پارکینگ

شرکتی که توش کار می کنم، شرکت نسبتا بزرگیه و چون تعداد پرسنلش زیاده، همه پرسنل نمی تونن ماشینشونو تو پارکینگ داخل کارخونه پارک کنن. واسه همین، به افرادی که اجازه پارک دارن، که عمدتا شامل مدیران و مسئولین میشه کارتی دادن که توش شماره پارکینگ مربوط به اون شخص درج شده.

ازون جایی که موقع دادن کارتها من ماشین نداشتم، بهم کارت ندادن و بعد که ماشین دار شدم گفتن که فعلا هرجا خالی بود پارک کن تا کارتت بیاد. خلاصه، بعدِ ۶،۷ ماه کارت من نیومد. منم دنبالشو نگرفتم چون اینطوری هرجا که بهتر بود پارک می کنم و بهتر میشه ماشینو از بارون و آفتاب حفظ کرد!

خلاصه، دیروز که اومدم شرکت، ماشینو تو یه جای خالی و سایه پارک کردم. موقع برگشت دیدم آقای مهرداد خان، همکار گرامی یادداشتی رو شیشه ماشینم گذاشته که عکسشو می بینین.

 

البته امروز گفت که نمی دونسته ماشین من بوده و منم حتما باور می کنم! چه میشه کرد. مهرداده دیگه… .

 


دیروز، خونه چندتا از هموطنان غیر مسلمانمون در یکی از روستاهای استان مازندران، فقط به خاطر داشتن یک دین دیگه، توسط عواملی که همه می دونیم به کجاها مربوطن، ویران شد. خیلی از این اتفاق متاسفم و امیدوارم این هم وطن های عزیز ما رو در اندوه خودشون شریک بدونن.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *