کار و انگیزه های مهاجرت

راه های پیدا کردن کار در اینجا برای هرکس متفاوته. بازار کار حرفه ای استرالیا هم در حال حاضر مثل گذشته نیست. پس
اگه کسی چند سال پیش اومد و فوری کار پیدا کرد، لزوما به معنی این نیست که انسان بسیار برجسته و خاصی بوده. بازار کار در چند سال گذشته بسیار تشنه بود و در حال حاضر اینطوری نیست. پس شما باید کارهایی بکنید که سری از سرها در بیارید و فرق کنید با بقیه
.

آگهی های کار بسیار کمه و تعداد کمی هم که در سایتها پیدا می شه لزوما واقعی نیستن. بیشترشون برای داشتن بانک اطلاعاتی از متخصصانه. پس اینم راهی نیست که خیلی خوب جواب بده.

من در طول مدتی که اینجا بودم، فقط ۱۱ تا آگهی کار پیدا کردم که بهم می خورد و براشون اپلای کردم. ۹ تاشون از سایتهای
کاریابی بود که علیرغم پیگیری هیچ جوابی نداشت، یکیشون از طریق لینکدین بود و یکی هم از طریق یه شخص دیگه که همین آخری منجر به تنها مصاحبه ای شد که گرفتم و توش موفق بودم. 

hidden-jobs1
پس آدمها و روابط اینقدر مهم هستن و از شما تصویری می سازن که از روی کاغذی که اسمش رزومه یا کاور لتر باشه نمی شه ترسمیش کرد. نحوه صحبت کردن، دست دادن و احوال پرسی کردن شما، نحوه معرفی خودتون و حتی نوع نگاه و راه رفتنتون از نظر من چیزاییه که می تونه از شما تصویری مثبت یا منفی بسازه
.

اسم فاکتور مهمیه. من اسمی انگلیسی واسه خودم انتخاب کردم. اسم باعث میشه که جنسیت شما از روی رزومه مشخص باشه و اسم مناسب از شما شخصیتی در دسترس و ملموس با قابلیت ارتباط مناسب به زبان انگلیسی معرفی می کنه.
طرف رو ترغیب می کنه که با شما تماس بگیره. اسم زیبای Arash 
به زبان فارسی در انگلیسی می تونه یادآور A rash باشه که معنی نا خوشایندی داره و خانم فیروزه جزایری توی کتاب زیباش به نام Funny in Farsi دربارش داستان بامزه ای رو آورده. اسمی مثل Habib تصویری از جنسیت شما برای یه انگلیسی زبان ارائه نمی ده و همین شک ها ممکنه باعث بشه که طرف قید تماس با شما رو بزنه. اسم زیبایی مثل نسترن ممکنه تلفظش برای اینا غیرممکن باشه. پس، در صورت لزوم اسمتون رو عوض کنید و قبل این کار در مورد اسمتون تحقیق کنید که قدیمی و از مد افتاده نباشه.

درباره تکنیک های مصاحبه تحقیق کنید. از هر کسی که تجربه ای داره سوال کنید. با شرکت ها مستقیما تماس بگیرید و در
لینکدین فعال باشید. من خودم هیچ کدوم اینا رو به طور کامل و پرفکت به قول بچه ها گفتنی انجام ندادم ولی در حد خودم همه رو امتحان کردم و خدا رو شکر نتیجه هم داد

محیط کار اینجا، لااقل در بخش مهندسی، با ایران متفاوته. به خاطر جمعیت کمتر اینجا، ابعاد صنعت به نظر من کوچیکتره
و وقتی اینجا می گن که مثلا یه دیگ بخار بزرگه و خیلی دبی بالایی داره، خیلی با تصویری که ما از ایران داریم فرق داره. ما اینجا یه دیگ ۳ تنی داریم که می گن خیلی بزرگ و عظیمه! تو ایران ۲ تا دیگ ۷ تنی داشتیم، ۲ تا ۵ تنی و دو تا یه تنی، همه جا می گفتیم چند دیگ کوچیک داریم چون مصرف بخارمون خیلی پایینه
!

واسه همین اینجا پروژه ها خیلی کوچیکتره. کاری رو که من تو ایران یه صبح تا ظهر انجام می دادم، اینجا یه پروژه ۱٫۵ روزه است. من تو همون نصف روز تمومش کردم و از نگاه همکارام فهمیدم که کار اشتباهی کردم و از نظر اونا فداکاری و کار اضافی بود که بقیه تیم رو تضعیف می کرد

این چیزا اینجا هست. انشالا بعدا بیشتر می نویسم، ولی انتظارتون از من در حد یا تازه کار باشه که ۱ ماهه کار می
کنه، اونم اولین کار
.

اینو هم اضافه کنم که تفکر سنتی رو یه کم کنار بذارین. کار یا کارهای اول رو در هرجایی بقاپین. اینقدر به اسم شهرهای
بزرگ نچسبین. اگه یه کاری توی توومبای کویینزلند یا روما پیدا شد، چرا نرین و توی محیط زیبای این شهرها یه زندگی آروم رو تجربه نکنین؟ منم با همین دید به استرالیای رجیونال اومدم و علیرغم فشار خرد کننده اولیه که به خاطر یه تغییر بزرگ، هزینه های پیش بینی نشده و تنهایی بود، خودم رو جمع جور کردم و الان طعم شیرین تصمیم درستم رو حس می کنم.
اگه خودتون و همسرتون به نتیجه منطقی ای رسیدین، پیه سختی رو به تنتون بمالین و بدونین که چشم بهم بزنین روزای خوب می رسه
.

یه توصیه ای هم دارم به عنوان یه دوست یا برادر کوچیکتر به همسران مهاجران اصلی. یعنی خانومی که همسرش اقدام کننده اصلی برای مهاجرته یا آقایی که خانومش اقدام کرده. شما نقش بسیار کلیدی ای در تعیین مسیر زندگیتون در استرالیا دارین. شما باید به سهم خودتون بار زیادی رو به دوش بکشید که نفر اصلی که به خاطر مهارت و سطح زبانش اقدام کرده بتونه با فراغ بال، کارها و مشکلات سخت پیش رو رو از جلو پای خونواده برداره. آقای عزیز، دوست خوبم، همین شمایی که الان داری اینو می خونی و می گی که من وقت ندارم زبان بخونم وگرنه استعدادم در حد خداست.
دقیقا با شما هستم. اومدی اینجا، اگه خانومت داره فرم اپلیکیشن خونه رو پر می کنه یا واسه بچه وقت دکتر می گیره پشت تلفن، چون شما لهجه بد انگلیسی اینا رو نمی فهمین (!)، وظیفه شماست که ظرفا رو بشوری، بچه رو بخوابونی و غذا درست کنی. اگه قراره خانومت کار پیدا کنه و کارای بیرون رو به عهده بگیره، شما باید – و تاکید می کنم باید – کارهای
منزل رو به عهده بگیری. و بر عکسش هم همینطور. اگه آقایی اقدام کرده واسه مهاجرت، خانومش باید همه جانبه ساپورتش کنه و مطمئن باشه که اون آقا دغدغه اولش زن و بچه اشه و از بیکاری و پشت کامپیوتر نشستن لذتی نمی بره. پس غر زدن خانوم و انرژی منفی دادنش، فقط اون مرد رو از انگیزه تهی می کنه. پس با هم باشید، پشت هم باشید و به روی هم همیشه لبخند بزنید – حتی وقتی خودتون در اعماق وجودتون نگرانید – و مطمئن باشید که این طرز تفکر شما و نگاهتون به زندگیه که اتفاقات خوب رو براتون رقم می زنه. من این حمایت رو داشتم و به پشتوانه راز قدم برداشتم. پس اگه تا حالا اینطوری نبودین، از الان تمرین کنین. پر حرفی منو ببخشید و موفق باشید
. 


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

16 دیدگاه برای “کار و انگیزه های مهاجرت

  1. زنده باشی علی عزیز
    امیدوارم همیشه از نتایج انتخاب های عاقلانه خودتون راضی باشید.
    اتفاقا من دیشب به یک شک فلسفی رسیده بودم که چرا باید از ایران برم و … ولی فکر کنم چند سال دیگه مثل شما بگم: انتخاب عاقلانه ای بود!
    یا حق

    پاسخ: ممنونم کتایون. ایشالا که مشکلات فلسفی حل بشه زودتر!
  2. سلام
    اولا که باز هم تشکر
    دوم اینکه اگر ما اسم خارجی پیدا کنیم خب بعدا نمیخوان احراز هویت کنن بگن و پاسپورتی ویزایی چیزی از آدم بخوان؟
    دوگانگی نمی شود.
    دیگه اینکه بعضی ها میگن حتی از سوابق ایرانتون هم چیزی نگین میشه؟

    پاسخ: سلام وحید جان. نه، شما ادعا نمی کنی که اسم رسمیت اینه. می گی اسمی که ترجیح می دم اینه. اسم اصلیت رو می نویسی و اسم ترجیحیت رو توی پرانتز می نویسی و در جاهای مختلف تکرار می کنی. یه دوره طولانی هر دو اسم رو استفاده می کنی و بعد می تونی اسم فارسیتو نگی. در مورد سوابق ایرانیت هم اگه چیزی نگی که چطور می خوان صلاحیتت رو بسنجن؟ بگو این کار ها رو کردم، ولی از تکرار اسم یه کشور خارجی و یا کلمه کشورم خودداری کن.
  3. مرسی علی جان. مثل همیشه عالی و پر از نکته های ظریف بود. ممنون که برامون می نویسی. امیدوارم در کنار راز عزیز و پسر گلت مراحل رشد رو خیلی سریع طی کنی. به راز عزیز سلام برسون

  4. سلام
    ممنون از این همه مطلب مفید و به درد بخور و باز هم ممنون که وقت می گذارید و تجربه هاتون رو با ما به اشتراک می گذارید.
    با آرزوی بهترینها

  5. دوست عزیز
    یه سوال همش برام پیش میاد اینکه گرفتن کمک هزینه بچه در بدو ورود مشکلی بعدا برای سیتیزن شیپی ایجاد نمیکنه. ما هم یه جوجه ۵ ماهه داریم و اگه بتونیم اون کمک هزینه رو بگیریم فک کنم کمک قابل توجهی باشه.

    پاسخ: چه مشکلی منظورتونه؟ گرفتن حق واسه کسی مشکل ایجاد نمی کنه. اگه ویزاتون دائمه میگیرین و نگران شایعات بی اساس هم نباشین.
  6. سلام
    واقعا مرسی از اطلاعات خوبی که تو این وبلاگ مینویسین … من که خیلی استفاده میکنم … ایشالا موفق باشین
    یه سوال دارم ممنون میشم اگر اطلاعاتی درموردش دارین راهنماییم کنین….
    شما میدونین اگر بعد از لاج یا گرفتن ویزا در ایران (قبل رفتن به استرالیا ) بچه دار شیم تکلیفش چیه؟ باید براش دوباره ویزا بگیریم یا خودبخود ویزادار میشه؟

    پاسخ: سلام دوست عزیز. جدا عذر می خوام که جوابم دیر شد و دوست عزیز دیگه ای جواب دادن. من خودم اطلاعات دقیق نداشتم.
  7. سلام
    میخواستم جواب دوستمون مهرو رو بدم. چون این اتفاق برای ما افتاد . بعد از لاج فهمیدم باردارم و به آفیسر اطلاع دادم. و بعد از اینکه بچه دنیا اومد(چند روز مونده به درخواست مدیکال) به پرونده اضافه کردم. ویزای اونم همراه ما اومد. و حتی اگه بعد از گرفتن ویزا بچه بدنیا بیاد مدت کوتاهی طول میکشه که ویزای اونم صادر بشه.

    پاسخ: ممنونم. واقعا لطف کردی که جواب دوستمونو دادی. من نمی دونستم دقیقا.
  8. خیلی ممنونم بهار جان
    حالا که شما اطلاعاتتون خوبه یه سوال دیگه هم بپرسم ازتون …. ببخشیداااا
    برای ویزای ۴۷۵ هم شامل میشه این قانون؟ ما ویزای ۴۷۵ رو داریم و رفتیم ورود زدیمو برگشتیم البته برا ۱۹۰ هم اقدام کردیم …. یعنی میشه در زمان بارداری براش درخواست ۴۷۵ رو بدم و اینکه هزینه ای باید بدم براش ( مثل هزینه ای که برا لاج ۱۹۰ از همراه میخوان)؟؟؟
    بازم واقعا ممنونم از محبتتون

    پاسخ: منتظر پاسخ بهار می مونیم!
  9. عالی بود علی جان مثل همیشه
    ما ۳ روز دیگه داریم میایم
    کاش بریزبین بودین و میدیدیمتون

    پاسخ: کاش مریم جان. از طرف استرالیا به شما خوش آمد می گم و شما رو به ویکتوریای زیبا دعوت می کنم.
  10. سلام علی آقا
    خیلی خوب نوشتین. باید یکی بیاد به شوهر جان ما اینا رو بگه که حتی حوصله نداره بیاد وبلاگ ها رو بخونه. حالا فعلا که ویزامون نیومده ولی امیدوارم همه ی سکند اپلیکنت ها همراهی و همکاری و همدلی کنن.

    پاسخ: ممنونم دوست من. ایشالا همه سهم خودشون رو درست انجام بدن.
  11. مرسی علی جان. واقعا لذت می برم مطالبتون رو می خونم. نگاه عاقلانه و منطقی و امیدوار. براتون بهترین ها رو آرزو می کنم. اگرچه افتخار دیدارتون رو تو رستوران تی تو داشتیم امیدوارم بتونیم شما و راز و نیکداد عزیز رو تو استرالیا ببینیم.

    پاسخ: ممنونم مرمری عزیز. متاسفانه دقیقا شما رو از روی اسم مستعارتون به یاد نمیارم. برای ما هم مایه خوشحالیه که دوستان عزیزی مثل شما رو دوباره ببینیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *