شبانه (۴) – حریم خصوصی

حس خودم اینه که دوستانی که بلاگ
منو می خونن، فقط به خاطر مطالبی که گهگاه واسه مهاجرت می نویسم نیست که این کارو
می کنن و واسه همین، حس خوبی دارم و می تونم راحت به این شاخه و اون شاخه بپرم و
خودمو سانسور نکنم.

بحث حریم شخصی تو فضای مجازی خیلی
وقته که توجه منو جلب کرده. شبکه ی.و.ر.و نیوز یه تبلیغ خیلی گویا رو چندی پیش پخش
می کرد، نمی دونم الانم می ده یانه، اینکه چند نفر، زن و مرد تو موقعیت های مختلف
دارن با اینترنت کار می کنن و یهو همه لباساشون در میاد و برهنه می شن. یکی تو
فرودگاهه، یکی تو اتاق خوابش و … . رو لزوم حفظ امنیت در اینترنت تاکید می کنه،
چیزی که واسه من خیلی مهمه. امنیتی که ازش صحبت می کنم، به خاطر ترس از نهادها و
سازمان های امنیتی نیست. خودم، به عنوان یه انسان، دوست دارم یه چیزایی رو با بقیه
سهم کنم و یه چیزایی رو نه. حالا اگه اون چیزایی رو که دوست ندارم دیگران بدونن،
به خاطر استفاده از اینترنت، عمومی بشه، احساس می کنم که به حریم خصوصیم تجاوز شده
و معذب می شم. تبعاتش هم زیاده. مثلا من ادبیاتی که من در صحبت کردنم با دوستان
آقا به کار می روم خیلی متفاوت از دوستان خانوم هست و به کار بردن یه جمله نابجا
تو ف. بوک یا یه ایمیل فورواردی، می تونه یهو روابط منو با تعداد زیادی از دوستان
خانوم مخدوش کنه و ذهنیت بدی از شخصیت من براشون بسازه؛ حتی اگه دوستان صمیمی
چندین ساله باشن. واسه همینه که من تو انتخاب عکسهایی که تو صفحه ام می ذارم خیلی
دقت می کنم و قبل گذاشتن عکس هایی که دیگران هم توش هستن، در صورتی که کمی وضعیت
پوشش و موقعیتشون خاص باشه، ازشون اجازه می گیرم و یا اصلا نمی ذارم عکسی. حتما که
نباید هر رویداد کوچیک زندگی رو تو بوق و کرنا کرد که عالم و آدم بدونن. گاهی آدم
حال می کنه چند تا عکس بذاره، ولی از اینکه بعضیا جزییات زندگیشون رو سلسله وار در
شبکه های اجتماعی میارن تعجب می کنم. مثلا آدم می شناسم که اینقدر پست های متعدد
شخصی تو صفحه اش می ذاره که کاملا می تونین بفهمین که از صبح تا شب چیکار کرده.
این مساله خیلی ذهن آدمو تخدیر می کنه. یعنی آدم همش به فکر این باشه که تقی به
توقی خورد زرتی عکس بگیره و بذاره تو فیس بوک و سعی کنه لباس هاش تو عکسا متنوع
باشه و گزارش جزء به جزء سفرهای خارجیشو بده و طوری عکس بگیره که مارک عینک
آفتابیش معلوم باشه. یه مساله دیگه هم لایک کردنه. لایک کردن تو سنت ما ایرانیا واقعا
یه فرهنگ شده که هر چیزی باید لایک بشه. داداش من، خواهر من، اگه چیزی خوشت اومد
لایک کن! طرف می گه: «وای، امروز چقدر گرم بود». بعد خیل جمعیت جوانان غیور رو می
بینین که لایک کردن. شاید هم من دیوونه شدم والله.

لایک کردن پست های خودنوشته هم
پدیده دیگه ایه و گذاشتن عکسهای دیگران برای مسخره کردن که مثلا علی فلان سال سبیل
داشت و تقی سال فلان حزب ا… بود و ابروی های فلان خانوم قبل دانشگاه رفتنش فلان
طور بود.چقدر هم زیاده اَد کردن افرادی که هیچ رابطه دوستی فی مابینی وجود نداره و فقط به صرف دونستن نام طرف، این کار انجام میشه و تبعاتشو که همه بهتر از من می دونین… .

چقدر حرف زدم! این هم یه شبانه از
نوع غر زدن بود، ساعت ۱۰:۳۰ شب، توی کارخونه و بعد از خوردن شام و چای و مسواک
نوشتم و الان باید برم رو خط ببینم تولید رو به راهه یا نه. خدا کنه بتونم تا ۶:۳۰
صبح بیدار بمونم.

این پست رو هم به جان خودم به خاطر
مورد خاصی ننوشتم. به خاطر یه مجموعه از چیزا در طول زمان بود. یه وقت کسی به دل
نگیره. خیلی ازین عمومی شدن ها هم تقصیر خود این شبکه هاست، سعی کنین یه نگاهی به
Privacy setting های سایتهای اینجوری بزنین. ضرر نمی کنین.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *