سفر استانبول (۵ و آخر)

دوچرخه رو با گرو گذاشتن کارت هتل کرایه کردیم و تلو تلو خوران حرکت کردیم. دوچرخه های دونفره هم قلق خاص خودشو داره. هم حفظ کردن تعادل سخته و هم باید رکاب زدن خیلی هماهنگ باشه. شروع کردیم تو مسیری که مغازه دار بهمون توصیه کرده بود حرکت کردیم. خیلی جالب بود. یه فضای کاملا قدیمی ولی صمیمی داشت جزیره. بعد از کمی دور زدن برگشتیم و دوچرخه رو تحویل دادیم و دوباره پیاده مشغول گشت و گذار شدیم. جلوی یه رستوران تصمیم گرفتیم که یه غذای دریایی استانبول رو هم به عنوان شام زودهنگام تو جزیره امتحان کنیم. گارسون و صاحب رستوران هر دو خیلی خوش برخورد بودن. گارسون که فهمیده بود ایرانی هستیم، گفت که کُردی بلدیم یا نه؟ که ما هم گفتیم نه و او هم گفت که کرده. خلاصه، ماهی Salmon (آزاد) رو انتخاب کردیم که خوشمزه بود. بعد از خوردن غذا دوباره چرخی تو جزیره زدیم و بستنی خریدیم. ازون بستنی های خاص ترکیه با نون حصیری خیلی کلفت. بستنی رو که خوردیم به سمت اسکله کشتی برای برگشت به استانبول راه افتادیم و کمی رو نیمکت پارک نزدیک ایستگاه نشستیم. کشتی حدود ساعت ۸ اومد. در ورودی به کشتی که باز شد، بچه ها و اونایی که سن و سال کمتری داشتن دویدن به سمت کشتی تا سریعتر صندلی های بالا رو بگیرن که محبوبیت زیادی داره. ما هم با کمی زرنگی تونستیم اون بالا جایی واسه خودمون پیدا کنیم. تو راه و رو طبقه فوقانی، مردم نون واسه مرغای دریایی پرتاب می کردن و اونا هم به کشتی نزدیک می شدن و جیغ زنان نون ها رو تو هوا می قاپیدن. اینقدر نزدیک می شدن که گاهی آدم از اون منقار تیز و تعداد بسیار زیادشون می ترسید. ازشون فیلم گرفتم، ولی حیف که اینجا نمیشه فیلمشو نمایش داد. خلاصه تا چند تا جزیره همراهیمون کردن و بعد که هوا تاریک شد، رفتن. استانبول که رسیدیم، ساعت ۹:۳۰ شب بود و با تراموا برگشتیم هتل. دوش گرفتیم و خوابیدیم.

پایان


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *