سفر تک نفره (۳)

قبل سفر به پیشنهاد دوستان به سرویس امداد جاده ای RACQ ملحق شدم. امروز صبح بعد از جمع و جور کردن وسایل و یه صبحونه مختصر به سمت کانبرا حرکت کردم. جاده شبیه لاهیجان خودمون و قسمتهاییش مثل کوههای رامسر بود. اولین مقصد رو نیوکاسل تعیین کردم که یه توقفی توی این شهر معدنی داشته باشم. یه قهوه خوردم و از اینترنت مک دونالد استفاده کردم
تا مطلب قبلی رو پست کنم و بعدش راه افتادم. سقف سرعت اغلب جاها ۱۱۰ بود و خوب روندم تا نزدیکای سیدنی. یهو دیدم که آمپر آب ماشین چسبوند و بلافاصله کنار جاده نگه داشتم. شیلنگ پایینی رادیاتور پاره شده بود و کل آب موتور تخلیه شده بود. راهی واسه خنک کردن موتور نبود چون عملا سیکل آبی وجود نداشت. تنها کاری که کردم این بود که هر چند وقت یه بار استارت زدم که موتور حرکت کنه و به اصطلاح سیلندر و پیستون جوش نخورن به هم.

دقایق سختی بود. زنگ زدم به RACQ و گفتم من عضو جدیدتون هستم. هنوز شماره عضویت و هیچی واسم نفرستادین. کلی سوال پرسید و نصفش این بود که حال خودت خوبه و جای ماشین امنه و… . بعد نیم ساعت یه ماشین اومد و پشت سرم نگه داشت و اشاره کرد که پیاده نشم.
از همونجا بهم زنگ زد و کلی سوال دیگه پرسید. حدسم اینه که چون مکالمات رو ضبط میکنن تلفنی بود.

بعد رفت و بعد چند دقیقه دیگه دیدم که یه ماشین دیگه اومد. فکر کردم که از همون سرویس هست. حالمو پرسیدن و گفتن که چی شده؟ توضیح دادم. ولیاینا ربطی به قبلیا نداشتن و وظیفه شون امداد جاده ای بود در مواقع اضطراری. منو بکسل کردن تا ۵۰۰ متر جلوتر که یه منطقه امن برای پارک موقت توی اتوبان بود و همون موقع ماشین امداد جاده ای که من عضوش بودم سر رسید. ماشین رو سوار کامیون کردن و منو به نزدیک ترین مکانیکی در محله Hornsby سیدنی رسوندن.

مکانیک گفت که چند روزی زمان می بره تعمیرش. و من باید صبح پنجشنبه کارم رو شروع کنم. گفتم بذار یه کم فکر کنم. راه افتادم و ۱۰۰ متری نرفته بودم که دیدم به فارسی نوشته کباب کوبیده و برنج! رفتم تو مغازه. گفتم آقا دست تقدیر منو آورده اینجا. اولش بگو دستشویی کجاست، بعد هم یه پرس غذای ایرونی بده بخوریم. همونجا یه ایرونی دیگه اومد. از فرم حرف زدنش فهمیدم که باید همشهری خودم باشه. بله، یه نفر از رشت خودم! خودمو معرفی کردم و کارتی رد و بدل شد. بسیار مهربان و صمیمی بود. اینم از اون چیزاست که آدم میمونه که اسمش شانسه یا چیز دیگه… .

غذا رو خوردم و سعی کردم به اعصابم مسلط شم. به دانیال، مصطفی و علی زنگ زدم. راز رو در جریان گذاشتم . علی گفت من سر کارم و نمی تونم بیام بیرون ولی ماشینو بیار جلو خونه من. با یه مکانیک ایرانی آشنا بود و تلفنی با مکانیکه صحبت کردم و گفت که واسم ردیفش می کنه. علی هم مثل یه برادر کنارم موند توی این روز سخت و گفت همه کارای ماشینو انجام میده و خیالم راحت باشه. فردا یه ماشین کرایه می کنم و میرم به سمت شهر جدیدم و ۱۰ روز بعد بر می گردم تا ماشینو ببرم.

به من بگین که چی بهتر از یه دوست واقعیه وقتی که خونه هزاران کیلومتر اون ور تره؟

من امروز در چنین موقعیتی، چنان شادی و رضایتی رو از داشته هام احساس کردم که با هیچ چی عوضشون نمی کنم.

من سالم، با روحیه و پر انرژی هستم. خیالتون راحت. انرژی مثبت بفرستین، رو هوا می زنم!


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

9 دیدگاه برای “سفر تک نفره (۳)

  1. واقعا
    بارها این بهم ثابت شده که هیچی بهترازدوست واقعی نیست
    خدا دوستهاتو برات نگه داره.توروهم برای اونا.

    خدادوستهای منم نگه داره

    درپناه خدا باشی …

    پاسخ: دوست شما همان رویای شماست که تعبیر شده باشد. مگه نه؟
  2. علی جان
    خیلی خوش حالم که مشکلت حل شد. بله رفتار آدم ها خیلی وقت ها سیستم هایی که توش هستند تعریف می کنه. شاید اگر این آدم ها رو تو ایران می دیدی این رفتارشون نبود و باید بهشون حق داد. ای کاش چند تا عکس هم بگذاری! قربانت

    پاسخ: تا حدی باهات موافقم، ولی این آدما توی ایران هم همینطوری بودن. انسانیت بدون مرز…
  3. salam ali joon
    agha kheyli kheyli kheyli khoshhal shodam az inke kar peyda kardio razi hasti
    ishalla ke rooz berooz sharayetet behtar beshe va haminjoor pishraft koni.
    omidvaram betoonam mojadadan bebinamet.
    rooz haye khoobio barat arezoo mikonam
    ghorbanat
    Sajjad

    پاسخ: سلام سجاد عزیز
    خیلی لطف کردی داداش. من خیلی مشتاق دیدارتم و واسه همین برای خداحافظی بهت زنگ زدم. مطمئنا در اولین فرصتی که اومدم ایران می بینمت. شاد و پیروز باشی همکلاسی.
  4. وای چه اتفاقاتی براتون افتاده. خدا رو شکر که تونستید به اوضاع مسلط بشید. خوش به حالتون که تو استرالیا کلی دوست خوب دارید. مطمئنم با روحیه و پشتکاری که شما دارید از پس تمام مشکلات بر می آیید.
    دعا کنید ما هم بعد از اومدنمون اونجا غریب نباشیم و به لطف دوستهای خوب بتونیم مشکلات رو یکی یکی از سر راه برداریم.

    پاسخ: دوستای خوب رو اگر بگردین راحت پیدا می کنید. اگه رابطه صادقانه باشه و برداشت آدم از دوستی یه رابطه انسانی باشه، آدمهای خوب بسیار زیادن و دوستان خوب در دسترس.
  5. آغا ما از نوشته هات خیلی لذت میبریم و چیز یاد میگیرم… ایشالا که همیشه موفق باشی…سفرت به خیر…

    پاسخ: قربون داداش. لطف داری شما. نمی دونی چقدر خسته ام. ایشالا یه کم که ریکاوری انجام شد می نویسم دوباره.
  6. آقای نویسنده ی جهانگرد کار درست، اول اینکه می ستایمت ضمناً چه خبره چند روز واسه رفع پارگی یه شیلنگ؟

    پاسخ: مخلص تازه دوماد هم هستیم. آقا اینجا اینطوریه. دستشویی هم بخوای بری یه بار دیدی که گفتن باید بوک کنی و همون زمان مراجعه کنی. تازه از دوشنبه آقای مکانیک میخواد کارو شروع کنه!!!
  7. ﺧﺪاﺭﻭ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻲ ﺭﻭﺑﻪ ﺭاﻩ ﺷﺪ.ﺧﺪا اﻧﺴﺎﻧﻬﺎﻱ ﺧﻮﺏ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺭﻭ ﺳﺮ ﺭاﻫﺘﻮﻥ ﻗﺮاﺭﺑﺪﻩ.

    پاسخ: ممنونم سیما جون. حالا یه هزار کیلومتری نزدیکتر شدیم به شما! ایشالا که ببینیم همو اینجا
  8. خدا رو شکر که سلامتی به خیر گذشت!
    واقعا به اثر مثبت اندیشیدن باید اعتقاد داشت به جای اینکه ماهم یک قانون به قوانین مورفی اضافه کنیم

    پاسخ: مرسی وحید جان. آی گفتی داداش. به امید دیدار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *