کودک من

نیکداد میاد پیشم و میگه: «بابا اون آهنگ فارسی رو می ذاری واسم؟ همون که همیشه تو ماشین می ذاشتی تو ایران». میگم: «مال آقای شجریان رو می گی؟» میگه: «آها، آره. همون». آهنگ «سکوت سرد زمان» شجریان رو می ذارم واسش. میگه: «نه. اون یکی رو می گم». فورا آهنگ «به شب وصلت جانا دیوانه شدم» رو می ذارم. میگه: «آره، آره. همین».

  یاد کودکی خودم می افتم. زمانی که همین سن و سال رو داشتم. زمانی که شجریان بعد از سالها سکوت کاستی بیرون داده بود در سالهای پایان جنگ و سالهای سیاه کودکی من.
اسم کاست «آستان جانان» بود و تصنیفی به نام «راهی بزن که آهی، بر ساز آن توان زد» داشت. بابا توی اون دوره وحشتناک که گوش دادن به هر نوع موسیقی جرم بود، کاست رو توی ضبط صوت نخراشیده ولی تمیزش می ذاشت و منم گوشمو می چسبوندم به ضبط و حظ می بردم. مثل همین پسر بچه فسقلی چهار ساله که روی پای من میشینه و آهنگ شجریان رو از یوتیوب می شنوه و میبینه
.

 می بینم که پسرم، بعد این همه سال، بعد این همه تغییرات و تحولاتی که ممکنه فراتر از توان شخصیت چهار ساله اش باشه، چطور ارتباطش رو، خاطراتش و ریشه هاشو حفظ می کنه. نوستالوژی هاش از یه زندگی به طول ۵۳ ماه، ممکنه خنده دار باشه، ولی حقیقیه.
برام جالبه و خیلی منو به فکر فرو می بره. اینکه شخصیت و فرهنگ یه آدم در یک چنین دوره کوتاهی شکل می گیره. اینکه در چنین زمان کوتاهی از زندگی در سرزمین جدیدش در صدد تطابق بر میاد. روزها حتی در برابر پوشیدن کفش مقاومت می کنه، که بگه که یه بچه اوزیه و شب ها تو بغل من آهنگ شجریان گوش می کنه. نمی دونم چی دارم میگم. آشفته می نویسم. گاهی آدم فکر می کنه که بنویسه و گاهی آدم می نویسه تا فکر کنه. شما فرض کنید که این حالت دومه
.

به مه روی تو من جانا حیران و ماتم 

      ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم

            به حال من نگر دلبر دلبر

                  زار و نزارم جانا زار و نزارم


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

4 دیدگاه برای “کودک من

  1. ریشه به جا ماند اگر
    برگ وبری می رود…

    قربونش برم بااون ریشه های ترد ونازک پرژنش!

    منم خاطرات زیادی با آستان جانان دارم…

    پاسخ: قربون خواهر گلم. ممنون بابت نظرت
  2. مطمئن باش اگر برای خودت هم کاری که کردی خوب نباشه برای نیکداد بهترین کار رو کردی. حتی اگه ایران یه روز بهشت بشه و اون برگرده شانس این رو داشته که با فرهنگ دیگه ای آشنا بشه و خودش بهترین ها رو از هر دو برداره.

    پاسخ: بله. انتظار من هم ازش همین هست. ممنون از نظر و کامنتت بهار جان.
  3. دیگه خیلی کم می نویسید. مثل اکثر کسایی که بعد از یه مدتی از ورودشون کم می نویسن.
    این نشونه خوبیه ؟
    نیکداد رو ندیده خیلی دوست دارم.
    فکر کنم بچه ای که توی این سن وسال مهاجرت می کنه به زودی تبدیل به یه اوزی کامل میشه. این برای خودش خوبه اما شاید پذیرشش برای ما پدر مادرها کمی سخت باشه .

    پاسخ: من خیلی کم نمی نویسم لیلا جان. هنوز هم به نسبت پر کار هستم. وبلاگ دیگه ای رو هم راه انداختم که بخشی از وقتم صرف اون میشه و به زودی مطالب جدیدی واسه اینجا دارم. ممنونم از ابراز لطفت لیلای عزیز.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *