فارسی و بچه های ما مهاجران (۲)

خب این شروع کار به صورت خیلی خلاصه بود. منتها بچه ها پنج روز هفته رو مدرسه می رن و قرار نیست ما بهشون برای یادگیری فارسی فشار مضاعف وارد کنیم. اینجا ایران نیست که فشار کنکور و درس وجود داشته باشه و فرهنگ این جامعه هم درس محور نیست. پس باید از فرصتهای کوچیکی که پیش میاد استفاده کنیم و به بچه چیزی یاد بدیم. برای نیکداد گاهی درس خوندن فارسی ده تا پونزده دقیقه قبل خواب بود و گاهی یک ساعت تو آخر هفته ولی مطلقا هیچوقت بیش از یک ساعت تو یه جلسه نشد.

برای یاد دادن فارسی هم باید حتما خودتون مطالعه و تحقیق کنین. باورتون نمیشه که چقدر می تونه پیچیده باشه. من چندین روز مطالعه کردم که ببینم چطور می تونم حرف «ع» رو درس بدم، حرفی که هیچ صدایی از خودش نداره! یا چطور به بچه بگم که چه وقتی باید چطور حرف «و» رو تلفظ کنه که هم صدای «او» می ده، هم صدای «اُ» و هم «و». اینا همه پیچیدگی هاییه که باهاش روبرو میشین و بهتره همیشه یکی دو درس از بچه جلوتر باشین.

dsc03600

تعطیلات مدارس فرصت خوبیه برای این کار. بچه ها مدرسه نمی رن و واسه همین کمتر خسته میشن. ولی مهمترین چیز دادن انگیزه بهشونه. یعنی باید کاری کنین که بچه خودش بخواد و بیاد به سمت شما برای یاد گرفتن. من به نیکداد می گفتم که تو فارسی کتابهای خیلی خوبی هست که خیلی باحالن و خنده دارن و این حرفا. چیزایی که پسر بچه های اون سنی خوششون میاد. بعد هم یه سری کتاب از ایران گرفتیم که همشون ترجمه رمانها و داستانهای معروف غربی بود و شبها گاهی به جای داستان قبل خواب براش خوندیم و اینطوری تصویر مثبتی از کتاب و زبان فارسی تو ذهنش نقش بست، هرچند که در حقیقت داستانهای فارسی خیلی خیلی عقبتر از اون چیزی هستند که تو دنیا بهش داستان کودک می گن. ولی به هر حال این مساله جواب داد.
راه دیگه ای که ازش استفاده کردیم، ایجاد حس رقابت بود. مثلا می گفتم نیکداد، الان بچه های کلاس اول ایران مثلا دو صفحه از تو عقبترن، باید یه کاری بکنیم که بهمون نرسن و بعد نیم ساعت که می رفت و بازی می کرد، بر می گشت و می گفت میشه امروز یک ساعت فارسی بخونیم که اونا نتونن به من برسن؟

و این فرآیند همچنان ادامه داره. نیکداد حدود یک ماه پیش کتاب کلاس اول رو تموم کرد و این موفقیت بزرگی برای خودش و ما بود که بدون مدرسه تونستیم این فرآیند رو پشت سر بذاریم. ولی هنوز قسمت مهمی از کار مونده که داریم روش کار می کنیم و اون عادت دادنش به خوندن کتاب به فارسی و روان شدن خوندن و همزمان افزایش دایره لغات و یاد گرفتن جزییات دیگه است که این کار رو با کمک کتابهایی که از ایران آوردیم انجام می دیم.

ذائقه بچه هم برای یاد دادن زبان خیلی مهمه. یعنی اگر بچه ای داستان دوست داره، باید بهش کتاب داستان بدین، ولی اگه مثلا کتاب علمی یا ورزشی و سرگرمی دوست داره، بهتره چیزی پیدا کنین که به اون موضوعات بخوره و این هم واقعا کار آسونی نیست.

یه مساله خیلی مهم هم اعراب گذاری هست. بچه هایی که اینجا مدرسه میرن، خب اصولا یاد گرفتن که چطور حروف رو به ترتیب ادا کنن، ولی ما تو فارسی اعراب رو خیلی نمی ذاریم و این خوندن رو برای بچه ها سخت می کنه. من همه کتابهایی رو که نیکداد قراره بخونه اعراب گذاری می کنم. اونم نه همه کلمات رو. اول کلمه خیلی مهمه چون بچه نمی دونه دو تا حرف رو چطور به هم وصل کنه.

دیگه اینکه یه سری چیزهای دیگه هم هست که باید بعد از یاد گرفتن خوندن و نوشتن یاد بگیره. مثلا اینکه می روم و می رویم فرقش چیه؟ برای ما ساده است ولی باید توجه بچه رو به این چیزها جمع کرد. یا مثلا براش یه زمان رو بنویسم و ازش بخوایم گذشته اش رو بنویسه. یا مثلا بهش بگیم ده تا کلمه بنویسه که با می شروع میشه و بعد بهش بگیم که می چه معنی داره.

من کتاب کلاس دوم ایران رو تهیه کردم که این چیزا و جمله نویسی رو با نیکداد کار کنم. ولی کتاب خیلی مشکل داره. اولا اینکه به شدت ایدئولوژیک طراحی شده. بیشتر شبیه کتاب دینیه تا کتاب فارسی. بعدش هم اینکه نه مطالب و نه عکسهاش جذابیتی واسه یه بچه هفت-هشت ساله که می دونه کتاب کودک چیه نداره.

واسه همین بهم گفت که از اون کتاب بدش میاد و منم سعی کردم خودم بهش تمرین بدم و باهاش کار کنم.

سرعت خوندن بچه هم به مرور تغییر می کنه. نیکداد الان مثلا پنج خط فارسی رو ده-پونزده دقیقه طول میده که از یه بچه هم سن و سالش تو ایران خیلی کندتره، ولی نباید فراموش کرد که فارسی زبان دومش حساب میشه و باید بچه هامون درک و تشویق کنیم و ازشون توقع بیجا نداشته باشیم.

خب، خوشحالم که این مطلب رو به یه جایی رسوندم، منتها ممکنه بازهم در آینده چیزهایی بنویسم چون خودم هم در حال تجربه کردن و یادگیری هستم. اگه دوستان هم تجربه دارن، خوشحال میشم که بدونم و استفاده کنم.

 

 


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

4 دیدگاه برای “فارسی و بچه های ما مهاجران (۲)

  1. خیلی خوبه که پسرتون رو درک می کنید و مجبورش نمی کنید کتابی که دوست نداره رو بخونه. ازش توقع زیاد ندارین و تشویقش می کنید. در مورد مقایسه یه بچه با بچه های دیگه من شنیدم که بچه آسیب می بینه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *