درباره خودم

امروز می خوام کمی درباره خودم صحبت کنم.

من علی هستم و رشته تحصیلیم مهندسی مکانیکه که از اهواز فارغ التحصیل شدم. دلم حسابی واسه همه همکلاسی هام تنگ شده و دوست دارم یه بار هم که شده تک تکشونو ببینم و یاد ایام کنیم.

در حال حاضر تو یه واحد صنعتی تو رشت، زادگاهم، مشغول کارم. ازدواج کردم و یه همسر بی نظیر و یه پسر کوچولوی نازنین دارم که متولد ۱۰ فروردین ۸۸ هه. همسرم هم مثل من مهندس مکانیکه و مشغول کار تو یه شرکت دیگست.

خانواده مذهبی ای دارم اما خودم در کل مذهبی به حساب نمیام ولی تعامل بسیار خوبی باهاشون دارم و مشکلی با هم نداریم و در کل مراعات همو می کنیم. نه اونا در صدد تحمیل چیزی به من هستند و نه من سعی می کنم که طرز تفکرشونو عوض کنم، ولی نمیشه تاثیرات متقابل فکری ما رو هم رو نادیده گرفت که باعث میشه دائم خودمونو به روز کنیم.

دوستان زیادی دارم، اما متاسفانه خیلی خیلی کم می بینمشون. یه کمش تقصیر زندگیه و بیشترش تقصیر خودم و خودشونه. چشم به هم بزنیم سن و سالی ازمون میگذره و حسرت این روزای جوونی رو می خوریم که با هم نبودیم و خوش نگذروندیم. چندی پیش امتحان نظام مهندسی داشتیم. تو محوطه محل امتحان چند تا از دوستانمونو دیدیم. احساس توامان شادی و حسرت بهم دست داد. شادی از دیدنشون و حسرت روزهای رفته که بدون دوستان گذشت. بگذریم. آدمی همینه. حسرت دیروز. نه برنامه ای برای آینده.

دغدغه اصلی ذهنی من در حال حاضر مهاجرته و هر روز چند ساعتی برای انجام کارهای مربوطه وقت می ذارم و امیدوارم بتونم از وقتی که می ذارم نتیجه بگیرم. با اینکه کشور و شهر و کوچه و خیابون و خونمو دوست دارم، فکر می کنم باید ازشون دل بکنم و برم با توجه به شرایط مختلف سیاسی و اجتماعی که توش قرار داریم.

مقصد استرالیاست و تا حالا امتحان IELTS رو دادم و مشغول آزاد کردن مدرک دانشگاهیم هستم تا کارای ارزیابی مدرک رو انجام بدم. فرآیند طولانی ای در پیشه که امیدوارم از پسش بر بیام.

صبح ها ساعت حدود ۵:۴۵ بیدار می شم و پس از اینکه نیکی رو خونه مامان بردم (یا بردیم)، می ریم شرکت. من تا حدود ۶ شرکت هستم و خانمم ۳ تعطیل می شه و خودش طفلکی میره دنبال نیکی با تاکسی. منم روز های شنبه تا سه شنبه تو یه آموزشگاه، زبان تدریس می کنم، یعنی ۲ ساعت دیگه بعد ساعت ۶ کار می کنم و اصولا تو ۴ روز اول هفته هیچ کار جانبی دیگه ای ازم بر نمیاد. خب، این یه معرفی مختصر از خودم، کارم و زندگیم بود. فکر می کنم لازم بود، چون تو پست های بعدیم لازم نیست یه سری چیزا رو از اول تعریف کنم.

خیلی نوشتم. تا بعد.


صفحه فیس بوک «صدای استرالیا» را لایک کنید تا از آخرین به روز رسانی‌های سایت مطلع شوید.

گردشگری در استرالیا اطلاعاتی به زبان فارسی در خصوص نقاط دیدنی استرالیا به شما ارائه می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *