رودخانه برفی (۴)

رودخانه برفی با همه فراز و فرودهاش جریان داره. جا افتادیم و کم و کسری های خونه تامین شد و دیگه کارهای فشرده خاصی بعد از ساعت کارم ندارم. کمرم هم خیلی بهتره و واقعا از همه دوستان ممنونم که پیام دادن. چی اینجا و چه با تلفن و ف.بوک. احساس کردم وزیر خارجه شدم!

image_1

اینجا اومدم یکی-دو تا چیز باحال بگم که خودم خیلی حال کردم و گفتم اینجا هم بگم شاید شما هم یه لبخندی بزنین.

ما تو کارخونه مثل خیلی از کارخونه های دیگه از بخار برای گرمایش صنعتی استفاده می کنیم و نکته مسخره اش اینجا اینه که من برای اولین بار روش بسیار منسوخ گرمایش مستقیم آب با بخار رو دیدم. یعنی می خوان یه حجمی از آب رو گرم کنن، مستقیم بخار رو میفرستن توش. مصیبت های خاص خودشو داره.
مثلا دیروز که سیستم تهویه سالن خراب شده بود، بخار تو سالن اینقدر زیاد بود که مثل یه مه غلیظ جاده های شمال ایران بود و دو متر جلوتر رو نمی شد دید. همین وسط یکی از کله گنده های شرکت اومد و یهو دید که عجب خوراکی پیدا کرده واسه گیر دادن به ما که مثلا ایمنی محیط کار رفته زیر سوال. فقط بنده خدا فکر کرد که اون بخار و مه غلیظ، دوده و برای اینکه خیلی پیاز داغشو زیاد کنه، از چهار-پنج متری در سالن شروع کرد به سرفه کردن. اونم چه سرفه ای! رفتم جلو گفتم چی شده؟ گفت واسه این دوده! شما چی کار دارین می کنین و باید این موارد رو سریع ریپورت کنین و … . من فقط یه لبخند زدم و گفتم این فقط بخاره و معمولا بخار آب گرم سرفه رو خوب می کنه!
بیچاره بدجور کنف شد و منم فقط در رفتم و با حسام غش غش خندیدیم! آنچنان سرفه ای می کرد که من تو محیط اسیدی شرکت فولاد تو ایران همچین چیزی ندیده بودم! 

دومیش هم این بود که نیکی دیروز به راز می گفت که اگه جایی آتیش گرفت باید بگیم : هالپ! راز هم باهاش کلنجار می رفت که هلپ درسته. گفتم خانوم این داره اوزی حرف می زنه. تو اصلا خودتو قاطی نکن که خراب می شی. یک کلمات و جملاتی رو با آنچنان لهجه غلیظ استرالیایی می گه که ما نصف روز دهنمون بازه و به هم خیره ایم!

عزت زیاد


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

8 دیدگاه برای “رودخانه برفی (۴)

  1. به سلامتی علی جان
    راستی من تازه خوندم که کمردرد گرفتی امیدوارم چیز مهمی نباشه و بازم بهتر بشی
    خدا رو شکر که همه چیز روبراه شده و سرحالین
    ما هم همچنان درگیر کارای اولیه هستیم
    آوا هم اینجا رو دوست داره و هم گاهی اوقات دلش برای اتاقش و دوستاش تنگ میشه.
    فعلا داریم خونه میبینیم.

    پاسخ: مرسی مریم جان. کمی بهترم. ایشالا که همه چی سریع انجام میشه و جا میفتین زود. آوا هم عادت میکنه ولی این فلاش بک به خاطرات ایرانش همچنان ادامه خواهد داشت.
  2. سلام
    خوب شد کمر دردت؟
    شما چند وقت دیگه باید بری از نیکداد انگلیسی یاد بگیری. غلطاتو تصحیح کنه!

    پاسخ: بهترم داداش. مرسی. الانش هم همینطوریه داداش. یه برنامه کودک هست که نیکی بهش می گه: مِستِ مِیکا . امروز فهمیدم مستر میکر خودمونه!!
  3. سلاااام…
    خوشحالم کمرت خوب شده و اوضاع خوبه و اینکه نوشتی!
    چون توی پست قبلی گفنه بودب معلوم نیست تا کی اعصاب نوشتن داشته باشم

    پاسخ: سلام. مرسی مریم جان. خودم هم خوشحالم که نوشتم! ازون کمکت هم ممنونم واقعا.
  4. الهی من قربون اون لهجه ی اوزیش برم
    قربون اون دندونای خرگوشیش…
    اون چشمای عینکیش…

    الهی عمه فداش بشه…

    پاسخ: تی فدا! به همه سلام برسون و ناناز رو ببوس.
  5. آی گفتی… این اوزیها استاد هوچی گری و شلوغ کنی اند.. زیر سینک ظرفشویی ما چکه می کرد اون اول تو گزارش خونه نوشتم یارو املاکیه تا دید انگار مار دیده… خلاصه ظرف ۲۴ ساعت کلی نامه و ای میل نوشته و فرستاده شد که اینطور شده… کم مونده بود تو اخبارشون هم بگن…
    اینجا یه نفر می خواد به یه درخت کود بده از ۲ هفته قبل اعلام می کنند بعد خیابون رو می بندند و چراغ چشمک زن و پلیس و …. بعد یه بیل پای درخت می ریزن و می رن…
    یکی می آد محوطه خونه ما رو تمیز میکنه اینقدر دم و دستگاه داره که دندونپزشک هم نداره… برای هر جوی آشغالی یه جور دستگاه داره!

  6. سلام علی آقا
    از این که شنیدم حالتون بهتر شده خوشحالم
    من شنیدم بچه هایی که وارد محیط انگلیسی زبان میشن انگلیسی رو خیلی بهتر از ما یاد می گیرند و دیگه مثل بزرگترها شبیه روبات حرف نمی زنند، درسته؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *