روزانه (۱)

تو ایران یه مجموعه یادداشت هایی بود به نام «شبانه» که توی محل کارم و زمانی که تو شیفت شب بودم می نوشتم. یادداشت هایی بود که ربطی به کار نداشت به اون صورت، فقط روح و فضای محل کار توش منعکس می شد. یعنی یه جا وسطش مجبور بودم تمومش کنم، یه جا کاری پیش میومد و تلفنی زنگ می خورد و رشته افکارم پاره می شد و گاهی، گاهی که نه، بسیاری از اوقات سکوت شب و تنهایی توش کاملا پیدا بود. اینجا محیط کار متفاوته. کاری به کاراکتر کار ندارم، زندگی استرالیایی چیزی به نام 12 ساعت...