشور بچه ها رو می برن کتابخونه. اونجا بچه ها عضو کتابخونه می شن و دو تا کتاب براشون توسط مسئولین کتابخونه خونده می شه و با اسلایدهای بزرگ عکسهای کتاب نمایش داده می شه و بعدش بچه های یه فعالیت مثل نقاشی در ارتباط با موضوع اون کتاب انجام می دن.

برنامه های دیگه ای هم تو مدرسه انجام میشه. مثلا آشپزی و این فعالیتها کاملا تحت کنترل و به صورت امن انجام میشه. مثلا یه تیکه خمیر به بچه ها می دن و می گن که ورز بدنش و تو قالب بذارن و این حرفا.

یکی از چیزهای جالبی که اخیرا اتفاق افتاد این بود که ۶ نفر پزشک و پرستار از دانشگاه موناش، رفتن مدرسه نیکداد دست و پای بچه ها رو الکی بانداژ کردن و به هر کدوم یه باند و گیره دادن و ازشون خواستن که وقتی رفتن خونه عروسک هاشون رو بانداژ کنن. مدرسه هم توی خبرنامه توضیح داد که این کار برای ریختن ترس بچه ها از لباس سفید دکترها انجام میشه و ارتباط دوستانه ای بین پزشکها و بچه ها ایجاد می شه. نیکداد تا دو روز زمین و زمان رو باند پیچی می کرد و کیف می کرد! حتی دستگیره ماشین رو هم باندپیچی کرده بود!

با توجه به اینکه نیکداد زبان اولش انگلیسی نیست و ما این رو در فرمهای ثبت نام مشخص کردیم، مدرسه یک روز در هفته یه معلم ویژه برای آموزش زبان به نیک در نظر گرفته و حتی قلم مخصوص مترجم برای نیکداد خریداری کردن که معنی کلماتی رو که نمی تونن براش توضیح بدن، اون قلم براش ترجمه کنه.

بعد از شروع مدرسه یه ارزیابی از مهارتهای بچه انجام می شه. مهارتهای گفتاری و کلامی و شمردن. تحلیل شرایط و توصیف موقعیت اجسام و کارها. بعد نتیجه این ارزیابی رو توی یک جلسه مخصوص با والدین هر بچه در میان میذارن. در آخر ترم هم ارزیابی دیگه ای انجام میشه که مهارتهای زبانی، ریاضیات، مهارتهای ارتباطی و غیره رو نشون می ده و بعد از اون هم از والدین می خوان که توی یه جلسه خصوصی درباره وضعیت بچه صحبت بشه.

توی خبرنامه هفتگی مدرسه، همه این فعالیت ها به اطلاع والدین می رسه و عکس هایی از کارهای هفته گذشته چاپ میشه. یه سری کارها هم از والدین خواسته می شه. مثلا برای تعمیرات مدرسه و شرکت در جلسات و … .

بر اساس فرهنگ استرالیایی، بهترین وسیله برای تشویق آدمها به جلسه و دورهمی، ترتیب دادن یه مهمونی باربیکیو است. مدارس هم از این ابزار استفاده می کنن و از این طریق والدین و مسئولان مدرسه با هم آشنا می شن و دوستی های جدیدی شکل می گیره که برای ما لااقل خیلی خوب بوده.

خب، فکر می کنم همه اون چیزایی که تو ذهنم بود رو نوشتم، اگه چیزهای دیگه ای پیش اومد یا به خاطر آوردم، توی پست بعدی دربارشون می نویسم.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

26 دیدگاه برای “توی مدارس استرالیا چی یاد می دن؟ (۱)

  1. عالی بود علی جان. من همیشه برام سوال بود که توی مدرسه های استرالیا چه چیزهایی به بچه‌ها یاد میدن و تقریباً مطمئن بودم که مجموعه رفتار و کردار این آدمها هر چی هست، از همون زمان بچگی هست که هم از طریق مدرسه و هم از طریق خانواده در اینها شکل گرفته و با توجه به چیزهایی که تا الان از مدرسه نیک دستگیرت شده و تجربه اش کردی و برامون گفتی، خیلی از مسائل برام روشن شد. ای کاش که در مملکتمون هم به جای خاله شادونه و دری وری هایی که توی مهد کودکها و مدرسه ها به بچه ها یاد میدن، چیزهایی مثل اینها رو آموزش می دادن که وضع جامعه و مردممون اینی نشه که الان هست! دستت درد نکنه و حتماً منتظر ادامه این داستان خواهم بود.

  2. علی جان خیلی جالب بود. یه خبر هم اینکه ظاهراً چک امنیتی ما تموم شده، چون منتظر نتیجه ناتی هستم و تا ۲-۳ روز دیگه نتیجه میاد. دو هفته ای از تمدید وقت مجدد می گذشت که آفیسر ایمل زد و درخواست مدارک تکمیلی مثل آیلتس همسر و مهم تر از همه مدیکال و PCC رو کرد. فکر کنم ۲-۳ ماه دیگه ویزامون میاد.

    • ایشالا. خیلی دو تایی با راز ذوق کردیم واسه پرونده شما. ایشالا که زودتر میاد ویزا و تصمیم می گیرین که به جای سیدنی، بیاین ملبورن!
      منتظر خبرهای خوب هستم.

  3. ما هم اوایل فکر می کردیم تو مدرسه بچه ها رو فقط “نگه” می دارند و آموزش اینجا خیلی خوب نیست اما وقتی دخترم کمتر از ۶ ماه خوندن و نوشتن رو یاد گرفت فهمیدم نه بابا انگار یه کارایی می کنن! در مقایسه با ایران که پوست بچه رو کندن تازه بعد از ۱ سال خوندن و نوشتن زبان مادریش رو هم درست یاد نگرفت.
    از همه مهمتر اینه که وقتی بچه رو از مدرسه می گیری بخاطر یه روز خوب شاد و خندون می آد خونه.
    اما باید این رو هم در نظر گرفت که آموزش اینجا هنوز با کشورهای رده اول غربی فاصله داره.

    • ممنونم مانه جان. آره واقعا. ما هم فکر می کردیم که بچه رو نگه می دارن و فقط بازی می کنن بچه ها. ولی روز به روز بیشتر متوجه می شیم که برنامه های خوبی دارن توی آموزش بچه ها. در مورد اون خط آخر کامنتت هم باید بگم که یکی از دوستان یه آماری رو بهم نشون داده بود که می گفت سطح آموزش استرالیا جزء بالاترین ها در دنیاست. حالا نمی دونم، شاید شما دقیق تر اطلاع داشته باشی.

  4. علی جان واقعا ممنون از این پست . من پسری دو ساله دارم که هر چی بیشتر در مورد وضعیت تحصیلی آینده اش می خونم خیالم راحت تر می شه و از استرس های این دورانم کمتر می شه . نوشته هات کاملا بدیعه و کسی تا به حال با این جزئیات در مورد بچه ها به خصوص صبحبتی نکرده . ممنون که می نویسین . ما با اشتیاق هر روز سایت شما رو چک می کنیم . موفق و پایدار باشین .

    • خواهش می کنم مهتاب جان. شما هم لطف داری و به من انگیزه می دین که بیشتر بنویسم. ایشالا آینده درخشانی در انتظار شما و به خصوص کوچولوی خونواده هست.

  5. خیلی عالی بود.

    اون قسمت باند پیچی ش رو که خوندم قشنگ تصور کردم که چه جوری همه چی رو باند پیچیده وغش کردم ازخنده… یاد رضا افتادم که همه چیز رو با چسب بهم می چسبوند…زندگیمون رو چسب پیچی کرده بود D: به همه چیز چسب چسبیده بود:ظرف وظروف،رختخواب،موها ودست وپامون،لباس ومانتو…یه روز باذوق اومد گفت” مامان!روی دروازه مادرجون اینا چسب چسبیده!”…

  6. سلام علی آقا
    ما هم ۲ ماهه اومدیم آدلاید. شهر بسیار آروم و قشنگیه. اتفاقا نزدیک خونه مون یه مدرسه ابتدایی هست که هر روز از دیدن شادی و سرزندگیشون انرژی میگیرم. خیلی اطلاعات مفیدی بود. بخصوص برای بچه دارها

  7. با سلام

    علی جان ما ۱۷/۷/۲۰۱۴ برای تحصیل در دانشگاه unsw میائیم سیدنی و یک پسر ۹ ساله هم دارم میخواستم بدانم که مشکلی در مدرسه براش از نظر زبان پیش نمیاد میترسم افسرده بشه چون از دوره مهده کودک شروع نمیکنه وشما مدرسه خوبی نزدیک دانشگاه میشناسی.ممنون میشم و subrbe نزدیک دانشگاه unsw جای خوبی برای زندگی هست .باز هم ممنونم…

    • ایشالا به سلامتی دوست عزیز. ایشالا برای پسر شما هم مشکلی پیش نمیاد. مشکلات خاص خودش رو داره و پروسه آسونی نیست، ولی مدرسه و دولت از شما حمایت می کنه تا بچه در اسرع وقت خودش رو با محیط تطابق بده و از این نظر نگرانی نداشته باشید. در مورد سابرب هم که پرسیدین، من صدها کیلومتر از سیدنی فاصله دارم و سیدنی رو فقط در حد یه مسافر دیده و میشناسم و متاسفانه نمی تونم جواب خوبی بهتون بدم؛ ولی در حالت کلی خدمتون عرض می کنم که تقریبا همه جای این کشور واسه زندگی خوبه. موفق باشید، سفر خوبی در پیش داشته باشید.

  8. علی آقا خیلی لذت بردم از نوشته کاملت و منتظر بقیه اش هستم.این نکاتی که نوشتی در برابر نکاتی که بعضی از دوستان استرالیا نشین در مورد به قول خودشون وضعیت افتضاح آموزش در استرالیا مینوسند خیلی برام جالب بود.یه چیزی رو همیشه دوست دارم به این دوستان بگم که بابا اگه وضعیت آموزشی ایران به این خوبی که شما میگید بود که الان وضعیت این مملکت این نبود و اگه واقعا وضع آموزش استرالیا افتضاح بود که کشور جهان اول نمیشد.البته قطعا نظام آموزشی اونجا هم اشکالاتی داره. من چون امسال تو ایران دخترم داره میره مدرسه این قضیه مسابقه بین خانواده های ایرانی رو در ریختن هر چه بیشتر مطالب توی ذهن بچه ها به عینه دارم میبینم.خیلی از خانواده ها میخوان بچه شون تا ۸ سالگی به ۳ زبان زنده دنیا صحبت کنه و هم ونگوک بشه هم دکتر هشترودی هم یانی … بیا ببین چه چشم و هم چشمی راه افتاده تو این مملکت عقب مونده. خیلی خوشحالم از اینکه تا چند ماه دیگه بچه ام رو از این کشور پوززنی و چشم و هم چشمی خلاص میکنم.
    بازم بنویس علی آقا.

    • سلام داود عزیز. ممنونم از نظرت دوست من و اینکه وقت گذاشتی و خوندی. امیدوارم به زودی شما هم زندگی جدیدی رو شروع کنید و به اهدافتون برای کودکتون برسید. قسمت دوم این مطلب هم در همین سایت منتشر شده و در آینده قسمت های بعدی هم منتشر خواهد شد.
      قربان شما

  9. بسیار تشکر میکنم از متنی که گذاشتین .پسرم ترم جدید باید بره پیش دبستان خوشحالم از اینکه اون میخواهد مدرسه اش را در چنین مدارسی شروع کند واقعآ یکی از دلیل مهاجرت من این بود

    • خواهش می کنم دوست عزیز. مطمئن باشید که آموزشهای خوبی در انتظار کوچولوی شما خواهد بود و شما قطعا راضی خواهید بود از چیزهایی که قراره یاد بگیره.

  10. سلام
    از اطلاعات مفیدی که نوشتید سپاسگزارم ولی پسر من کلاس سوم است و ما چند ماه دیگه داریم میام بریزبین
    انگلیسی پسرم سطح متوسط است و خیلی نگرانم. نمیدانید بچه ای که بزرگتره در مدرسه مشکل پیدا میکنه یا نه؟
    ممنون

  11. سلام
    بابت اطلاعاتی که گذاشتید سپاسگذارم ، میخواستم ببینم اگر بچه ها حجاب داشته باشند ، مشکلی براشون پیش نمیاد ، البته من دخترم چهار سالشه ، اما میخواستم ببینم که مثلا کلاس های شنا دختر و پسر قاطی هستند ؟ ، کلاس شنا اجباریه ؟ ، کلاس شنا مختص دوران ابتدایی هست یا دبیرستان هم هست ؟
    با تشکر

    • سلام دوست عزیز. باید ببخشید که خیلی دیر جواب می دم. مطمئنا پوشش در استرالیا آزاد هست. کلاس ها هم مختلط هست، اما اجباری نیست. من درباره دبستان پسر خودم نوشتم و حتی نمی دونم که بقیه مدارس هم دارن یا نه.

  12. با سلام میخواستم در مورد افرادی که زیر دیپلم هستند که به علت های خاصی از تحصیل باز موندن چی شرایطی هست باید از همون سال سوم دبیرستان ادامه داد یا از اول دبیرستان

  13. سلام و وقت بخیر
    ببخشید سوال بعضی از دوستان رو تکرار میکنم چون جوابشو دقیق نفهمیدم :
    من هم یک پسر ۸ ساله دارم که کلاس دوم ابتداییه زبان انگلیسی هم یاد نداره ، اولا مدرسه فارسی زبان تو کدوم شهرهای استرالیا وجود داره ؟ و اینکه آیا پسرم میتونه در مدارس خودشون به این سرعت زبان یاد بگیره که از آموزشهاش عقب نمونه؟
    ممنون میشم جواب بدین…

  14. با سلام و خسته نباشید نمیدونم هنوز به این پیج سرمیزنید یا نه ،بنده ۱۷سالمه و دانش آموز رشته تجربی در ایران هستم وقتی این مطالب خوندم یا وضعیت درس خوندن خودم تو ایران افتادم در مدارس استرالیا درس و تفریح به طور منظم در کنار هم قرار گرفتن و این باعث میشه تا محصل همیشه روحیه بالا برا آموزش داشته ولی در مدارس ایران تقرییا هیچ کدوم از این فعالیت ها صورت نمیگیره و هدف فقط اینه که درس یا مطلب هرجور شده به قول معروف بره تو مخ دانش آموز و کیفیت آموزش با توجه به گفته های شما قابل قیاس نیست تفریح در مدارس ایران تقرییا معادل صفر است و تنها تفریح مدرسه یک زنگ ورزش هست که اونم با یک توپه غیر استاندارد و یک معلم نا بلد و امکانات بسیار اندک صورت میگیره و این شرایط در دوران دبیرستان به اوج خودش میرسه و استرس کنکور رو همه محصل ها رو فرا میگره و باتوجه به جمعیت بالای کشور ایران و تعداد کم دانشگاه های با کیفیت در ایران باعث میشه تا دانش آموزان بیشتر از ۹یا ۱۰ساعت در روز درس میخوانند تقرییا بدون هیچ تفریحی و این باعث میشه دانش آموزان در سال های اخر و ماه های نزدیک به کنکور به جنون و افسردگی برسن ببخشید طولانی شد ولی درآخر باید بگم اگر از روی غیرت دانش آموز نباشه نمیشود ادامه داد و تبعیض در مدارس ایران بیداد میکنه و هیچ نهادی نظارت دقیق بر آموزش نداره .باتشکر ببخشید اگه یکم طولانی شد امیدوارم از این پیج دیدن کنید و مطلب منو بخونید و خوشحال باشید که پسرتون جایی درس میخونه آموزش در خدمت زندگی است نه زندگی در خدمت آموزش ممنون موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *