ناز کردن

لیلا گفت که کم می نویسم. نوشته هام کمتر شده. یه کم مشغله بیشتر شده و از طرفی هم سعی می کنم چیزایی رو که بقیه گفتن تکرار نکنم و اگه مطلبی هست لااقل خودم نخونده باشم مثلش رو.

چیزی هم که الان می خوام بنویسم، یه مطلبیه که مدتی سبک و سنگین کردم که بنویسم یا نه، و به این نتیجه رسیدم که بنویسم بهتره. حتی اگر در یک مخاطب تاثیر مثبتی داشته باشه واسه من کافیه.

یک تفاوت بزرگ فرهنگی در بین ایران و استرالیا و به طور کل فرهنگ غرب وجود داره که به نظرم به بسیاری از ایرانیان مهاجر ضربه می زنه و چون اطلاع و درک درستی ازش وجود نداره، ممکنه تا مدتها ازش آسیب ببینن و ندونن از کجا خوردن.

در فرهنگ ایرانی و شرقی، ناز کردن تا حد زیادی وجود داره و جا افتاده. این ناز کردن از توی منزل شروع می شه و ممکنه تا سطوح کلان ادامه داشته باشه. چند تا مثال می زنم تا روشن تر بشه قضیه:

– امروز خیلی حالم بده. سرم درد می کنه. امروز نمیام سر کار. وای که چقد من خسته ام این روزها. اعصابم خرده.

– انتظار: آخی، الهی بمیرم. خسته نباشی. استراحت کن عزیزم. واقعا که تو خیلی زحمت می کشی و تلاش می کنی.

 

– خیلی استرس دارم. نمی دونم از پس این کار بر میام یا نه

– انتظار: نه عزیزم. تو عالی هستی و مطمئن باش که از پس همه کاری بر میای. کی مثل تو می تونه این کارو انجام بده.

 

– آقا این کار رو من بلدم، ولی کی با این حقوق همچین کاری رو انجام می ده؟ به خدا شرکت همسایه داره دو برابر برای انجام نصف این کار به کارگرش میده.

– انتظار: مهندس، دمت گرم. لطف کن و مرامی و این تن بمیره این کارو واسه من بکن. چه کنیم دیگه، اینجا قدر شما رو نمی دونن.

 

وارد مثال های کلان نمی شم که رنگ و بوی سیاسی می گیره. ولی اونا هم دقیقا از همین جنس هستن. این قضیه در ایران روزانه اتفاق می افته و از سالهای سال همه ما شاهدش بودیم و من به شخصه خیلی از شنیدن چنین حرفهایی آزرده می شدم. چرا؟
پاسخش ساده است. ترجمه این حرفها در یک جامعه تولید محور که به دنبال انسان های سالم و قوی هست اینه
:

– من آدم ضعیف و بیماری هستم که از نظر روحی ضعیف هستم و نیاز به حمایت و درمان دارم. من نیروی مناسبی برای انجام کار نیستم.

– من آدمی پر استرس هستم و اعتماد به نفس کامل برای انجام کار را ندارم. گزینه های دیگر را برای انجام این کار در نظر بگیرید.

– حقوق من کمه و من آدمی هستم که به تعهدات خود در قبال محیط کار پایبند نیستم و برای انجام وظایف دائمی خودم هم پاداش می خواهم.

این نمونه ها رو من هزاران بار در ایران و چند صد بار در استرالیا از ایرانیان شنیده ام. همه اینها روی اعصاب من بوده. چه چیزی باعث میشه که ایرانیان اینقدر راحت و سهوا خودشون رو ضعیف، کوچک و فاقد اعتماد به نفس نشون بدن و موقعیت ها و فرصت ها رو دو دستی تقدیم دیگران کنن؟ چه چیز مثبتی توی این احساس عجز وجود داره و چه منفعتی واسه آدمهای ایران داشته تا حالا؟ بعضی از انواع ناز کردن در آقایون شایع تره، مثلا نالیدن از حقوق. آقا مگه غیر اینه که تو قرارداد امضا کردی و اولش هم گفتی که من با این حقوق و مزایا اوکی هستم و شب و روز جمعه و … کار می کنم؟ بعضی ها هم در خانوم ها بیشتره. مثلا استرس دارم. حالم خوب نیست. خب خواهر من اگه حالت خوب نیست حال کار نداری، طرف که منتت رو نکشیده. برو و بذار یه نفر دیگه بیاد که بلده یا لااقل تلاش می کنه که حال خودش رو خوب کنه.

واقعیت اینه که در ایران ما می نالیم به امید همدردی دیگران و ذره ای به فکر تغییرات مثبت نیستیم. راه حل غلبه بر استرس، تحرک فیزیکی، ورزش، رفتن به طبیعت و ارتباط با دوستانه و راه حل درآمد بالاتر، افزایش مهارت و اعتبار حرفه ای هست

اگر می خواهید موفق باشید، که آرزوی من برای همه شماست، از خودتون شخص ضعیفی ترسیم نکنید. تصویر واقعی از نقاط قوت خودتون ارائه بدید. مهارت هاتون رو تقویت کنید و کلمات استرس، عصبانیت و خستگی رو از ادبیاتتون حذف کنید.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

7 دیدگاه برای “ناز کردن

  1. من هم کاملا موافقم. به نکته خوبی اشاره کردید.
    برای من که هنوز دارم توی جامعه ایرانی زندگی می کنم دیدن این نکته سخت بود.
    باز هم منتظر پستهای بعدیتون هستم.

    پاسخ: خب چه عالی. ممنون که نظر دادی. پست های بعدی هم در راهه.
  2. ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺩاﺩاﺵ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭه ﺑﻪ ﻓﻜﺮﻣﻮﻧﻴﺪ.ﻛﺎﻣﻼ ﻣﻮاﻓﻘﻢ ﺑﺎ ﺣﺮﻓﺎﺗﻮﻥ.ﻟﻂﻔﺎﺯﻭﺩ ﺯﻭﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ اﺯ ﺑﺲ ﺳﺮ ﺯﺩﻳﻢ ﺧﺒﺮﻱ ﻧﺒﻮﺩ…..
    🙁

    پاسخ: مخلص خواهر گلم هستم. مرسی از نظرت. چشم، تا گفتی پست جدید گذاشتم واست 🙂
  3. من واقعا عاشق نوشته ها و دیدگاهها یی هستم که مطرح می کنین روی من تاثیر داشت.راستش تو محیط کار نه… ولی تو خونه از این حربه زیاد استفاده می کنم… از همین امروز تو رفتارهام دقیق تر می شم….
    از کار چه خبر… از ته دل امیدوارم هین روزها خبری خوب از این موضوع بشنویم…

    پاسخ: ممنون ساناز جان. خبرای جدیدو هم واستون نوشتم.
  4. عالی بود. این نگاهیه که ما برای زندگی در اینجا لازم داریم. بعد از مدتها یه نکته سنجی خوب از یک مهاجر تازه وارد دیدم ! آورین !

    پاسخ: مرسی رفیق. نمی دونم نکته سنجی بود یا چیز دیگه. به هر حال مختص ایرانیان توی استرالیا نیست. فکر می کنم خیلی از فرصت ها در ایران هم به سادگی با ناز کردن ما از دست میره.
  5. سلام علی جان، خسته نباشی .
    خیلی واسه شرایط مثبتی که برات پیش میاد خوشحالم، موفق باشی، دوستت داریم

    پاسخ: قربون داداش گلم. منم حسابی دلم واسه شما ها لک زده. به امید دیدار
  6. این کلمات و جملات جالب و درسته، ولی واقعا کدوم مردی هست که اعتراف کنه این مشخصات رو داره، اونم مردای ایرانی متاسفانه مشکل اکثرزنان ایرانی بی مسئولیتی مردهای ایرانی توی هر زمینه است،از کار گرفته تا تعهدات همسرداری و پدربودن، کل مسئولیت رو می اندازن گردن زن…متاسفانه زنان ماهم تو بعضی مواردکمبود دارن….خوشحالم که عاقبت با کلی سختی تونستید کار مورد علاقه تونو پیداکنید….

    پاسخ: مرسی از نظرتون. مثل اینکه شما حسابی دلتون پره. مرد و زن نداره. مشکل فرهنگیه و بهتره به جای ارجاع دادن به جنس مخالف در صدد اصلاح خودمون بر بیایم. از اینکه سر می زنید ممنونم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *