سفر تک نفره (۵)

ماجرای سفر تک نفره در روز سوم هم جالب بود. صبح ساعت ۸ علی منو رسوند به یه مرکز کرایه ماشین و تنها ماشینی که به سایزی که من می خواستم یه Holden Cruze هاچ بک بود. گرفتمش و به سرعت برگشتم پیش ماشین خودم و دو ساعت تمام مشغول انتقال وسایل از ماشین خودم به ماشین جدید بودم و به زحمت همشو جا دادم. فضای ماشین خودم کمی بیشتر بود.

بلافاصله راه افتادم سمت کانبرا و ترافیک سیدنی اینقدر زیاد بود که نزدیک ۱٫۵ ساعت از وقتمو گرفت. فرصتی نشد که سیدنی رو ببینم و اون چیزی که در ذهن من از سیدنی شکل گرفت مربوط به چند ساعتی میشه که با علی یه دوری زدیم تو شهر و فرداش که رانندگی کردم توش. سیدنی خیلی شلوغ و بسیار چند فرهنگی تر از بریزبن بود. به تمیزی و زیبایی بریزبن نبود و وضع رانندگیش هم دور از انتظار من بود. مثلا من ۳ نفرو دیدم که پشت فرمون با گوشیشون حرف می زدن (منظورم بدون بلوتوثه) و مثل بریزبن برای تغییر جهت یا خط راهنمای درست و حسابی نمی زدن و وقت به راننده پشت سری نمی دادن. البته شاید واسه من که تو این پنج ماه به قوانین سختگیرانه کویینزلند عادت کرده بود اینطوری بود. دیدم چند نفرو از جمله راننده کامیونی که ماشینمو برد که شاید ۱۰۰ متر بعد راه افتادن ماشینشون کمربندو می بندن.

بگذریم. مسیر از سیدنی تا کانبرا و بعد شهر جدیدم Bairnsdale که بارنزدیل خونده میشه، بسیار متفاوت از مسیرهای قبلی بود. من در مسیر اول یعنی تا سیدنی شاید سر هم ۵ تا کانگورو مرده کنار خیابون دیدم ولی توی مسیر دوم بیش از ۲۰ تا کانگورو دیدم که با ماشینا تصادف کرده بودن.
شنیده بودم که کانگورو ها دم صبح و دم غروب بیشتر از خیابونا رد می شن. ولی من چاره ای نداشتم، از زمان عقب بودم و باید می رفتم. فقط سرعتمو کم کردم و ۲۰ تایی زیر سقف سرعت روندم. مسیر از رشته کوه های آلپ استرالیا می گذشت. جاده تاریک و سرد بود. خبری از ماشین دیگه ای نبود. خودم بودم و خودم. آنتن موبایل در کار نبود و کانگوروها رو کنار جاده و جنگل انبوه کنارم می دیدم. هر از چند گاهی ماشینی از روبرو می اومد و یا کامیونی با سرعت از پشت می اومد که در اولین فرصت بهش راه می دادم که سبقت بگیره و بره. چون من نمی خواستم ریسک کنم و مثل اونا تند برونم. قانون زندگی روزانه
استرالیایی به شدت خودش رو بهم نشون می داد. همه کارها در روز باید انجام بشه. اگه تو شب مسافرت کنی، پذیرش ریسکش با خودته.

مسافت ها در استرالیا بسیار زیاده. جاده ای که من اومدم به نسبت بسیار آباد تر از قسمتهای داخلی تر کشوره که بهشون می گن Outback. در outback اگر اشتباها یه پمپ بنزین رو رد کنین و ذخیره آب و بنزینتون رو تامین نکنید، با جونتون بازی
کردین. جایی که دسترسی به موبایل و تلفن وجود نداره و ارتباط معدود افرادی که درش زندگی می کنن عمدتا با بیسیمه. گاهی فاصله ها در این منطقه وسیع از کشور طوری زیاده که مغز توان تحلیلش رو نداره. مثلا فاصله دو خونه روستایی ممکنه به ۳۰۰ کیلومتر برسه. برای درک ابعاد باید اضافه کنم که یازده تا ملک شخصی که شامل مزرعه و مراتع پرورش دامه در استرالیا وجود داره که هرکدام به تنهایی از کشور قطر بزرگترن و بزرگترین ملک شخصی استرالیا به نام Anna Creek در استرالیای جنوبی بزرگتر از کشور مقدونیه است! خیلی از صاحبان و ساکنان این املاک برای رفت و آمد از هلیکوپتر استفاده می کنن. اسکیپی رو یادتون میاد؟ اگه یه سرچی بکنین به واقعیتهای جالبی می رسین.

من از همچین جایی نرفتم ولی در موردش مطالعه کردم و یکی از مخاطره هایی که دوست دارم در آینده انجام بدم سفر به سرزمین میانی استرالیاست که باید با ماشین های شاسی بلند و پرقدرت انجام بشه.

حاشیه رفتم. ساعت حدود ۹ شب به شهر جدید رسیدم. در مقایسه با شهرهای کوچکی که تو راه دیده بودم، شهر بزرگتر و مدرنی بود. با همه فروشگاه هایی که در بریزبن بود. هتلی که شرکت برام گرفته بود، مرکز شهر بود. وسایلو بردم تو و شروع کردم به انجام دادن کورس آنلاینی که جزء الزامات قراردادم قبل شروع کار بود و شرکت وقتی بین راه بودم واسم ایمیل و لینکشو فرستاده بود. تا ساعت ۲ شب مشغول انجامش بودم! داغون بودم و واقعا نایی نداشتم. ۱۱ ساعت رانندگی و بعد ۳ ساعت
پای کامپیوتر. فرداش ساعت ۸ صبح شرکت بودم و به قول بچه ها گفتنی « جان به در بردم » و به قول بهار
survive
شدم.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

3 دیدگاه برای “سفر تک نفره (۵)

  1. یعنی این راه دراز را با ماشین کرایه وسایلت را رساندی تکلیف ماشین کرایه ای چه میشه؟ ماشین خودت راباید برگردی وبرداری واین ماشین را تحویل بدی تکلیف بچه ها چی میشه؟ فاصله شهرها هم که از رشت تا کوچصفهان هم بیشتره!! در پناه خدا باشی عزیزم

    پاسخ: آره دیگه. به هر حال من باید این مسیر رو میومدم. ماشینم که آماده شد، آخر هفته دیگه میرم سیدنی با این ماشین و اونو میارم. بچه ها هم یکی دو هفته دیگه و وقتی خونه و وسایل رو تهیه کردم با پرواز میان که اذیت نشن. می خوام موقعی بیان که همه چی آماده باشه. قربون بابای گلم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *