گالا، عصاره تاریخ سریلانکا

این گزارش رو برای ماهنامه سفر در ایران تهیه کردم و چاپ شده. برای رسیدن به شهر گالا[۱]، با خودرو تویاتای آکوا که خودرویی هیبریدی با نیرو محرکه بنزینی و الکتریکی است، راهی بزرگراه اکسپرس جنوبی[۲] شدم. این بزرگراه که با استانداردهای بالای جهانی ساخته شده، کلمبو[۳]، پایتخت سریلانکا را به شهرهای توریستی در سواحل […]

رودخانه برفی (۲۱)

۱ به نیک می گم می دونی معنی پرسش چیه؟ میگه نه. میگم یعنی سوال. ـ پاسخ چی؟ ـ کسی که سوال پرسیده؟ ـ نه. یعنی جواب. سوال و جواب عربی هستند و پرسش و پاسخ فارسی. ـ اصلا به نظر نمیاد. دلیلش هم اینه که ما از کلمات فارسی تر بیشتر تو نوشته ها […]

کاربرد فحش در زبان

این پست درباره موضوعیه به نام فحش دادن. البته نه فحش هایی که مردم تو صفحه های اجتماعی به هم می دن. بلکه کاربرد فحش در زبان. البته من زبان شناس نیستم و همه این چیزهایی که می نویسم برداشت شخصی خودمه. سالهاست که ترجمه حرفه ای انجام می دم و مترجم رسمی هم هستم […]

حلال!

برای کسایی که مسلمون معتقد هستند، قاعدتا مهمه که غذایی که می خورن حلال باشه. غذای حلال هم اصولا غذاییه که توش الکل و گوشت حیوانات حرام گوشت نباشه و ذبحشون هم اسلامی باشه. حالا یه بابایی رفته و کلمه حلال رو به عربی به عنوان لوگوی بیزینسش ثبت کرده و گفته هر کی می […]

رودخانه برفی (۲۰)

یه مقدمه تکراری: به توصیه یکی از دوستان به فکر افتادم یه کانال تلگرام درست کنم. هم نوشتنش راحتتره، هم در دسترس تره واسه کسایی که می خونن. هر وقت چیزی به ذهنم برسه فوری تو کانال می نویسم و سعی می کنم ماهی یک بار همه مطالب رو اینجا تو وبلاگ آپلود کنم. اینطوری راحت […]

رودخانه برفی (۱۹)

مقدمه به توصیه یکی از دوستان به فکر افتادم یه کانال تلگرام درست کنم. هم نوشتنش راحتتره، هم در دسترس تره واسه کسایی که می خونن. هر وقت چیزی به ذهنم برسه فوری تو کانال می نویسم و سعی می کنم ماهی یک بار همه مطالب رو اینجا تو وبلاگ آپلود کنم. اینطوری راحت تره خیلی. […]

رودخانه برفی (۱۸)

مقدمه چند روز پیش یکی از دوستان می گفت که چرا دیگه وبلاگ نمی نویسم. گفتم علاوه بر مشغله، واسه اینکه نمی دونم چی بنویسم و نمی دونم که اصلا خونده می شه بلاگم یا نه. گفت از زندگی روزمره بنویس، همون تنوعش خوبه. این شد که به فکر افتادم یه کانال تلگرام درست کنم. […]

ایران از نگاه دیگران

ما تو ایران یه جورایی فکر می کنیم که مرکز جهان هستیم و اینکه مثلا فلان ایرانی تو ناسا یه کاری کرده یا حسین رضازاده فلان وزنه رو زده، همه جای دنیا پخش شده و همه می دونن ما کی هستیم و چه کاره ایم. در عالم واقعیت اینطور نیست. خارجی ها برای ما اهمیتی […]

فارسی و بچه های ما مهاجران (۲)

خب این شروع کار به صورت خیلی خلاصه بود. منتها بچه ها پنج روز هفته رو مدرسه می رن و قرار نیست ما بهشون برای یادگیری فارسی فشار مضاعف وارد کنیم. اینجا ایران نیست که فشار کنکور و درس وجود داشته باشه و فرهنگ این جامعه هم درس محور نیست. پس باید از فرصتهای کوچیکی […]

فارسی و بچه های ما مهاجران (۱)

تو پست قبلی درباره زبان مادری نوشتم و اینکه ماها این زبان و لهجه فرهنگ باهامون هست تا موقع مرگ. ولی در مورد بچه هامون چی؟ آیا اونا هم این زبان فارسی یا هرچیز دیگه واسشون اونقدر مهمه و حیاتیه که برای ما هست؟ مطمئنا مهم هست، اما حیاتی نیست. یعنی خیلی مهمه که بچه […]