دلیلی برای نوشتن

من آدمی بودم که همیشه دوست داشت بنویسه. یه روزایی فکر می کردم که بتونم نویسنده موفقی بشم. کسایی که نوشته هامو می خوندن همیشه خوششون می اومد و علیرغم انتقادها، در کل خوب می دونستن نوشته هامو. ولی مدتیه که دیگه نمی تونم بنویسم. منظورم داستان های کوتاهیه که گهگاه می نوشتم. نمی دونم چرا. شاید به خاطر درگیری های زندگیه و شاید برای اینه که دیگه آدم غمگینی به حساب نمیام . مثل شاعر فرانسوی، لامارتین، به نظرم هنر شعر و داستان نویسی عمدتا به دو دلیل در یه شخص ظهور می کنه. یکی عشقه و دیگری غم....