سرزمین آفتاب (۲)

امروز با
دایانا، صاحبخونه مون رفتیم بیرون. قرار بود صبح زود که میره واسه قدم زدن باهاش
بریم ولی چون ساعت ۶٫۵ صبح میره بیرون، ما خواب موندیم. تا برگشت خونه در زد و گفت
دارم می رم خرید، شما هم میاین؟ ما هم رو هوا زدیم! اول رفتیم
Charlies واسه خرید میوه و سبزیجات. این
فروشگاه میوه، سبزی و مرغ ارزون می فروشه. شایدم گوشت. دقت نکردم. از ارمغان
تعریفش رو شنیده بودم و فکر می کنم زنجیره ای باشه و از تولید به مصرف. هر روز هم
چند تا از محصولاتش رو به قیمت خیلی پایینتر می ده. مثلا ۳ تا خربزه کوچیک اندازه
توپ پلاستیکی های سابق رو ۲ دلار خریدیم امروز و یه هندونه همون قدی بدون هسته ۶۷
سنت شد. با توجه به فصل، بعضی چیزا گرون میشه، مثلا گوجه الان حدود ۷-۸ دلاره
کیلویی

بعدش رفتیم چند تا موبایل فروشی و پلان های موبایل و اینترنتو دیدیم.
البته قصد گرفتن نداریم فعلا، فقط اطلاعات گرفتیم. بعد یه سر به
Coles، woolworth
و Aldi زدیم. ظاهرا
Aldi ارزونترین سوپرمارکت اینجاست، ولی مثلا برای میوه
همون
Charlies بهتره و مثلا روغن توی
Coles ارزونتره.

توی Woolworth می تونین دل، جگر، قلوه و زبان گاو و گوسفند رو با قیمت کم
بخرین. مثلا یه زبان گاو ۶۵۰ گرم میشه و قیمتش حدود ۳ دلاره و برای سلیقه ما سه
تا، خوراک لذیذیه و واقعا هم به صرفه است

سیر اینجا خیلی گرونه.سبزی تازه هم نسبتا گرونه ولی می تونین از
مخلوط سبزی های خرد شده فریز شده استفاده کنید
.

بعدش دوستم که ما رو واسه ناهار دعوت کرده بود اومد دنبالمون و
مهمونشون بودیم تا عصر. نیکداد و آرتین که پسر دوستمه و فقط ۲۰ روز از پسرم
بزرگتره حسابی با هم بازی کردن و هر چی بیشتر با هم بازی می کردن، ما دلمون قرص تر
می شد که پسرمون اینجا تنها نیست و روابط خودش رو میسازه. دوستامون هم بسیار خوب و
صمیمی و مهربان بودن. فرمهای اپلیکیشن خونه رو همونجا اسکن کردم که تو خونه
بفرستم. جلوی در که رسیدیم دایانا اومد. سگ هاشو برده بود پارک سگها که کنار
رودخونه است و برگشته بود. فوری گفت: می خواین نیک رو ببرم پارک بازی بچه ها یا
بریم پارک سگها که نیک سگ رو ببینه؟ منم از نیکی پرسیدم و از اونجاییکه دیوانه وار
تو این ۳ روز عاشق سگهای دایانا شده، پارک سگها رو انتخاب کرد
.

رفتیم اونجا، یه کم نیکی روی سرسره بازی کرد و بعد رفتیم تو پارک.
انواع و اقسام سگها اونجا با صاحبانشون ول بودن و بازی می کردن و می دویدن. بعضی
هاشون خیلی کوچیک و بعضی هاشون حسابی گنده بودن. همشون هم میومدن و آدمو بو می
کردن و می لیسیدن و راز و نیکی هم می ترسیدن و هم کیف می کردن ولی من ترسم بیشتر
از کیف بود خدایی! یک سگ گنده رنگی رنگی بود که یه چشمش آبی بود و یکی قهوه ای!!
به حق چیزای نشنیده
!

تو راه خونه از دایانا پرسیدم که شغلش چیه؟ گفت که Real estate agent هست! گفتم تو بودی و
ما اینقدر دنبال خونه هستیم بنده خدا؟! گفت با این پولی که دارین طرفای مرکز شهر
خونه ای نیست. گفتم خودم می دونم، منم که نمی خواستم مرکز برم. کاری ندارم اونجا.
مگه تو رشت خودمون کجای شهر می نشستیم؟
!!

بهش ماجرای خونه دیروز رو گفتم، غروب در زد و کارتشو داد و گفت که
منو به عنوان صاحبخونه فعلیت معرفی کن و بگو که
agent رجیستر شده کوئینزلند هستم و من سعی می کنم راضیشون کنم. خلاصه اسکن و
اطلاعات تماسشو با بقیه مدارک فرستادم و منتظرم که ببینم فردا چی میشه
.

توضیح به اقا وحید عزیز: تو هواپیما یه فرم می دن که حتما در جریانش
هستی که مثلا دارو دارین یا موز و حبوبات و این حرفا. باید به درستی جواب بدی چون
اگه دروغ بگی جرمه و جریمه داره. منم گفتم که دارو دارم و تمام مدارک پزشکیم همرام
بود. درباره غذا هم همینطور. قبل باز کردن دوباره ازت سوال می کنن که آیا تمام فرم
رو خوندی؟ آیا همه کلماتش رو فهمیدی؟ آیا می دونی که اگه اشتباه جواب بدی جرمه؟
آیا می دونی که باید بالای ۱۰ هزار دلار در ورود رو اعلام کنی و این حرفا. ما هم
حسابمون پاک بود و مشکلی پیش نیومد
.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *