رودخانه برفی در آتش

و اما زندگی در ماهی که گذشت. پنج هفته گذشته، پر ماجراترین روزهای دوره هفت ساله زندگی ما در استرالیا بود. آتش سوزی جنگل ها تا نزدیکی ما رسید و روزهای پر تنش و آزار دهنده ای رو پشت سر گذاشتیم. چیزی از تعطیلات سال نو و کریسمس و شادی هاش نفهمیدیم و کار و زندگی روزمره مون تحت تاثیر خبرهای ناگوار آتش سوزی قرار گرفت. خبر سوختن خانه دوستان و همکاران، خبر ویرانی شهر و منطقه مون و خبر از دست دادن آدمهای عزیزی که جونشون رو برای نجات بقیه کف دستشون گرفتن.

در این شرایط تنها کاری که می تونستم بکنم و بلد بودم، اطلاع رسانی درباره این حادثه بود. اینکه چه بلایی سر ما مردم و طبیعتمون اومده و چه بلایی بر سر این کشور و قاره زیبا اومده و طبعاتش برای دنیا چی بوده. به همین دلیل کار روزنامه نگاری من وارد دنیای دیگه ای شد: «پوشش دادن آنچه که در محل زندگیم می گذشت».

DSC_2512

در همین راستا گزارش های مختلفی رو برای رسانه های مختلف در جاهای مختلف دنیا تهیه کردم. در مجموع پنج گزارش رادیویی داشتم، دو گزارش ویدئویی، یک مقاله، یک مصاحبه تلویزیونی و دو مصاحبه رادیویی. خودم هم با پنج نفر از متخصصان و افرادی که به نوعی با آتش و طبعاتش درگیر بودن مصاحبه کردم و داستانهای غم انگیز زیادی رو از مردم عادی شنیدم.

کارهام در چهار رسانه منتشر شد و احتمالا در دو رسانه دیگه هم منتشر خواهد شد. اما باید بگم که همه اینها در شرایط سختی انجام شد که باید به کار اصلی خودم می رسیدم و به خاطر شرایط خطرناک منطقه، آلودگی هوا و خبرهای بد از ایران، حال و روزم اصلا خوب نبود. عصبی، غمگین و شکننده بودم. این کار رو کردم چون همونطور که گفتم باید کمکی می کردم و لااقل جامعه فارسی زبان خودم رو آگاه می کردم.

جامعه ایرانی، در قبال این حادثه ساکت بود و از نظر من تماشاگر. به نظر من ایرانیان استرالیا یک فرصت طلایی برای سپاسگزاری از کشوری که سخاوتمندانه از اونها میزبانی می کنه رو از دست دادند. جوامع قومی دیگه خیلی خوب، زیبا و مهربان دست یاری دراز کردند به سمت هموطنان استرالیاییشون، اما دریغ از ما.

با خیلی ها تماس گرفتم که فکر می کردم نفوذی دارند یا دستکم دغدغه ای. نه نفوذی داشتند و نه دغدغه ای. انگار تنها وظیفه مردم استرالیا این بوده که ما رو راه بدن و ما از امکانات این کشور استفاده کنیم. آخرش هم چهار تا فحش بدیم و همچنان به پر و پاچه هم بپیچیم به خاطر طرفداری از فلان الدنگ و سیاست باز در کشوری که ترکش کردیم!

به هر حال، این هم گذشت. وجدانم راحت است و خوشبختانه خانه و خانواده ام از خطر جستند. این یادداشت بماند برای یادآوری خودم. به کسی برنخورد.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *