از پل فردیس تا پل Story

یک روز به
شیدایی، در زلف تو آویزم

  یک روز دو
چشمم خیس

    یک
روز دلم چون گیس

      آشفته و ریساریس

        بردار دگر بردار، بردار به دارم زن

          از روی پل فردیس

پراید نقره ای را می راندم
به سوی تهران. راز روی صندلی کناری خوابیده بود و نیکداد روی صندلی عقب دراز کشیده
بود و من با محسن نامجو زمزمه می کردم. خوب که دقت کردم، زیر پل فردیس بودم
… 

این روزها احساسات دوگانه ای
دارم. گاهی هوس می کنم که زیر همان پل دود گرفته فردیس رانندگی کنم، با همان پراید
نقره ای مدل ۸۵٫ نمی دانم خوبم، بدم، چه هستم؟ خوشحالی و ناراحتی، شادی و اندوه
معنی قبل را برایم ندارد. همه چیز به طور مطلق نسبی است و من هم آدمی نسبی و لحظه
ای شده ام. می توانم لحظه ای با چیزی مسخره شادترین آدم روی زمین باشم و لحظه ای
دیگر به کوچک بودن رویاهایم پوزخند بزنم

زندگی شاید همین است. زندگی
شاید همین تکه های کوچک غم و شادی است. همین لحظه ای که یک مهاجر دور از خانه، دلش
برای یک پل تنگ می شود، دلش برای رانندگی با پراید نقره ای دوگانه سوز مدل ۸۵٫ و
همان دیگر لحظه خیس شدن زیر باران مداوم صبح های تاریک زمستان رشت و همان صبحانه
صمیمی روزها و روزها و روزها با دوستان
.

روی Story Bridge می رانم و دلم پل سفید اهواز را می خواهد؛ با آن قوس سفید
مهتابی اش و آن انعکاس زیبای تصویرش در کارون. نیکداد رشته افکارم را پاره می کند:
« چه سرزمین قشنگی داریم بابایی! ». دلم آرام می شود. امیدوارم فرزندم مثل من ذهنی
سرگردان بین دو سرزمین نداشته باشد
.

ذهن مقایسه گر من اما هنوز، همه
چیز را در ترازو می نهد. روز را، وطن را، خود را و خدا را
… .


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

14 دیدگاه برای “از پل فردیس تا پل Story

  1. خدا رو شکر که نیکداد شاده و ما همینو میخوایم.شاد بودن بچه هامون و راضی بودنشون.چیزی که به خاطرش حاضر شدیم قدم در راه مهاجرت بگذاریم و از همه چیز بگذریم.

    پاسخ: بله مریم جان. همینطور که تو می گی. بزرگترین دلیل برای ما، آینده نیکداد بوده و هست و تصمیم درستی گرفتیم.
  2. میبینم که وارد فاز دوم مهاجرت شدین. فاز دلتنگی. ولی نگران نباش این مرحله نیز بگذرد خیلی سال بعد دیگه خودتونم مثل نیکداد اونجا رو سرزمین خودتون می دونید. اون موقع دیگه می تونید از بودن در سرزمین جدید لذت ببرین و به جای مقایسه، فقط خاطراتی از زمانهای دور از یه سرزمین دور براتون می مونه.
    شاد باشید

    پاسخ: نه شایسته جان. اینطوری نیست. من به شخصه و ذاتا تعلقاتی دارم که همیشه همراهم هست و گاهی پر رنگ می شه و ندرتا دربارشون می نویسم یا چیزی بروز می دم. فقط خواستم یه کم درونم رو منعکس کنم، نمی خوام انرژی منفی بدم یا بگم که ناراضی ام و دلتنگ و غمگینم.
  3. من تا حالا خواننده خاموش بودم ولی این پست حالمو عوض کرد ما هم چند ماهه دیگه عازم پرث هستیم میترسم از روزی که منم این حسارو پیدا کنم….امیدوارم به زوذی این مرحله رو هم رد کنید و همیشه خوشحال باشید……در ضمن من خیلی از مطالب مفیذ و خوب وبلاگتون استفاده میکنم….

    پاسخ: سلام فریبای عزیز. از اینکه چراغ خاموش به ما سر می زنید ممنونم. این حسا هست، از همون اول هست تا آخر. اونم به خاطر اینه که ریشه یه جای دیگه است و بریدنی نیست. باز هم ممنونم.
  4. سلام خوب هستید خانواده خوبن ای بابا این شرایط برا ما که در یک شهر از ایران هستیم هم اینجوری مهندس خانمم مطلب را خوند گفت من هم اینجا بعضی وقتها همین احساس را دارم این نیز بگذرد موفق باشی .روز های سخت کارخانه را بیاد بیار دلاور یاحق

    پاسخ: سلام مهندس عزیز. ما خوبیم. شما چطورین؟ سختی ای نیست برادر، احساسات درونیه که گاهی بروز می کنه، ما هم سخت نمی گیریم. این سوییچ کردن مغز و مرور خاطرات گذشتنی نیست. میاد و میره، ما هم آمادگیشو داریم. سلام برسون به خونواده
  5. سلام علی جان.. سرحال باش واستوار ،، واقعا اینجا هنوز همون طوری که بود ما و یه دنیا چیزهایی که در عین حال به هم غیرمتبط هستند واز طرفی همهشون به هم گره خوردن! خودت می دونی چی میگم رفیق. حاضرم شخصا چیزهایی رو که دارم بدم تا فقط یه بخش کوچیک از آینده روشن فرزندم تو مُخم بگُنجه. راستی من حاضرم.

    پاسخ: سلام مهرداد عزیز. می دونم چی می گی..
  6. داشتن این حسها خیلی طبیعیه! البته می دونم گفتنش آسونه و تجربه کردنش خیلی سخته. من هنوز ویزا نگرفته دلتنگم. مدام نگرانم و هنوز مطمئن نیستم که آیا مهاجرت کار درستیه یا نه؟
    امیدوارم که شما هم هر چه زودتر بتونید به آرامش برسیدو دلتنگیهاتون کمتر بشه.
    برای همه اونهایی که تو غربت هستند این آرزو رو می کنم.

    پاسخ: آرامش رو داریم لیلا جان، به مقدار کافی. برای شما هم روزهای خوبی رو آرزو می کنم.
  7. علی جان من مطمئنم این دلتنگی برای شما همیشه هست ولی برای نیکداد نه..چون وابستگی نداشته…امیدوارم هر بار راحت تر این دلتنگی رو رد کنی…

    پاسخ: ممنونم لیلای عزیز از نظرت
  8. گر مرد رهی میان خون باید رفت
    وز پای فتاده سرنگون باید رفت
    تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
    خود راه بگویدت که چون باید رفت
    علی آقا شما هم که همیشه مرد رهی.موفق باشی

    پاسخ: قربانت سیما جان. من اصلا از چیزی ننالیدم. یه حس هایی گاهی میاد و میره.
  9. عزیزم،برای رشد و پیشرفت گاهی نیازه از بعضی چیزا بظاهر دور شد ولی یادها وخاطرات همیشه با آدم خواهد بود ،حال تو طبیعیه عزیزم بهر حال کشور آدم مثل خونواده است و دل تنگی حتی برای چیزای بد و آدمای بدشم حسیه که در دوری و غربت به انسان دست میده ولی خداوند به انسانا قدرتی داده که میتونه با همه نوع زندگی عادت کنه وکنار بیاد .ایران مال شماهاست ما امانت شمارو نگه میداریم تا هر موقع که خواستین (شوخی)هر جا هستین در پناه خدا موفق و سلامت باشین

    پاسخ: ممنونم خاله خوبم. خوشحالم کردی با نظری که دادی.
  10. سه روزه اینجام. همش به این فکر می کنم چقدر طول می کشه آدم بتونه اینجا رو خونه بدونه…. فکر کنم خیلی سخت و زمانبر باشه. اگر نه غیر ممکن….

    پاسخ: آره. خونه میشه ولی خونه هات دو تا میشه. اون اولی هم همیشه خونه میمونه.
  11. سلام دوست عزیز. تمام وبلاگ تون رو از قبل اومدنت تا این پست آخر رو یه جا خوندم. واقعا روون و زیبا می نویسی. در تمامی پستات تونستم باهات هم زاد پنداری کنم.از خاطرات پل سفید اهواز گرفته که خودم هم اونجا درس خوندم، هم هم سنی مون و دوستان اوزی مون، تا نگرانی و دودلی در مورد رفتن که الان خودم با هاش در حال کلنجار رفتنم وخیلی موارد دیگه که تو نوشته هات خوندم و تونستم با هاشون ارتباط برقرار کنم.
    می خوام ازت واقعا تشکر کنم که خوندن وبلاگت به من قوت قلب داد و باعث شد در تصمیم مصمم تر بشم وبتونم راهم رو انتخاب کنم. افتخار میکنم که میبینم این فرهنگ قشنگ کمک کردن به همدیگه ، و کمک متقابل به کسایی که بعد ما میان، رو به بهترین شکل گفتی و آموختی.
    بازم ممنون از اینکه تحریبات با ارزشت رو با ما به اشتراک گذاشتی و راه رو برای ما که بعد از شما می خوان بیان رو هموار تر کردی .با شناختی که از شخصیتت پیدا کردم مطمئنم به زودی کار عالی پیدا میکنی و از زییایی های اونجا در کنار نیکداد و خانوم مهربونت بیش از پیش لذت میبیری
    امیدورارم با انرژی که ازت گرفتم هرچه زودتر استارت مهاجرت رو برنم و کارا رو شروع کنم .وبلاگت عالیه بازم ادمه بده و ما رو تو حال هوات سهیم کن. منتظر خبرهای خوب ازت هستیم.
    کسی چه میدونه! شاید چند سال آینده درحالی که تو پارک سر صحبت رو با نفر کناریت باز میکنی همو تصادفی دیدیم !
    پایدار باشی و سربلند.
    یه دوست نفتی

    پاسخ: سلام دوست عزیز. ممنونم از لطفت و انرژی ای که با حرفات بهم دادی. ایشالا به زودی شما رو در اینجا ببینم. موفق باشید.
  12. سلام دوست عزیز،

    امیدوارم حالتون خوب باشه. من در سایت گوگل به دنبال راه کارهای مطالعه برای موفقیت در ازمون آیلتس بودم که سر از اینجا در آوردم.. یکی از پست های قدیمتون در این زمینه بود.

    بعد از خوندن اون مطلب چند تا سوال توی ذهنم ایجاد شد که با خوندن پست های اخیرتون تقریبا جوابشون رو گرفتم!!

    فقط جدا ۹ ساعت کلاس رفتید؟ یعنی زبانتون در حد فوق العاده ای بوده ؟؟ من شخصا چندصد کتاب و چند ده دیکشنری و کلی فیلم و غیره گرفتم اما سر در گم هستم برای مطالعه و تصمیم گرفتم برم کلاس اما مطمعن نیستم. اساسا نمی دونم چطور مطالعه کنم 🙁

    بعدش اینکه قصد من خروج از کشور هست اما چیزهایی که شما نوشتی انگار چندان راضی نیستی از وضعیت.. اصن حالم یه جوری شد 🙁

    نمی دونم اما جدی فک کنم از این به بعد بخوام بیام وبلاگت لطفن یه کم از خوبی های اونجا هم بنویس

    در آخر تا یادم نرفته اینکه لطفن اگر مقدور هست براتون بفرمایید که وضعیت زبانتون در چه حد بود؟ واقعا با همین چند تا منبع و روزی چهار ساعت آیلتس نمره ۷ گرفتید؟ من تصورم این که شما دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بودید یا من خیلی آیلتس رو سطح بالا گرفتم؟

    ضمنن محسن نامجو حرف نداره

    موفق باشی

    پاسخ: سلام دوست عزیز. ممنونم از لطف و پیام محبت آمیزتون. فکر می کنم شما همون پست آیلتس و پست آخر من رو فقط خوندید که چنین قضاوت کردید که من راضی نیستم.
    من ۸ جلسه کلاس رفتم، که لزوما یک ساعته نبوده و کلا ۲۴ ساعت کلاس رفتم. دانشجوی شریف هم نبودم و نبوغی هم در خودم سراغ ندارم. زبانم در حدی بود که با اون کلاس تونستم اون نمره رو بیارم و اگه دقت کرده باشید گفتم که اگه سطح زبان عمومی خوبی ندارید، برای گرفتن آیلتس عجله نکنید چون می تونه براتون نا امید کننده باشه.
    در ضمن به کیفیت مطالعه توجه کنید، نه تعداد منابع.
    به امید موفقیت شما دوست عزیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *