اینترنت پرسرعت، کتاب و پازل!

خب امروز تعطیله و می تونم یه کم بنویسم. مدارکمو نوزدهم فرستادم رفت و رسید استرالیا و حالا روزشماری ها برای پاسخ شروع شده. تو این مدت اوضاع مثل همیشه پر بوده از بدو بدوهای این ور اون ور و زندگی پر مشغله روزمره. واسه خونه اینترنت پرسرعت گرفتم و حالا می تونیم راحت از شبکه های اجتماعی استفاده کنیم و از این طریق با خیلی از دوستان ارتباط مجدد بعد از چندین سال داشته باشیم.

بچه های خیلی پخش و پلا شدن. سجاد، هم کلاسی و هم خونه ای دانشگاه رفت ایتالیا. پژمان کانادا. الیاس سوئد. خیلی های دیگه از اهواز اومدن تهران و بعضی از غیر اهوازی ها هم تو اهواز موندگار شدن.

خب، طبیعیه. ولی خوشحالم که بُعد منزل باعث جدایی نشده و همچنان بچه ها به یاد همن و واسه هم پیغام و یادداشت می ذارن.

خوندن یه کتاب رو جدیدا شروع کردم. « چرا مسیحی نیستم؟» از «برتراند راسل». کتاب بسیار جالب و تامل برانگیزیه. طوریه که روزی ۳ ۴ صفحه بیشتر نمی خونمش و بقیه رو در ناخودآگاه خودم روش فکر می کنم. خیلی از نظرات فلاسفه قرن ۱۸ و ۱۹ اروپا و اندیشه های بودا و مسیحیان و مسلمانان رو درباره دلایل اثبات وجود خداوند به نقد می کشه. البته نه از این نقدهای ۲ زاری که این ور و اون ور ریخته. یه نقد فخیم که به خاطر استواری و زیبایی استدلال هاش، حتی اگر آدم نخواد بپذیره، نمی تونه در مقابل قدرت اندیشه این مرد سر تعظیم فرود نیاره. الکی نبوده که خیلی از روحانیون ایرانی، مناظره و حتی مکاتبه با راسل رو افتخاری واسه خودشون می دونستن. مردی که اینطور بی پروا، تو فضای اون روز جهان، بشر و باورهاش رو نقد می کنه و همزمان در عرصه سیاست مانع از بروز یک جنگ اتمی در جهان میشه. روحش شاد. البته خودش اعتقادی به روح نداشت!

دیشب رفتیم قاب پازل خانومی رو گرفتیم و پازلو قاب کردیم. یه پازل ۱۵۰۰ قطعه ای از مسجد سلطان احمد استانبول. ۱۵ روز قبل نیکی کار ساختش رو شروع کرده بود و بعد ۱/۵ سال بالاخره تموم شد. خیلی خوشگل شده و حالا باید نصبش کنیم رو دیوار. حسن دیگش این بود که میز غذاخوریمون آزاد شد و حالا می تونیم سه تایی رو میز غذا بخوریم!

خب، این ماجراهای چند روز زندگی روزمره من بود.


با توجه به اینکه سرعت اینترنت تو این چند روز خیلی پایینه و به طبع بازدید کننده های من هم کمتر شده٬ ترجیح دادم پست بعدی رو هم٬ همینجا اضافه کنم.

امروز صبح رفتم ثبت احوال تا واسه تعویض یا تمدید کارت ملی اقدام کنم. چون کارت هردومون تا ۴/۸۹ اعتبار داره. خانومه گفت که اعتبار همه کارت ها تا ابتدای سال ۹۰ تمدید شده. بعدش دیدم که خیلی ها میپرسن واسه تعویض شناسنامه کجا باید رفت؟ توجهم جلب شد. از خانومه پرسیدم. گفت تو چند تا استان برای شروع٬ طرح جمع اوری شناسنامه های قدیمی شروع شده که گیلان هم جزئشه. خب٬ به نظرم اگه سریعتر عوض کنم بهتره.

بعد رفتم دفتر پلیس به علاوه ۱۰ واسه گذرنامه نیکی. چون واسه مرحله لاج آنلاین باید باشه. گفتم اسمشو به گذرنامه خودم اضافه می کنین یا باید گذرنامه جدا داشته باشه؟ گفت اگه می خوای به مال خودت اضافه شه٬ باید درخواست گذرنامه جدید بدی که منم دیدم ارزش نداره. چون اونطوری فقط در صورتی که من باشم میتونه از کشور خارج شه و دیگه اینکه گذرنامه جدید من بدون مهر خروج میشه که گرفتن هر ویزایی رو سخت تر می کنه.

خلاصه٬ نتیجه این شد که گذرنامه جدا واسه حاج آقا بگیریم!

تا بعد.



مدارک تعویض شناسنامه (به درخواست خواهر عزیز):

۱- اصل شناسنامه

۲- ۲ قطعه عکس تمام رخ با زمینه روشن (سیاه و سفید یا رنگی) بدون عینک

۳- فیش بانکی به مبلغ ۲۰۰۰۰ ریال (پرداخت در داخل اداره ثبت احوال)

۴- فتوکپی کارت ملی ۱ برگ

۵- فتو کپی شناسنامه همسر (صفحه اول و دوم) ۱ برگ

۶- فتوکپی کارت ملی فرزندان بالای ۱۵ سال

۷- حضور افراد بالای ۱۸ سال الزامی است

۸- برای افراد زیر ۱۸ سال٬ پدر یا مادر با ارائه اصل شناسنامه مراجعه کنند


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *