سلام بریزبن

خب، بالاخره ما
هم رسیدیم به محلی که قراره توش زندگی بهتری داشته باشیم. خیال باف نیستیم که بگیم
بهشته، اهل غر ردن هم نیستیم که بگیم مث ایرانه و فرقی نداره. فرق داره و اصلا
قابل مقایسه هم نیست. دلتنگی ها و دوری ها و خداحافظی ها هم به جای خود که نمی
خوام الان از تجربه خودم بگم. فقط اومدم بگم که رسیدیم.آسمون همچنان آبیه و زندگی
در اینجا مثل ایران جریان داره
.

و اما پرواز.

ما همونطور که گفتیم بار فریت نکردیم. به هیچ کس هیچ توصیه ای در این
مورد نمی کنم. هر کاری دوست دارین بکنین. ما سبک زندگیمون تو ایران ساده بود و
بدون زرق و برق و وسایل آنچنانی. با همون سیستم هم تصمیم گرفتیم که بیایم و فقط چیزای ضروری رو آوردیم
.

باری که باید تحویل می دادیم ۹۲ کیلو بود که ترازوی فرودگاه ۹۴ نشون
داد و با دو کیلو کم کردن وسابل خانومه راضی شد و پول اضافه بار ندادیم. با یه
چمدون کابین، دو تا ساک دستی کابین، یه کوله، یه کیف لپ تاپ و یه کاور لباس که
هرکدوم به معنای واقعی کلمه تا خرخره پر شده بودن سوار شدیم. کاری به نگاه های
معنادار گهگاه هموطنان عزیز هم نداشتیم، چون خیلی هاشون مث من دلار ۳۷۰۰ تومانی
نخریده بودن که

نیکداد حسابی خسته و داغون بود طفلک. همون اولش گفت «من ژیادی دوبی
رو دوست ندارم و نریم دوبی. فقط بریم استالایلا». بعد هم آنچنان تو هواپیما و تمام
زمان کانکشن و بوردینگ پرواز دوم خوابید که یه بسته ۱۷ کیلویی هم به وسایل ما
اضافه شد، با این تفاوت که باید بغل می شد و وسط کار غر هم می زد
!

پرواز اما در مجموع خوب بود. استرسی در کار نبود و نیست. انگار که
مثل زمان دانشجویی عازم اهواز بودم. تو گیت بوردینگ در دوبی اقایی که پاسپورتها رو
چک می کرد کلی درباره اینکه چطور ویزا گرفتیم و سیستم امتیازبندی استرالیا ازمون
سوال کرد
.

یه شامپو و کرم هم تو ساک بود که اونجا گفتن که بیشتر از ۱۵۰ میلی
لیتره و نمی تونیم ببریم. گفتم آقا یکیش 110 و اون یکی ۳۵۰٫ واسه
سه نفر همون ۱۵۰ در میاد دیگه! لبخندی زدن و تو یه پاکت جدا گذاشتن و گرفتن ازمون
و بریزبین تحویلمون دادن
.

تو فرودگاه بریزبین هم پاسپورت و چهره راز دو بار چک شد چون عکس
پاسپورت با حجاب بود و چندان شباهنی به راز واقعی نداشت
!

سه تا از چمدون های بزرگمون رو که غذا و دارو توش بود اول با تحکم چک
کردن و وقتی دیدن من همه چی رو درست اعلام کردم و همه چی بسته بندی شده و داروها
نسخه داره، کلی با احترام بستن و تحویل دادن و حتی ازمون پرسیدن که اشنایی داریم و
اگه تاکسی خواستیم چی کار کنیم و کار داریم و با دیدن پولمون هم دل سوزوندن که
طفلکی ها با اینقدر پول اومدن و خلاصه بهمون اطمینان دادن که اینجا موفق می شیم
.

یه دوست تازنین هم اومد دنبالمون و عصری حساب بانکی درست کردیم و سیم
کارت خریدیم. فعلا هم که در خدمت دوستانیم. ایشالا کامنتها پست قبلی رو هم سر فرصت
جواب می دم. از مهربونی همه مهربانان ممنونم
.

 


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *