سفر استانبول (۴)

تو محله Kabatas کشتی هایی هست که کار جابجایی مسافر به بخش آسیایی و جزایر استانبول رو انجام می دن. استانبول جمعا ۹ تا جزیره داره که معروف به Princes Islands هستند و دلیل این نامگذاری اینه که در گذشته خیلی از شاهزاده های مغضوب اروپایی رو به اونجا تبعید می کردن. از این جزایر، یکیشون در حال حاضر ملک شخصی و دیگری به علت کوچکی بیش از حد خالی از سکنه است. تو یکیشون هم فقط یه مدرسه شبانه روزیه. می مونه ۶ تای دیگه که کشتی ها به ترتیب از این جزیره به جزیره بعد می رن و در آخر برمیگردن به شهر استانبول. ساختمان های این جزیره ها همه به سبک معماری قرن نوزدهم ساخته شده و عمدتا قدیمی، اما زیبا و دلباز هستن. بزرگترینشون هم جزیره Boyukada یعنی مقصد ما بود.

در این جزایر استفاده از وسایل نقلیه موتوری ممنوعه و حمل و نقل توسط دو چرخه و کالسکه انجام می شه و در کل به جز چند ماشین پلیس و آتش نشانی و حمل زباله، اتومبیل دیگری در این جزایر دیده نمی شه.

خلاصه، با توجه به برنامه زمانی که از مرکز اطلاعات توریستی گرفته بودیم، سوار کشتی شدیم و در عرشه ای که رو به بخش آسیایی بود نشستیم. کشتی به راه افتاد و ساحل زیبای استانبول جلوی چشممون بود. واقعا زیبا بود و خیلی عظیم و طولانی. استانبول واقعا شهر بزرگی بود و اینکه می گن جزء بزرگترین شهرهای اروپاست، گزاف نیست. یکی یکی به جزایر می رسیدیم و مسافرا سوار و پیاده می شدن. وسط راه تصمیم گرفتیم که به بخش فوقانی کشتی بریم. روی یه نیمکت نشستیم و از پسر جوونی که کنارم نشسته بود خواستم که یه عکس دوتایی ازمون بگیره. از لهجه اش فهمیدم که انگلیسی زبانه و بعد اینکه ازش پرسیدم، گفت که اهل سیدنی استرالیاست و منم گفتم که ما هم قصد مهاجرت به استرالیا رو داریم. برخوردش خوب و مودبانه بود و برای اولین بار حس کردم که لهجه استرالیایی چقدر با لهجه بریتانیایی و آمریکایی فرق داره.

خلاصه، به Boyukada زیبا رسیدیم. در بدو ورود به جزیره یه نقشه از جزیره رو که روی شیشه مرکز اطلاعات توریسم جزیره نصب شده بود نگاه کردم و دیدم که برعکس نصب شده! با خودم به انگلیسی گفتم که برعکسه و پیرمردی که کنارم بود تایید کرد و شروع به صحبت کرد. گفت که آلمانیه و ۲۰ سال پیش برای اولین به استانبول اومده بوده و اون موقع یه شهر کوچیک و کاملا سنتی دیده بود. اما الان استانبول خیلی بزرگ، پر جمعیت و بی در و پیکر شده با بیش از ۸ میلیون نفر جمعیت (البته معلوم نیست این آمار درست باشه یا نه). و به ما توصیه کرد که هیچوقت پس از مدت زیادی به جایی که ازش لذت بردیم برنگردیم. با خودم گفتم اگه استانبول بی در و پیکره، پس شهرهای خودمون چیه؟

بیوکآدا، بسیار زیباست. وقتی وارد شدیم، با یه منظره رویایی روبرو شدیم. چیزی شبیه جزایر استوایی مرطوب با درشکه های قدیمی و خونه های چوبی با نرده های خیلی خوشگل. خیابونا باریک بودن و خونه ها با پرچین های کوتاه از خیابون جدا می شدن. محو فضا شده بودیم. رستوران های سنتی کنار پیاده رو ها صندلی گذاشته بودن و بستنی فروشی ها هم به نوبه خودشون آدمو وسوسه می کردن. شروع کردیم به قدم زدن تو خیابونا و رفتیم لب ساحل. از دور استانبول دیده می شد و خیلی ها تو ساحل مشغول شنا یا آفتاب گرفتن بودن. دوباره برگشتیم به خیابونای داخل جزیره و تصمیم گرفتیم یه دوچرخه ۲ نفره کرایه کنیم.

ادامه دارد.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *